محمد سلیمی‌راد؛ کارگردان سینما:

فیلم‌ساز باید از دل مردم باشد

فیلم‌ساز باید از دل مردم باشد

هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ محمد سلیمی‌راد کارشناس کارگردانی سینما از دانشگاه بوشهر است. او که در دهدشت از استان کهگیلویه و بویراحمد متولد شده، علاقه‌اش به سینما را مربوط به سال‌های دور می‌داند. وقتی در سینمای نوستالژیک شهرش به تماشای فیلم‌های اکشن می‌رفته و علاوه بر محتوا، همیشه ذهنش درگیر پشت صحنه‌‌ی فیلم‌ها نیز بوده است. با این کارگردان 38 ساله که در کارنامه‌ی هنری‌اش فیلم‌های برگزیده‌ی جشنواره‌ای به چشم می‌خورد، گفتگو کردیم. صحبت‌هایش را بخوانید.

دانشگاه؛ شروع فعالیت‌های سینمایی‌ام بود

از نوجوانی به سینما علاقه‌مند بوده‌ام. آن سال‌ها در سینما دهناد دهدشت که از نوستالژی‌های استان است، فیلم‌های دفاع مقدسی و بروسلی می‌دیدیم و سعی می‌کردم علاوه بر محتوا، توجه کنم چطور این صحنه‌ها شکل گرفته است. علاقه‌مندی‌ام از نوجوانی ایجاد شد و کم‌کم وارد این عرصه شدم. مسیری که انتخاب کردم آگاهانه بود و همه‌ی آسیب‌هایش را در نظر گرفتم. همین موانع به من انگیزه‌ی بیشتری داد تا موفق شوم. فعالیت در سینما را از سال 86 با ورود به دانشگاه شروع کردم. با کارهای دانشجویی و گروه‌هایی که تشکیل می‌دادیم، کنار تحصیلات آکادمیک ساخت فیلم کوتاه را تجربه کردم. به اعتقاد من، آموزش و تجربه جدانشدنی هستند و باید در همه‌ی حوزه‌ها به‌خصوص هنر و سینما کنار هم باشند تا فرد موفق شود. در دانشگاه علاوه بر آموزش، فعالیت‌های تجربی شکل می‌گیردکه آغازگر ورود به دوره‌ی حرفه‌ای است. تجربیات این دوران با آموزش و مطالعه می‌تواند کمک‌کننده باشد.

فعالیت حرفه‌ای‌‌ام در حوزه‌ی سینما به سال 90 و ساخت مستند «عقد آسمونی» برمی‌گردد. از آن زمان، فیلم‌های متعدد داستانی و مستند ساخته‌ام که شاخص‌ترینش «عروس جمعه»، «سرباز شماره‌ی صفر»، «شوتی»، «ورد»، «ماهر» و مستندی به اسم «آقا حسن» است که اخیرا تولید کرده‌ام و آثارم در جشنواره‌های داخلی و خارجی حائز رتبه‌های برتر شده‌اند. جشنواره همیشه برای هنرمند مخصوصا آن‌ها که آثار کوتاه و مستند تولید می‌کنند و کمتر در محافل عمومی نمایش داده می‌شوند، فرصتی است تا مخاطبین خاص راجع به آثارشان نظر بدهند و در گام‌های بعدی موفق‌تر شوند. بعلاوه، به هنرمند انگیزه با حس رقابت می‌دهد که کارش را در معرض داوری و دید عموم قرار دهد. اگر فرد در جشنواره موفق شود، خودش را به عنوان هنرمندی خوب می‌شناساند و می‌تواند آثار بهتری تولید کند. از این لحاظ برای هنرمندانی که در حوزه‌های فیلم کوتاه و مستند فعالیت می‌کنند، جشنواره‌ها فرصت خوبی برای دیده شدن است.

دغدغه‌هایی از جنس آسیب‌های اجتماعی

جغرافیا و زیست افراد در انتخاب موضوع آثارشان تأثیرگذار است. من به لحاظ مکان زیستم سعی کرده‌ام موضوعات بااهمیت‌تری را که مسئولین کمتر توجه می‌کنند در قالب مستند یا داستانی ارائه دهم. آسیب‌های اجتماعی مثل اعتیاد، طلاق، خودکشی، بحران‌های زیست‌محیطی مثل کمبود آب و در کنارش افتخارات استان مثل دفاع مقدس برایم حائز اهمیت بوده‌اند تا هم به‌واسطه‌ی آن‌ها معرف خوبی برای استان در جشنواره‌ها باشم و هم مسئولین را متوجه مسائل کنم و تا حدودی تأثیرگذار باشم. زادگاه هر انسان همیشه برایش عزیز و شریف و دارای ویژگی‌هایی است که دوست دارد به بهترین شکل معرفی کند. من هم با لنز دوربینم فرصت‌ها، مشکلات و هرچه متوجه شهرم است را به ایران و دنیا نشان داده‌ام و هم نکات مثبتی که پیشرفت شهرم را به دنبال داشته باشد. همه‌ی فیلم‌هایم را دوست دارم. از زمانی که ایده‌شان در ذهنم شکل می‌گرفت و سراغشان می‌رفتم برایم جذاب بودند و فکر می‌کردم مخاطب هم دوستشان خواهد داشت و همین اتفاق در بازخورد اکران‌های مردمی و جشنواره‌ها رخ داده است.

در خیلی از جشنواره‌ها جایزه‌ی مردمی گرفته‌ام و این مهم است مردم فیلمت را بپسندند. داورها نقش تخصصی‌شان را ارائه می‌دهند ولی وقتی مردم کار را دوست داشته باشند یعنی موفق بوده‌ای. فیلمی که بیشتر از بقیه‌ دیده شد، مستند «سرباز شماره صفر» هست که در 15 کشور دنیا اکران شد و در خیلی نقاط جهان توجهات را جلب کرد. همیشه دوست داشته‌ام درباره‌ی آداب و رسومی که در فرهنگمان مخصوصا دهدشت و بین لرها دارد فراموش می‌شود فیلم بسازم. اولین فیلم داستانی‌ام «عروس جمعه» هم درباره‌ی یک فرهنگ فراموش شده بود. فکر می‌کنم اگر فرهنگ گذشتگان را بیشتر به مخاطب نسل امروز نشان دهیم می‌تواند ارتباط بگیرد.

رشد فکری خانواده‌ها

انگیزه‌های نسل جدید علاقه‌مند به عکاسی و فیلم‌سازی و رشته‌های دیگر هنری در استان و به‌خصوص دهدشت زیاد است. در دهدشت هم فیلم‌سازان خوبی تربیت شده‌اند، هم پیش‌کسوتان بزرگی داریم و هم جوانان و نوجوانانی که می‌خواهند در قالب هنر حرفشان را بزنند. یکی از موانع هنرجویان، نگاه‌های سنتی بود که کمرنگ‌تر شده است. برعکسِ دوره‌ی ما که هنوز جا نیفتاده بود هنر می‌تواند رشته‌ا‌ی تخصصی باشد، امروز خانواده‌ها بخش زیادی از تصمیم‌گیری‌ را به عهده‌ی فرد می‌گذارند. رشدی که در حوزه‌های مختلف هنری می‌بینیم، نتیجه‌ی رشد فکری خانواده‌ها است. البته بخشی از آن به مسئولین و حمایتشان نیز برمی‌گردد. مثل حمایت از زیرساخت‌های هنری شهر و استان.

 در کهگیلویه‌وبویراحمد، به لحاظ حرفه‌ای سینما وجود ندارد. ما سالن‌هایی را تبدیل به سینما کرده‌ایم و یکسری مخاطب داریم ولی سینمای حرفه‌ای تعریف دارد. زیرساخت سینما، سالن‌های آکوستیک، تصویر و صدای خوب، جای مناسب، همه‌ به مطالعه و تخصص نیاز دارد. مخاطب حرفه‌ای چندانی در سینمای استان وجود ندارد که به خاطر عدم توجه به زیرساخت‌هاست. سال‌ها است ما مشکل زیرساخت سینما در استان داریم و هنرمندانی که آثار ارزشمند ساخته‌اند سینمای حرفه‌ای برای نمایش ندارند. در حالی‌که هر هنرمند اثرش را برای مخاطب خلق می‌کند و نظرخواهی مردم نسبت به آثار می‌تواند در خلق کارهای بعدی بسیار موثر باشد. من خودم تک‌تک بازخوردها را در آثار بعدی به مرور ارائه داده‌ام و تأثیرش را در روند کارهایم دیده‌ام. مخاطب هم اثری را دوست دارد که از دل جامعه باشد و جلوی چشمش اتفاق بیفتد. به همین خاطر سعی می‌کنم در دل مردم باشم، دغدغه‌ها و مشکلات را ببینم و بعد تبدیل به فیلم کنم.