علی پیلارام آهنگساز:
میناب، مهد مفاخر موسیقی نواحی ایران است
رشتهی آهنگسازی نمایش باید در دانشگاهها تدریس شود
هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ میگوید: «موسیقی جزیی از فرهنگ ماست، این امانت مهم از گذشتگان به ما رسیده است. هرجا موسیقی هست، زندگی و شادابی نیز هست و میناب شهری است پر از آواها و نواها و سازهای دلنشین که در عزا و شادی نواخته میشود و چه زیبا هستند این نواها.» با علی پیلارام هنرمند و آهنگساز مینابی گفتگویی انجام دادهایم تا از جهان موسیقی بیشتر بدانیم. این صحبتها را در ادامه بخوانیم.
آغاز راه
از دوران راهنمایی علاقهمند به سرود و تئاتر بودم و چند مقام استانی و کشوری تئاتر و سرود دانشآموزی را کسب کردم. همین حالا هم با گروههای سرود دانشآموزی میناب همکاری دارم و بیشتر از پانزده سال است مدام مقام نخست کشوری سرود را در بخش دانشآموزی کسب میکنیم. در موسیقی، هنرم را مدیون استاد و رفیقم علی دیودار هستم، موسیقی نمایش را هم زیر نظر استاد حسین فیروزی و حسن سبحانی آغاز کردم. اولین تجربهی حرفهایام در ورود به نمایش با گروه «پتوروک» شهرستان میناب و نمایش «فیروزهای که میخواند» به کارگردانی علی زارعی بود. آهنگسازی برای تئاتر را با همین نمایش و نمایش «اینجا کربلاست» به کارگردانی حسن سبحانی شروع کردم. همراه گروه پتوروک، چندین سال مقامهای استانی و منطقهای بهدست آوردم و حالا مدتهاست کنار استاد حسن سبحانی، عبدالرضا سهرابی، علی اسدی و مهرداد ذاکری با گروه آنامیس، هنر را دنبال میکنیم و در حوزهی موسیقی و تئاتر بهصورت حرفهای، فعالیت مستدام داریم.
نمایشها و موسیقی آنها
من سازهای کوبهای منطقهی هرمزگان و میناب که شامل دهل و کسر و پیپه هست مینوازم و کونگا را هم زیرنظر استاد محسن خاش یاد گرفتم و بیشتر ریتمهای فولک و لاتین را تحت تعلیم ایشان آموختم. علاقهی خاصی به ریتم دارم چون بهنظرم ریتم تأثیر بهسزایی بر موزیک و زندگی و روزمرهی انسانها دارد. در حال حاضر افتخار آشنایی و رفاقت و شاگردی با بهرنگ عباسپور دارم و در چندین پروژهی نمایشی کنارشان بودهام. بعضی از نمایشهایی که آهنگسازی کردهام عبارتند از: «نگاهم به دریاست تا کسی آب نبرد» به کارگردانی حسن سبحانی، «راکب» به کارگردانی کووش زارعی، «گداز» به کارگردانی حسین اصیلی، «وقت خوب مردن»، «مادرم زری سر زا رفت» و «بازی خانهی قاتلین» به کارگردانی رضا بهنامی، حضور در تیم موسیقی «مکبث زار» و «ذرات آشوب» به کارگردانی ابراهیم پشتکوهی، «کابوسنامهی اهل هوا»، «مو غلی پنا» و سهگانهی «عدم» به کارگردانی علیرضا داو ، «شهمیر» و «دژاوو» به کارگردانی کوروش سلمانی، «رحیل» به کارگردانی علی رحیمی، «وهم سرخ»، «پنت گراز» و نمایشهایی که توسط گروه خوبم آنامیس به کارگردانی حسن سبحانی انجام شده است.
میناب؛ از موسیقی زار تا موسیقی دریا
وقتی از موسیقی میناب حرف میزنیم باید از گذشتگانمان یاد کنیم. میناب، مهد مفاخر موسیقی نواحی ایران است. این شهر موسیقی زار دارد که وقتی با صدای مرحوم مارگیر خوانده میشد، بیشک به موهبتی الهی پی میبردی. یا وقتی هنر نوازندگی بینظیر استاد راستگو و خالو صادق و حسن قویدل بر جفتی را میشنوی، به زندگی امیدوار میشوی. میناب، موسیقی دریا دارد، موسیقی کوه، موسیقی بلوچ و بشاگردی دارد و بهطور کلی مهد آواها و نواحی ایران است. میناب نواهای حسینی و ظهیری و شمال و حسینی کهنهای نیز دارد که بیمانند است و فقط باید در میناب دنبال این آواها باشید. در میناب وقتی نوحههای محلی نشسته با آواهای حزین و نواهای عاشورایی خوانده میشود، بهترین سمفونی عشق و زندگی به جریان میافتد و در کنار اینها وقتی ریتم پاتابوتی و مارش جنگی بر دهل نواخته میشود، سمفونی عجیبی بهوجود میآید.
موسیقی در نمایش، خودش شخصیت است
موسیقی در نمایش، حکم قلب را در بدن انسان دارد و بسیار حیاتی است. موسیقی در نمایش، خودش شخصیت است و باید به آن درست پرداخت شود. زندگی و زیست موسیقیایی را باید از درون هر نمایش بر اساس فضای آن در آورد، جغرافیای موسیقی خیلی میتواند برای ساخت فضاهای اکت یک نمایش کمک کند تا آن زیست واقعی را بهصورت موزیک در نمایش در بیاوریم. من به سادگیِ موسیقی نمایش خیلی اعتقاد دارم و دوست دارم این سادگی، پیچیدگیهایی داشته باشد که مخاطب را به فکر فرو ببرد. همیشه سعی میکنم واقعیات موسیقی نمایشم را به مخاطب انتقال دهم. وقتی همهچیز واقعی باشد تأثیر بهسزایی بر برقراری ارتباط موسیقی و مخاطب دارد. بنابراین باید حواسمان باشد تا این ارتباطها بیشتر از نوع امروزی و بر اساس روزمرگی و دغدغهها باشد. نظر شخصی من این است که تئاتر، هنری زنده هست و موسیقی آن نیز باید در کنار تئاتر، زنده اجرا شود تا همزادپنداری ایجاد کند. موسیقیِ نمایش، یک علم است و باید در دانشگاهها بهصورت کاملا حرفهای به آن پرداخت شود. باید دانش و علم آهنگسازی را یاد بگیریم تا بتوانیم یک اکت خوب برای نمایش بسازیم.
دانش، تمرین و علم در کنار هم
بخشی از مشکلات حوزهی موسیقی نمایش، به بحث مالی و بودجهی گروههای اجرایی برمیگردد. اگر بخواهم پیشنهادی برای این بخش داشته باشم، این است که دانش آهنگسازی نمایش را در دروس موسیقیایی و در قالب یک رشتهی مجزا در آموزشگاههای موسیقی تدریس کنند تا این دانش قابل انتقال باشد و تجربه و علم کنار هم قرار بگیرد. دانش آکادمیک اگر بهصورت حرفهای و درست، با تمرین و علم کافی همراه باشد، مسیر هنری یک موزیسین را شکوفا میکند و او را در راه درست زندگی قرار میدهد، آموزش و تمرین موسیقی، جدا از بحث نوازندگی باعث نشاط روحی انسانها هم میشود و اگر به آن دل بدهی، طراوت و حس خوب و بینظیری را تجربه میکنی. در پایان امیدوارم خداوند به خانوادههای داغدار این جنگ تحمیلی و به مادران دختران شهرم و خانوادههایشان صبر دهد و این جنگ و این غم از سرزمینم برود که جنگ چیز عجیبی است.

Admin 6 




