گزارش خبرجنوب به بهانه یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی شیرازی و نثر فارسی
سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی
زینب دانشور- «خبر جنوب»/ نخستین روز از ماه بهشتی شیراز، نفس شهر راز با جادوی کلام مردی معطر میشود که در حافظه تاریخ یکی از ستونهای استوار هویت ایرانی است. سعدی، شیخ اجل، پدر حکمت و فرزانه اندیشمندی که نخستین روز از اردیبهشت تقویم این وطن به نام و یاد او مزین شده.
سعدی، صدای رسای زبانی است که در او در اوج بینظیری ساده، فصیح و عمیق است؛ زبانی که در متن زندگی مردم شکل گرفته و به همین دلیل، قرنهاست بیواسطه فهمیده و زیسته میشود. انتخاب این روز بهعنوان «روز نثر فارسی» نیز از همین جایگاه برمیآید؛ از نثری که در گلستان، معیار سنجش زیبایی و کارآمدی زبان شده و هنوز هم برای نویسندگان و روزنامهنگاران، الگوی بیبدیل به شمار میرود.
در سنت ادبی ایران، سعدی نقطه تلاقی ادب، حکمت و تجربه زیسته است. او ساماندهنده نوعی از بیان است که اخلاق را از ساحت انتزاعی به عرصه عمل میآورد. در آثارش، حکمت، از جنس توصیههای دور از دسترس نیست؛ راهبردی برای زیستن در جهان واقعی، با همه پیچیدگیها و تناقضهایش، است. از همینروست که سعدی را میتوان از نخستین معماران «ادبیات کاربردی» در ایران دانست؛ ادبیاتی که علاوه بر لذت، برای تنظیم نسبت انسان با خود، دیگری و جامعه شکل گرفته است.
جایگاه سعدی در هویت ایرانی، فراتر از یک چهره ادبی، به مثابه یک مرجع فرهنگی و اخلاقی قابل تحلیل است. او در بزنگاههای تاریخی، همواره یکی از منابع رجوع برای بازتعریف «ایرانی بودن» بوده؛ ایرانی بودنی که در آن، اعتدال، مدارا، عقلانیت و انساندوستی نقش محوری دارند. این ویژگیها، بهویژه در روزگار پرتنش امروز—که جهان درگیر جنگهای نظامی و رسانهای و شکافهای عمیق اجتماعی است—اهمیتی دوچندان پیدا میکند. سعدی با طرح ایدههایی چون پیوستگی سرنوشت انسانها، سخنگوی نوعی اخلاق جهانی است؛ جایگاهی که بازتاب آن را میتوان در شناخت و تکریم او در نقاط مختلف جهان، از جمله نصب سردیسش در کشورهایی چون چین (پارک دوستی نانجینگ)، مشاهده کرد.
با این حال، اهمیت سعدی زمانی برجستهتر میشود که او را از قالب یک میراث موزهای بیرون کشید، و به یک ظرفیت زنده برای امروز تبدیل کرد. تقلیل چنین شخصیتی به یک آرامگاه یا آیینهای مناسبتی، نادیده گرفتن کارکرد اصلی او در شکلدهی به فرهنگ عمومی است. سعدی میتواند در زبان رسانه، در نظام آموزشی، در سیاستگذاری فرهنگی و حتی در سبک زندگی ما حضور فعال داشته باشد و به تقویت سرمایه اجتماعی، امید جمعی و حس تعلق ملی کمک کند. در روزگاری که جامعه بیش از هر زمان دیگری به روایتهای پیونددهنده نیاز دارد، سعدی میتواند به یکی از محوریترین این روایتها تبدیل شود.
پرسش اینجاست که آیا ما از این ظرفیت بهعنوان یک امکان راهبردی بهره میبریم، یا آن را در سطح بزرگداشتهای نمادین متوقف میکنیم؟ پاسخ به این پرسش، نسبت ما را با یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگیمان روشن خواهد کرد.
«خبر جنوب» در این مطلب با همکاری سعدیپژوهان گزارشی در خصوص سعدی و آثار او تهیه کرده که در ادامه پژوهشهای این افراد در خصوص سعدی، اندیشه و حکمت او را میخوانید.
منادی «صلح و دوستی»
استاندار فارس:
استاندار فارس در پیامی به مناسبت یادروز سعدی، او را منادی «صلح و دوستی» دانست که با کلام ذینفوذ، حکمت و نگاه ژرف خویش، مرزهای تنگ جغرافیایی را درنوردیده و به زیبایی نشان داده است که چگونه کلمات میتوانند التیامبخش زخمهای بشریت و پیونددهنده دلها باشند.
در پیام حسینعلی امیری آمده است:
«ایران عزیز در اول اردیبهشت جلالی سال ۱۴۰۵ اگرچه با شرایط خاص و اقتضائات ویژهای مواجه است، اما این رویدادها نه تنها از یاد و خاطره افصحالمتکلمین، سعدی شیرازی نمیکاهد، بلکه یادروزِ این حکیم و اندیشمند بزرگ جهان رنگ و بوی متفاوتی خواهد داشت.
در روزگار پرالتهاب کنونی، جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به اندیشههای زلال و رهاییبخش کسی است که نمایندهی بزرگ و راستین تمدن ایرانی-اسلامی و منادی «صلح و دوستی» به شمار میرود. سعدی شیرازی با کلام ذینفوذ، حکمت و نگاه ژرف خویش، مرزهای تنگ جغرافیایی را درنوردیده و به زیبایی نشان داده است که چگونه کلمات میتوانند التیامبخش زخمهای بشریت و پیونددهندهی دلها باشند.
در اول اردیبهشت جلالی و یادروز سعدی، تربت پاک و آرامگاه مصفای او در شیرازِ جنتتراز، با حضور گرم و پرمهر اقشار مختلف، دوستداران فرهنگ و فعالان عرصهی گردشگری غرق در گل و عطوفت میشود تا نشان دهد نام سعدی در قلب تپندهی جامعه ایران همچنان زنده و پویاست.
افزون بر این، پیام مهر و خرد او هیچگاه محدود به مرزهای دیار فارس نمانده است؛ دیپلماسی فرهنگی با بهرهگیری از ظرفیت شهرهای فرهنگی و به ویژه خواهرخوانده شیراز در سراسر جهان، پلی از جنس احترام متقابل بنا خواهد کرد.
اینجانب ضمن تبریک این روز فرخنده و در تجلیل از این میراث گرانسنگ، امیدوارم پیام صلحخواهی سعدی، بیش از پیش در گوش جانِ جهانیان طنینانداز شود چنانکه تمدن اصیل و ریشهدار ایرانی همواره در برابر طوفانها، با زبان صلح، خردورزی و تعامل با جهان سخن گفته است و سعدی، بیتردید یکی از رساترین، ماناترین و جاودانهترین آواهای این تمدن شکوهمند است و تا همیشه بر تارک تاریخ خواهد درخشید».
سخنگوی وجدان بیدار بشریت
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس:
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، به مناسبت بیست و نهمین دوره یادروز سعدی پیامی منتشر کرد.
«یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت استاد سخن، مصلحِ حکیم و پیامآور انسانیت، شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی، بر همه دوستداران فرهنگ، ادب و حکمت مبارک باد. در بیستونهمین دوره یادروز سعدی، بار دیگر در برابر قامت بلند اندیشهای سر تعظیم فرود میآوریم که قرنهاست چراغ راه اخلاق، گفتوگو، مدارا و زیست انسانی را فروزان نگاه داشته است.
سعدی، تنها شاعر شیراز و ایران نیست؛ او سخنگوی وجدان بیدار بشریت است. آنجا که میفرماید «بنیآدم اعضای یکدیگرند»، نه فقط شعری جاودانه، که منشوری جهانی برای همدلی و صلح پیش روی انسان معاصر مینهد. امروز، در جهانی که بیش از همیشه نیازمند مهربانی، خرد و وفاق است، بازگشت به سعدی، بازگشت به ریشههای انسانیت است.
این مناسبت فرخنده را به فرهیختگان، اصحاب فرهنگ و هنر، پژوهشگران، سعدیپژوهان و مردم فرهنگدوست فارس و ایران تبریک میگویم و امیدوارم در پرتو میراث سترگ این حکیم بزرگ، شیراز همچنان پایتخت زنده ادب، گفتوگو و دوستی در جهان باقی بماند.
نامبردار گنج
كوروش كماليسروستاني؛ رئیس مرکز سعدیشناسی فارس
مثنوی حِکمی «بوستان» در سال 655ق پس از بازگشت سعدی به شیراز آفریده میشود. سعدی «بوستان» را بر حکمت بنیان مینهد و دلنشینترین معانی نیکو زیستن را میآفریند.
طرفه كتابي كه با همة خوبيها و زيباييها، در انديشة آفرييندهاش بدين نام شناخته شده نيست. اين «شاهكار شاهوار» در نسخ قديم بينام بوده و يا «سعدينامه» خوانده شده و در نسخههاي متأخر و جديد شايد به قرينة گلستان، «بوستان» ناميده شده است.
در ديباچه اين مثنوي شريف، سعدي در سبب نظم كتاب با تعبير «نامبُردار گنج» از آن ياد ميكند: «كه پر دُر شد اين نامبردار گنج» و نيز در بيتي سعدي آن را «كاخ دولت» ميخواند: «چو این کاخ دولت بپرداختم* بر او در در از تربیت ساختم» (سعدي، 1376: 205)
تركيب اضافي «كاخ دولت» دربرگيرندة ايهام به: «حكومت» و «بخت و اقبال» است كه شاعر در اثر خود بر آن ده دروازه گشوده كه از هر يك كه بدان كاخ رفيع وارد شويم، به دولت خواهيم رسيد و همانگونه كه فردوسي از نظم حماسي كاخي بلند پي افكنده بود، سعدي از انديشههاي اخلاقي و حِكمي «كاخ دولت» ساخته است.
ده گانة «عدل و تدبير و راي»، «احسان»، «عشق و مستي و شور»، «تواضع»، «رضا»، «قناعت»، «تربيت»، «شكر بر عافيت»، «توبه»، «مناجات و ختم كتاب» شاخصهاي آرمان شهرِ سعدياند. آرمانشهري كه ريشه در انديشه سياسي ايرانشهري در دوران ساساني و اسلامي دارد.
سياستنامههاي دوره اسلامي ايران ادامة اندرزنامهنويسي دوران ساساني است و شيوة بررسي نقادانه تاريخ انديشه سياسي ايراني، اسلوب تحليل گفتار خواهد بود در جهت توصيف ساختار و بيترديد «بوستان» جايگاه ويژهاي در اين بررسي تاريخي دارد.
بوستان به باوري، نخستين اثر مدوّن سعدي است كه در سال 655 هجري قمري در 4011 بيت سامان يافته است. شيخ بزرگوار در ديباچه همين كتاب در مورد زمان تدوين اين اثر فرموده است: « به روز همایون و سال سعید* به تاریخ فرخ میان دو عید* ز ششصد فزون بود پنجاه و پنج، که پر در شد این نامبردار گنج» (همان: 205)
برخي از مهمترين انديشههاي متعالي سعدي در زمينة زندگي فردي و اجتماعي و جامعة معتدل و آرامشبخش در بوستان آمده است و شايد به همين دليل هم در نسخههاي كهن، نام «سعدينامه» بر خود دارد. سعدي در بوستان به ترسيم دنيايي ميپردازد كه در آن زشتي، ريا، ظلم، بدي، عدم تحمل يكديگر و... بيرونق است و عدل و تدبير و عشق و شور و قناعت و تواضع در آن موج ميزند. دنياي آرماني كه انسانهاي برجسته، انديشمند و هنرمند در همة روزگاران در ترسيم آن كوشيدهاند. «سعدي در بوستان آرمانشهر خود را به تصوير ميكشد و جهان را چنان كه بايد و باشد و نه چنان كه هست، توصيف ميكند».
البته نبايد اين نكته را فروگذارد كه سعدي هنرمندانه و واقعبينانه آرمان را به زندگي پيوند زده است و شخصيتهايي آفريده است كه هنوز پس از هفتصد سال آنان را با خوبيها و زشتيهايشان در كنار خود ميبينيم. شخصيتهايي كه از كان غني جامعه بركشيده شدهاند و بر خيال شاعر به پرواز درآمدهاند.
سعدي سخنگوي زندگي است، سخنش از دل زندگي برميخيزد و بر دل زندگي مينشيند و اين خود ويژگي مهم شعر سعدي است.
داستان بوستان سعدي؛ داستان بازگشت به خود است، بازگشت به خانه! بازگشت به خود و چنين است اصل بزرگ فلسفه زندگي و اگر اين بازگشت نبود، شايد«كليات سعدي» هم نبود. اين امر اشارتي به اصل بزرگ فلسفه هنر، اصالت هنري و همين «خود بودن» و «ديگران نبودن» هنرمند دارد.
پس از سالها، اينك شيراز و سعدي و هزار راز، و ساختن «كاخ دولت» براساس چهار مأخذ ماندگار:
1. فرهنگ تاريخي و اساطيري ايران باستان: با حضور شخصيتهاي اساطيري چون كيخسرو، انوشيروان، اسكندر، فريدون، دارا، جمشيد، سام، افراسياب، كسري، بهرام گور، بهمن، ضحاك، هرمز، رستم، اسفنديار، شيرين و فرهاد و ليلي و مجنون.
2. داستانهاي عارفان و علما و فيلسوفان جهان اسلام: همچون جُنيد، شِبْلي، بايزيد بسطامي، ذوالنون مصري، داود طايي، سَرّي سقطي، معروف كرخي، شهابالدين سهروردي و حاتم اصم.
3. فرهنگ مردم ايران در قرن هفتم.
4. دانش جهاني (يونان، عرب، ...)؛ چنانكه خود نيز از آن ياد ميكند:
«در اقصای عالم بگشتم بسی* به سر بردم ایام با هر کسی* تمتع به هر گوشهای یافتم* ز هر خرمنی خوشهای یافتم»
(سعدي، 1376: 205)
و بر آن باور است كه در تلفيق داشتهها:
«نگفتند حرفی زبانآوران* که سعدی نگوید مثالی بر آن»
(همان: 291)
و چنان هنرمندانه و فاخرانه از عهدة اين امر بر آمده است كه تحسين همگان را برانگيخته است و هر كس به زبان حال خويش و براساس دريافتهاي ذهني خود از اين اثر سترگ، به توصيف آن پرداخته است:
امرسون نويسنده معروف آمريكايي در قرن 19 ميگويد: «سعدي به زبان همه ملل و اقوام سخن ميگويد و گفتههاي او مانند هومر و شكسپير، سروانتس و مونتني هميشه تازگي دارد». (ستاري، 1343: 413).
بنجامين فرانكلين «بوستان را بهترين اثر سعدي و برخي از حكايات سعدي را از جملههاي مفقود شده اسفار تورات ميداند». (همان: 413).
محمدعلي فروغي نيز درباره اين كتاب ميگويد: «در تاريخ ادبيات ايران به عظمت بوستان تنها دو اثر را ميتوان يافت: شاهنامه فردوسي و مثنوي معنوي». (سعدي، 1376: 197).
غلامحسين يوسفي بر آن باور است كه «بوستان، عالم انسانيت و تسامح است به معني كامل كلمه، بيآنكه اين مفهوم عالي و شريف در مرز نژاد، كيش و آيين محصور بماند». (سعدي، 1368: 25).
دكتر زرينكوب در مقاله «سعدي در اروپا» ترجمه آثار سعدي را در قرنهاي هفدهم تا بيستم در اروپا معرفي ميكند و بر اين باور است كه در اين سيصد سال، بيش از شصت تن از خاورشناسان درباره سعدي و آثار او سخن گفته و از منظري به سعدي پرداختهاند. او معتقد است كه: «مهمترين وظيفه شاعر بازشناسي نياز جامعه است و سعدي اين نياز را باز شناخته بوده و ميدانسته است كه اگر روزگار فردوسي به اثر حماسي چون شاهنامه نياز داشته، روزگار او اثري چون بوستان ميطلبيده است». (زرينكوب، 1371: 177ـ182).
اين اثر سترگ و ماندگار پيوسته از زمان سُرايش مورد اقبال بسياري واقع گرديده و با پيدايش صنعت چاپ و رونق فني ترجمه، گسترة جهاني يافت.
چينيان او را با كنفوسيوس، پاكستانيان با اقبال، ايتالياييان با پترارك و... هم انديشه يافتند.
در سال 1711 ترجمه آزاد بوستان توسط «شاردن» به فرانسوي منتشر شد و برگزيدهاي از بوستان نيز در سال 1774 توسط التن بورگ به انگليسي ترجمه شد.
اولين چاپ بوستان در كلكته هند در سال 1824 انجام شده است و اولين چاپ سنگي بوستان در ايران در سال 1247هـ.ق. در تبريز صورت گرفت. مهمترين ترجمه بوستان در زبانهاي اروپايي در قرن نوزدهم، توسط «گراف» در سال 1858 صورت گرفته است.
اگرچه اولين نسخه چاپي بوستان در سال 1312هجري شمسي در تبريز و توسط «اسماعيل اميرخيزي» منتشر شد، ولي اولين تصحيح علمي بوستان در سال 1316 توسط استاد «محمدعلي فروغي» صورت گرفت و پس از آن چاپهاي بسياري از جمله: «رستم علياف»، «محمدعلي ناصح»، «نورالله ايرانپرست»، «محمد خزائلي»، «عبدالعظم قريب»، «خطيب رهبر»، «انزابينژاد» و در سال 1359 تصحيح علمي و دقيقي از بوستان توسط استاد «غلامحسين يوسفي» منتشر گرديد و اگرچه برخي انتقاداتي بر آن روا ميدارند، ولي اجماع سعديپژوهان بهترين نسخههاي بوستان تا امروز، نسخههاي «فروغي» و «يوسفي» هستند.
آینهدار صلح و دوستی
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی:
محمود شالوئی به عنوان رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در بیانیه ای به پاسداشت یکم اردیبهشت ماه روز بزرگداشت شیخ اجل؛ سعدی شیرازی را آموزگار حکمت، آینهدار صلح و دوستی و مصلحی اجتماعی دانست.
متن بیانیه رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به دین شرح است:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
که درآفرینش زیک گوهرند
دگر عضوها را نماند قرار
سعدی آموزگار حکمت، آینهدار صلح و دوستی و مصلحی اجتماعی است. حکیمی سخنسنج و ادیبی هنرمند که رشحات پر از نفحاتش را چون «کاغذ زر» همه جا میجویند و میبرند. اول اردیبهشت ماه جلالی، برگ زرین دیگری از تقویم فرهنگ و تمدن ایرانزمین است؛ روزی که به نام پرشکوه افصح المتکلمین و حکیم نامدار، سعدی شیرازی، مزیّن گشته است. این روز نه تنها مجالی برای پاسداشت مقام شامخ یک شاعر، بلکه فرصتی مغتنم برای بازخوانی و تأمل در جهانبینی واقع نگارانه انساندوستی، خردورزی و اخلاق در سپهر فرهنگ ایرانی- اسلامی است.
در جهان امروز، که رنجها و آلام بشری، روح و روان انسان را میآزارد، بازگشت به سرچشمههای زلال حکمت و معرفت، بیش از هر زمان دیگری ضروری مینماید. انسانِ سرگشته امروز، گوهر گمشدهای به نام همدلی دارد که سعدی بزرگ در هفت قرن پیش، با هنرمندانهترین کلام ممکن، آن را در کالبد ادب فارسی به ودیعه نهاده است که یکدیگر را فراموش نکنیم.
گلستان و بوستان سعدی، تنها دو کتاب سترگ ادبی نیستند؛ بلکه دو منشور جاودانه از اخلاق و حکمت عملی و آرمانشهر انسانی به شمار میآیند. گلستان، آینه تمامنمای واقعیتهای بشری در زیست بوم فردی و اجتماعی است و بوستان، تجلیگاه جهان آرمانی است که بر پایه عدل، احسان، عشق و تواضع بنا شده است.
این شعر بیبدیل سعدی که امروز بر تارک مجامع بینالمللی میدرخشد و در محافل سیاسی و اجتماعی پر بسامد است؛ تنها یک سخن شاعرانه نیست، بلکه عصاره جهانبینی و ارزشهای والای فرهنگ ایرانی است که شعار شده است. فرهنگی که همواره مدارا، صلحطلبی و مهرورزی را بر کینه و عداوت ترجیح داده است. سعدی به ما میآموزد که بیتفاوتی در برابر رنج دیگران، خروج از دایره انسانیت است:
«تو کز محنت دیگران بیغمی/ نشاید که نامت نهند آدمی»
این پیام صریح، زنگ خطری است برای وجدانهای خفته در عصر حاضر تا در برابر رنج آوارگان، ستمدیدگان و قربانیان جنگها در سراسر جهان بیتفاوت نباشند.
بیتردید، استواری و پایداریِ شکوهمندِ این مرز پرگهر در گذرِ تندبادهای حوادث و فراز و نشیبهای تاریخ، مرهون همین اندیشههای ناب و جهانبینیِ ژرفی است که از زبانِ گهربارِ بزرگانی چون فردوسیِ حماسهسرا، عطارِ سوختهجان، مولویِ شوریده، سعدیِ شیرینسخن و حافظِ لسانالغیب بر صحیفه روزگار نقش بسته است. تفاخر ما به این فرهنگِ درخشان و ریشهدار، نه از سرِ تعصب، بلکه به واسطه داشتنِ چنین گنجینههای بیبدیلی از خرد و انسانیت است. این ستارگانِ درخشانِ آسمانِ ادب و معرفت، با کلامِ سحرانگیزِ خویش، همواره در برابر یورشِ تاریکیها و ناملایمات، چراغِ راهِ پایداری، هویتبخشی و تابآوریِ ملتِ بزرگِ ایران بودهاند و روحِ حماسه، عرفان و عشق را در کالبد این سرزمین زنده نگاه داشتهاند.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، به عنوان نهادی برخاسته از بطن هویت این آب و خاک، در این روز خجسته، توجه تمامی اندیشمندان، سیاستگذاران، جوانان و آحاد جامعه بشری را به این حقیقت جلب مینماید که یگانه راه برونرفت از بحرانهای اخلاقی و اجتماعی کنونی، بازگشت به فضیلتهای انسانی و ترویج فرهنگ والای اخلاق مداری و همبستگی ملّی است. ما معتقدیم که دیپلماسی فرهنگی و زبان اخلاق و معرفت، رساترین زبان برای همدردی اعضای یکدیگر در تعالی گوهر ارجمند صلح و دوستی و مرهمی بر زخمهای بشریت است.
در این برهه از تاریخ، وظیفه خطیر نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، ادبا و پژوهشگران، تنها بازخوانی صرف متون کهن و تاریخی نیست؛ بلکه استخراج راهکارهای عملی از دل این متون برای زیستِ بهتر در جهان معاصر است. آموزههای سعدی در باب قناعت، پرهیز از ظلم، دستگیری از نیازمندان و رعایت حقوق همنوع، دقیقاً همان حلقههای مفقودهای هستند که جهان امروز برای دستیابی به آرامش بدانها نیازمند است.
باشد که با الهام از حکمت بالغه شیخ اجل و تکیه بر گنجینه غنی فرهنگ ایرانی، بتوانیم گامهای مؤثری در جهت ترویج صلح، دوستی و همدلی در جهان امروز برداریم و دست در دست یکدیگر، دنیایی بسازیم که در آن، دردِ یک عضو، دغدغه مشترک تمامی پیکره بشریت باشد. در پایان، یاد و نام آن حکیم و شاعر فرزانه را گرامی داشته و از درگاه خداوند متعال، برای جهانیان، روزگاری سرشار از صلح، آرامش و خردورزی و برای ایران عزیزمان سربلندی و اهتزاز پرچم همواره افتخار آفرینش را آرزومندم.
جهانبینی سعدی در دنیای معاصر
دکتر غلامرضا خوشاقبال، پژوهشگر ادبیات فارسی
قبل از هر چیز به نظر بنده کمی بهتر است سعدی را از نگاه دیگری ببینیم. سعدی شیرازی، تنها یک سخنور بزرگ در تاریخ ادبیات فارسی نیست؛ بلکه پیامآور مهربانی و صدای گرم اندرز و مهرورزی در دل مردم این زمانه است. او با نثری شیوا و شعری سرشار از حکمت، جانِ زبان فارسی را با دغدغههای انسانی و اجتماعی آمیخته است و برای همه حالات اجتماعی مفید است. سعدی جهانبینی عجیب و منحصر به فردی دارد که میتوانسته خرق عادت کند. سعدی در آثار خود مدام بر اعتدال و عقلانیت تاکید دارد. او شخصیتی جهان شمول برای رسیدن به آرامش و مدار اجتماعی امروز است.
سعدی بر بیشتر آثاری که نشانههای نصیحت و تجربهگرایی دارند نگاهی آرمانی دارد و دنیای حقیقی را در پیش روی خود میبیند. او سرشار از جهانبینی خاص است که برای تمام انسانیت درمان واقعی خواهد بود. تنها نسخهای که در دنیای سراسر خاکستری امروز میتواند دردهای درونی بشر را درمان کند ادبیات است و به نظر بنده آثار سعدی بزرگ.
سعدی یگانه اندیشه ورزی است که در جامعه زمان خود زیست میکند اما فراتر از آن میاندیشد؛ او چنان این جامعه را در زمان درک کرده و با آن ارتباط دارد که آثار او تا به امروز رنگ کهنگی به خود نگرفته؛ شخصیت حکیم و عالمی که خیرخواه مردم و نصیحتگوی خیر بوده و عاشق مردمی که معرفت را درک میکنند.
سعدی از میان مردم برمیخیزد و با اندرزهایی آمیخته به مهربانی، حکمت، خرد و عدالت انسانی را به تصویر میکشد. سعدی، فراتر از یک متن ادبی در ادبیات، روایتیست از پیوند یک حکیم شاعر با جامعهاش؛ جامعهای که با همه دغدغههایش با مرهم مهرورزی برای هر زمانی دارویی آرامبخش دارد.
آشتی دوباره مردم امروز با سعدی میتواند راهی برای آرامش باشد که در اندیشه و کلام سعدی هویداست.
جهانبینی عرفانی سعدی زمان و مکان نمیشناسد طریقتی جذاب که اندیشه ایرانی را در فرامرزهای ادبی و در بیش از هفتصد سال گسترده. دریچه نگاه سعدی به دنیا آرامشی عجیب را برای مردم زمانه در هر حال و مقالی هدیه خواهد داد. اگر تاملی سریع و گذرا در آثار سعدی بیاندازیم حدود یکصد و پنجاه و چند داستان در کتاب بوستان و حدود تقریبی دویست و نود حکایت در گلستان او نشانههای امیدواری و عشق و محبت است.
جهانبینی سعدی فقط به دلیل سفرهای او در کشورها و شهرهای مختلف نیست او جهانی متفاوت را در آثار خود به تصویر کشیده لذا آثارش از یک سفرنامه به یک تفکر گفتمانی بدل شده است. سعدی همت خود را بر آن گذاشته که آن چه را در سالها تجربه، سفر، دیدن، شنیدن و درس خواندنها درک کرده را برای مردم زمانه خود به یادگار بگذارد. (بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی / در سینههای مردم عارف مزار ماست) به واقع جهانبینی سعدی خود تفکری عالمانه به دنیای آن روز در مسیر معرفتاندوزی و به زبان امروزی دیپلماسی فرهنگی است که نکته مشترک بیشتر داستانهای اوست.
یکی از مهمترین نشانههای جهانبینی سعدی آشتیجویی او بر پایه حکمت و ادبیات با زبان زیبای نظم و نثر بوده است که آشوب روزهای گذشته فارس با هجوم مغولان را با رنگی جذاب تغییر میدهد. سعدی و تفکر سعدی که سالهاست مردم شیراز و فارس را با خود همراه کرده است نشان از تامل و تفکر عارفانهای ویژه فارس دارد. از روزگارانی تلخ که مردمان ایران زمین در گیرودار هجوم بنیانکن لشکر مغول قرار گرفته بودند فارسیان با نگاه ادبیات و فرهنگ در برابر سیل نابخردانهشان ایستادگی کردند (نک، فارسیان در برابر مغولان، عبدالرسول خیراندیش) و سعدی پرچمدار این حکمت و معرفت است در فارس و شیراز که صد البته میتواند برای تمام مردم دنیا در دنیای پر از هیاهو نسخهای جهانبینانه باشد.
جهانبینی سعدی جامعالاطراف است. او از تضادهای اطراف خود بهرهمند شده تا بتواند جهان شمولتر عمل کند. چشم بیدار او زمان و مکان را نمیشناخته و در کنار چندین عامل توانسته است جهانبینی منحصر به فردی داشته باشد که تا به امروز قابل بحث و تأمل بوده و به واقع میتوان گفت تنها نسخهای است که میتواند در این زمان کاربرد عملی داشته باشد.
اول مسافرتها و جهانگردی اوست و دیگر زندگی همراه با دانش اجتماعی، دیگری نکتهسنجی او در خوب دیدن و تشریح شرایط با در نظر گرفتن حکمت و معرفت انسانی، دیگر تخیل قوی و خاص او که توانسته است همه تضادهای فرهنگی و اجتماعی را در کنار یکدیگر قرار داده و یادگار ادبی منحصر به فردی به اندیشه مردم هدیه کند، دیگری زبانی نرم و لطیف و گیراست که خواننده را از خواندن و شنونده از شنیدن آن خسته نخواهد شد.
جهانبینی سعدی همهگیر است آنگونه که در سراسر جهان ادبیات پیش رفته است و پژوهندگان ادبیات بر آن واقفند و باید بدین نکته اشاره کرده که گفتههای سعدی از دیگر شاعران ایرانزمین زودتر و بیشتر در جهان ترجمه و انتشار یافته است.
شاید از منظری دیگر بتوان گفت آثار سعدی به ویژه حکیمانههای گلستان و بوستان و یا غزلهای کمنظیرش یک طریقت خاص است برای سالکان راه معرفت از هر قومی و با هر تفکری.
او در سرد و گرم مسیرهای سفرهای جسمانی راهی جذاب برای سفرهای روحانی خود یافته و آن را هدیهای میداند که میبایست به مردمان زمان خود و حتما برای مردمان بعد از خود به ارمغان بگذارد: دریغ آمدم زان همه بوستان / تهیدست رفتن سوی دوستان ...
نه قندی که مردم به صورت خورند / که ارباب معنی به کاغذ برند
با این موارد در دنیای امروز که همه سر در گریبان فضاهای مجازی و دادههای بیمعنی و بیمغز رسانهها دارند و انسان واقعی به دنبال اصل خود میگردد یکی از مهمترین لایههای اندیشه سعدی که عرفان و اندیشه شناخت حقیقت اوست حرف همه مردمان زمان است.
پر بیراه نیست اگر با قدرت بگوییم تنها شخصیتی که میتواند دوباره هویت مردم فارسیزبان را بازگرداند و مجدد از ورطه هلاکت زبان گفتار و نوشتار نجات دهد سعدی بزرگ و آثار اوست. شادروان محمدعلی فروغی میفرمایند: «حق این است که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است بلکه ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموختیم سخن میگوییم».
امروز حتی برخی مردم با کلام و آواهایی صحبت میکنند - به ویژه در شیراز – که گاه در آثار سعدی به آنها برخورد کردهایم. این مهم ما را به یک نتیجه منتج خواهد کرد که هنوز سایهسار زبان سعدی گسترده است و اندیشه سعدی در میان مردم زیست میکند. اینجا باید به مطالب استاد محمدجعفر محجوب اشاره کنم که فرمودند: «تا به امروز هیچ فارسی زبانی اعم از شاعر و نثرنویس وجود ندارد که مانند سعدی روح زبان فارسی را دریافته و به رموز و ریزهکاریهای آن واقف باشد».
سعدی بسیاری از مثلهای زبان فارسی را به کار برد و بیشتر مطالبی که او گفته است امروز خود به عنوان مثل و کنایه در زبان فارسی و در میان مردم همچنان کاربرد دارد. از نگاه من سعدی بزرگ هیچگاه در نگاه سنتی وجود نداشته و آنگونه مهربان و گرم و صمیمی کنار مردمان بوده و خواهد بود. امید آن دارم که در زمان حال که جهان رنگی دیگر به خود گرفته است ادبیات به ویژه آثاری چون آثار سعدی بزرگ و جهانبینیاش لختی تامل و تفکر را برای بهتر زیستن مردم به ارمغان آورد.

Admin 6 




