گزارش «خبر جنوب» به مناسبت روز و هفته بزرگداشت مقام معلم

خاطره ساز الفبای نسل ها...

معلمان نمونه که مسیر روشنگری را هموار کردند

خاطره ساز الفبای نسل ها...

بهمن پگاه راد - « خبرجنوب»/ در هفته معلم، زمانی که قرار است از مربیان و دانش‌آموختگانِ مسیر علم و اخلاق تجلیل شود، واژگان در برابر شکوهِ ایثار و شهادت، کوچک و بی‌معنا می‌گردند. امسال، در حالی که ایران کشور بالنده ما می‌خواست از معلمان نمونه به عنوان نماد موفقیت‌های آموزشی یاد کند، روایت دیگری از خون و شهادت بر تارک این حرفه شریف نقش بست. شهادت ۲۷ گنج بیش از هر چیز نشان داد که دشمنان این سرزمین از آموزش و تربیت هراسان‌ هستند.

شهید حسین بایری، معلم نمونه کشوری

این معلمان که قرار بود در محافل آموزشی از آن‌ها به عنوان الگوهای برتر یاد شود، با جان خود ثابت کردند که معلم تنها کسی نیست که درس می‌دهد، بلکه کسی است که راه را نشان می‌دهد؛ حتی اگر این راه، از میان آتش و خون بگذرد. آن‌ها با شهادت خود، از ترازوی ارزش‌ها فراتر رفتند و از جایگاه یک مربی آموزشی، به مقام یک مجاهد و پاسدار ارزش‌های انسانی و اسلامی ارتقا یافتند.

در این میان، نباید از نقش حیاتی و سترگ استان فارس و به‌ویژه شهر شیراز در عرصه‌ تربیت نسل‌ها غافل شد. شیراز، که خود میراث‌دار تمدن، علم و ادب است، همواره کانون پرورش نخبگان و مربیان بزرگ بوده است. استان فارس، با قدمت تاریخی خود در مسیر شکوفایی دانش، همواره پیشگام در تربیت معلمانی بوده که نه تنها دانش فنی، بلکه اخلاق و ایستادگی را نیز به شاگردان خود آموخته‌اند. معلمان شیراز و فارس، در کنار میراث بزرگان این سرزمین، همواره تلاش کرده‌اند تا پلی میان اصالت و مدرنیته و میان ایمان و دانش باشند.

ارتقای جایگاه حرفه‌ای و اجتماعی معلمان

محسن کلاری، مدیر کل آموزش و پرورش فارس

مدیر کل آموزش و پرورش فارس ارتقای جایگاه حرفه‌ای و اجتماعی معلمان را از اولویت‌های اصلی نهاد تعلیم و تربیت دانست. محسن کلاری در گفت و گو با «خبرجنوب» با تبریک فرا رسیدن روز و هفته معلم و خسته نباشید به تمامی معلمان گفت :معلمان عزیز و گرانقدر، فراتر از یک شغل، مأموریتی مقدس را بر عهده دارند که پیوسته با صبر و حوصله، روحی  پر از مهر و صفا در کالبد دانش‌آموزان می دمند و نسبت به پرورش آنها اقدام می کنند و با شعله‌ دانش، تاریکی‌های نادانی را از جامعه می‌زدایند. به واقع هر موفقیت در دنیای پرشتاب امروز، نقش معلم را از انتقال ساده اطلاعات، به هدایتگری و الگوسازی تغییر داده است. به سخنی دیگر نقش معلمان نمونه استان و تمامی معلمان که پیشگامان این تحول بزرگ محسوب می شوند بر کسی پوشیده نیست.

 رئیس ستاد بزرگداشت مقام معلم آموزش و پرورش فارس با بیان این که معلمان، با درک نیازهای نسل جدید و تسلط بر دانش روز، پلی میان سنت‌های ارزشمند و فناوری‌های نوین زده اند، خاطر نشان کرد: مدیریت آموزش و پرورش فارس، ارتقای جایگاه حرفه‌ای و اجتماعی معلمان را از اولویت‌های اصلی خود می‌داند. در هفته معلم، از تمامی معلمان که با عشق و تعهد، مسیر تربیت را هموار می‌کنند، قدردانی می‌کنم و به آنها می گویم شما امیدهای روشن فردا را در دل‌های آینده سازان ایران عزیز می‌کارید.

گفت و گو با معلمان نمونه

روزنامه «خبر جنوب» مطابق سال های گذشته به مناسبت  روز و هفته بزرگداشت مقام معلم به گفت و گو با معلمان نمونه کشوری و استانی پرداخت. اما امسال این روند را تغییر دادیم و به جای یک سئوال سه سئوال را طرح کردیم و از معلمان نمونه دعوت کردیم  از بین این سه سئوال فقط یکی را انتخاب کنید و به آن پاسخی کوتاه بدهند.

پرسش اول: یک خاطره یا یک اتفاق کوچک در کلاس درس را تعریف کنید که در آن لحظه، شما را با مفهوم واقعی آموزش، بیش از صرفاً انتقال معلومات، روبه‌رو کرد؟

پرسش دوم: جای چه درس، مطلب و یا مطالبی را در کتاب های درسی خالی می بینید؟

پرسش سوم: انتخاب معلم نمونه چه ثاثیر بر روند ادامه آموزشی شما می گذارد؟

معلمان نمونه کشور و استانی نیز به این پرسش ها پاسخ گفتند، ضمن این که امسال سه تن از معلمان فارس شامل یک معلم شهید اهل درودزن شهرستان مرودشت و دومعلم اهل لارستان از استان فارس در زمره معلمان نمونه و شاخص کشور قرار گرفته اند.

غلامرضا شرف لاری، معاون پرورشی هنرستان ابوذر غفاری، نمونه کشوری

اطراف ما پر است از چالش ها در بین همکاران،دانش آموزان، اولیاء... گاهی تجربه ها به ما می آموزند چگونه برخورد کنیم تا گرهی از مشکلات آموزشی و تربیتی را در محیط مدرسه باز کنیم. گاهی صبوری، گاهی نگاهی آرام، گاهی کلامی، گاهی رفتاری، گاهی لبخندی، گاهی... هرچند کم و کوتاه می تواند اتفاق شیرین و پر خاطره ای در محیط معنوی آموزشی و تربیتی مدرسه برای ما رقم بزند و تلخی ها را تبدیل به خاطره ای شیرین کند، اگر با زاویه ای متعهدانه به مسئولیتی که پذیرفته ایم، بنگریم.

در سال تحصیلی ۸۳-۸۲ به عنوان دبیر عربی و مربی پرورشی در یکی از مدارس لارستان مشغول به کار بودم. مدت زمان کمی از شروع سال تحصیلی می‌گذشت که در حین تدریس در یکی از کلاس‌ها متوجه بی انگیزگی، سردی، اعتمادبه‌نفس پایین و خجالتی بودن یکی از دانش آموزان نسبت همکلاسی‌هایش شدم. تا اینکه روزی آن دانش آموز را به بهانه  پاسخ به سوالات درس در کلاس صدا زدم، بعد از پرسش از وی متوجه شدم که از لحاظ استعداد و هوش از همکلاسی‌هایش بالاتر است. ولی چه چیزی باعث بی انگیزگی و بی اشتیاقی به درس و شرکت نکردن در فعالیت های پرورشی مدرسه در او شده بود؟! ماجرایش طولانی است. اما از دل و جان کوشیدم که به یاری این دانش آموزم بشتابم و او را نجات دهم.

سالها از این اتفاق گذشت، تا اینکه یک روز با تماسی روبرو شدم، در ابتدا شخص آن طرف خط را نشناختم! پس از معرفی، فهمیدم آن دانش آموز بی علاقه و غمگین حالا به عنوان یک دانشجوی موفق که مسیر معلمی را پیش گرفته و خوشحال از موفقیت، حالا می خواهد شادی‌اش را با مربی پرورشی و دوستش در میان بگذارد. بله، آن دانش آموز دیروز، معلم امروز و کارشناس یکی از قسمت‌های اداره آموزش و پرورش در یکی از شهرستان های استان فارس است‌. جای شکر دارد که خداوند فرموده: از تو حرکت و از من برکت!

اطهر سوری، معلم نمونه کشوری

به عنوان معلمی که در مدرسه ای دولتی که دانش آموزان روستایی هم در آن هستند، تدریس دارم، روزهایی سپری  می کنم که دانش آموزان نیز نه تنها در کلاس‌های درس حاضر می‌شوند، بلکه در همان فضای مدرسه خوابگاه زندگی می کنند. این نزدیکی فرصتی استثنایی  به من می دهد تا نه تنها بر ذهنهایشان، بلکه بر روحشان نیز تاثیری هر چند کوچک بگذارم. چند روز پیش برای برگزاری  یک دوره مهارتی ویژه برای دانش آموزان خوابگاهی به فضای صمیمی خوابگاهشان رفتم. فضایی پر از خاطرات مشترک، سکوت های گاه به گاه و نجواهای پایان روز. پس از اتمام دوره از آنها خواستم تا نام هایشان را برروی برگه بنویسند. هنگامی که برگه را پیش من آوردند، در لحظه تحویل مبهوت شدم و نگاهی عمیق تر کردم. چیزی که دیدم نه تنها  یک امضاء یا اسم ساده بود، بلکه آینیه ای از رفتار خودم بود. همان دانش آموزان هشتم و نهمی که هر صبح با عنوان خانم الهام اسدی یا خانم فاطمه اسلامی صدایشان می زدم، حالا در پاسخ پیش از نام خود، واژه خانم را نوشته بودند. این واژه کوچک دریایی از معنا را در خود جای داده بود. تبسمی آرام بر لبانم نشست. این دختران روستایی که گاه دوری از خانواده برای آنها سنگینی می کرد، نه تنها دروس برنامه ریزی شده را از من آموخته بودند، بلکه درس بزرگتری درخود و جسم و روحشان، درونی کرده بودند؛ احترام به خود و دیگران!

مریم اسدی، معلم نمونه استانی

یکی از وظایف اصلی آموزش و پرورش تربیت دانش آموزان برای یک جامعه  بزرگتر است، ولی دانش آموزان بعد از فارغ التحصیلی هنوز مهارت های زندگی را به درستی نیاموخته اند، بسیار به جاست که امر خطیر کشف استعداد و آموزش مهارت های مورد نیاز به دانش آموزان به عنوان دروس اصلی در برنامه درسی قرار گیرد و برای آن دبیران تخصصی آموزش ببینند و مورد توجه مسئولان و مدیران مدارس قرار گیرند.

 نکته ی بعد، اختصاص یک فصل از کتب تخصصی دوره متوسطه دوم، با عنوان کاربرد آن درس در زندگی است تا دانش آموزان بدانند به چه دلیل باید آن درس را بیاموزند و بتوانند از این گذر، برای او جذابیت و گیرایی ایجاد کند.

سمیه قهرمانی پیر سلامی، معلم نمونه استانی

وقتی نوبت هدیه دادن علیرضا رسید، با خوشحالی همراه با ترس کادویش را جلویم گرفت و گفت: خانم روزت مبارک! این برای شماست، فقط الان بازش نکنید!

گفتم: چرا زحمت کشیدید، پسرم! درس خواندن شما و رعایت ادب و احترام بهترین هدیه برای من است. هدیه را تو تاقچه گذاشتم تا ساعت آخر با خودم ببرم. تو حیاط مدرسه هنوز به یاد حالت علیرضا بودم که معاون مدرسه به کنارم آمد و گفت:خانم، مادر علیرضا تو دفتر می خواهد شما را ببیند. وارد دفتر شدم. چهره مهربان مادر علیرضا همراه با گریه و زاری و اینکه ببخشید تورا خدا خانم قهرمانی، دلم را به لرزه انداخت. بعد از آرام کردنش پرسیدم :چی شده مگه؟ نفسی ازته دل کشید وگفت: دیشب علیرضا گفت فردا روز معلم هست می‌خواهم هدیه بگیرم. ما هم چون پدرش چند روز کار گیرش نیامده دستمان خالی بود نتوانستیم چیزی بگیریم!

من هم با گفتن اینکه این چه حرفیه، وجود شما باارزش‌ترین هدیه هست، گفتم: پس آن هدیه که علیرضا به من داد، چی؟

مادر گفت: خواهر کوچک علیرضا گفت صبح چادر نماز و جانماز من را برداشت کادو کرد، برد برای معلمش! حالا من آمده ام بگویم ببخشید ناقابل بود!

برای لحظه ای جا خوردم. بین خوشحالی و ناراحتی مانده بودم!

کادوی علیرضا را قبول کردم، اما روز ولادت حضرت فاطمه(س) چادری خریدم و به پاس این همه پاکی و صداقت به در خانه علیرضا رفتم، به مادر بزرگوارش دادم و گفتم: این را برای خواهر علیرضا گرفتم، امیدوارم  بپسندد!

اشک در چشمان مادر درخشید و من یاد قدرشناسی، مهربانی و محبت علیرضا و خواهرش افتادم که این صفات را به من نیز یاد داده بودند.

وجیهه یوسفی، معلم نمونه استانی

انتخاب بنده، به عنوان معلم نمونه استانی، موجب افتخار و انگیزه مضاعف گردیده است. این تقدیر، تعهد من را به ارتقای کیفیت فرآیندهای آموزشی دوچندان نموده و مسیر آتی فعالیت‌های حرفه‌ ایم را روشن‌تر می‌سازد. این جایگاه، مسئولیتی خطیر را بر دوشم قرار می‌دهد تا با بهره‌گیری از دانش روز و روش‌های نوین آموزشی، نقشی مؤثر در پیشبرد اهداف نظام تعلیم و تربیت ایفا نمایم. تلاش خواهم کرد تا با اشتراک‌گذاری تجربیات و دانش تخصصی، در جهت اعتلای سطح علمی و فرهنگی دانش‌آموزان و همچنین هم‌افزایی با سایر همکاران فرهنگی در سطح استان گام بردارم. به طور خلاصه، این افتخار، چراغ راهی است برای ادامه مسیر با عزمی راسخ‌تر و تلاشی بی‌وقفه در جهت تحقق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و اعتلای جایگاه نظام آموزشی کشور.

 فاطمه دهقانی، معلم نمونه استانی

 مایکل ایکس جمله معروفی دارد که می توانیم به آن توجه بیشتری کنیم:

 آینده متعلق به کسانی است که امروز برای آن آماده می شوند. طبق پژوهشی که در سال ٢٠١٧ درآمریکا صورت پذیرفت ۶۵ درصد بچه هایی که در ١٠٠ سال آینده به دنیا می آیند، عهده دارمشاغلی می شوند که ما اسم آنها را نمی دانیم. ٧۵ میلیون نفر در ١٠٠ سال آینده شغل خود را از دست خواهند داد. ١٣٣میلیون شغل جدید به وجود می آید که هم فرصت هستند و هم تهدید. شغل هایی مانند: کارشناس انتقال ذهن، کارشناس طراحی شخصی شده در فروشگاه و ...

 از طرفی نظریه پنج ذهن برای آینده گاردنر در سال ٢٠٠٧ بیان می کند دانش آموزان ما برای موفقیت در آینده باید مجهز به ذهن نظام‌مند، یعنی داشتن اطلاعات عمیق و توانایی کاربست آن، ذهن ترکیب کننده، به معنای توجه به رویکرد تلفیقی و استیم STEAMو میان رشته ای ها، ذهن خلاق، مسئولیت پذیر، ذهن مودب احترام گذار به تفاوت های فردی و عدم ریاکاری و ۶ مهارت بالادستی شامل مهارت طراحی، مهارت داستان، مهارت همنوایی، مهارت همدلی، مهارت بازی و معنا باشند.

  با توجه به مطالب فوق انتظار می رود که دفتر تالیف آموزش و پرورش کمی از حجم کتاب های درسی کاسته و بیشتر به سمت محتواهایی مهارت محور پیش رود تا دانش آموزان را برای آینده بهتر مهیا سازد.

  بدری ثابت سروستانی، معلم نمونه استانی

 انتخاب من به عنوان معلم نمونه، پیش از آنکه حس افتخاری شخصی باشد، بار مسئولیتی تازه را بر دوشم گذاشت. من در کلاس چندپایه کوچکم در روستای کنو، هر روز با نگاه‌های کنجکاو و امیدوار کودکانی روبه‌رو می‌شوم که شاید تنها تصویر ملموس آن‌ها از مدرسه و آموزش، چهره و رفتار من باشد. وقتی نام من برای این عنوان مطرح شد، اولین فکرم این بود که حالا هر کلام، هر رفتار و هر تصمیم آموزشی من، فراتر از کلاس درس، معیار و الگویی برای دانش‌آموزانم و حتی همکاران جوان‌تر خواهد بود. این مسئولیت جدید، مرا وادار کرد تا با دقتی مضاعف به روش تدریس، شیوه ارزیابی و حتی نحوه ارتباطم با خانواده‌ها نگاه کنم. امروز بیش از پیش تلاش می‌کنم در کنار آموزش خواندن و نوشتن، مفاهیمی چون امید، پشتکار و احترام را در کلاس جاری سازم. همچنین سعی دارم تجربیات ارزشمندی که در مدیریت کلاس‌های چندپایه کسب کرده‌ام را با همکاران منطقه‌ام در میان بگذارم؛ چرا که باور دارم این عنوان، تنها تقدیری برای من نیست، بلکه فرصتی است تا زحمات بی‌ادعای معلمان روستایی بیشتر دیده شود.

برای من، معلم نمونه شدن پایان راه نیست؛ بلکه دعوتی است برای آغاز فصلی متعهدانه‌تر، خلاقانه‌تر و فروتنانه‌تر در مسیری که نامش آموزش و رشد است.

صفیه کریمی سعادت آباد، معلم نمونه استانی

 وقتی خبر انتخابم را شنیدم، شب‌هایی برایم زنده شد که ساعت‌ها بیدار می‌ماندم تا برای ساده‌سازی یک مفهومِ خشک فیزیک، مثال و سناریویی طراحی کنم که برای دانش‌آموزانم قابل لمس باشد. برای من، عنوان «معلم نمونه» پایان راه نیست؛ بلکه آغاز یک اضطراب شیرین و مسئولیتی سنگین‌تر است.

این انتخاب برای من یک پیام روشن داشت: اینکه تلاش برای تغییر، نوآوری و یادگیری مستمر، ارزشش را دارد. همین دلگرمی به من انگیزه می‌دهد تا با جسارت بیشتری نقص‌هایم را برطرف کنم، از روش‌های صرفاً سنتی فاصله بگیرم و کلاس را فعال‌تر و مشارکتی‌تر پیش ببرم. اجرای ایده‌های تازه و درگیر کردن دانش‌آموزان در فرایند یادگیری، انرژی و حوصله زیادی می‌خواهد و بی‌چالش نیست؛ اما عمیقاً باور دارم نتیجه‌ای که در رشد و انگیزه آن‌ها دیده می‌شود، ارزش تمام این تلاش‌ها را دارد. یعنی دغدغه همیشگی من این است که فیزیک در کلاس، فقط مجموعه‌ای از فرمول‌ها نباشد؛ بلکه بهانه‌ای باشد برای تمرینِ حل مسئله، کار گروهی و مهارت‌های زندگی. دلم می‌خواهد دانش‌آموزانم فیزیک را در دنیای واقعی حس کنند و مهم‌تر از آن، بیاموزند که چگونه با تفکر درست، چالش‌های زندگی‌شان را مدیریت کنند.

ثریا مدد الهی، معلم نمونه استانی

 من معتقدم معلم بودن یک شغل نیست، بلکه یک امانتداری است. هر چالش و مشکلی در مسیر کار من، برایم فرصتی بود تا یاد بگیرم چگونه می توان با صبر و نوآوری، از میان تاریکی ها، مسیر روشن ساخت. انگیزه من، دیدن درخشش چشم های دانش آموزانم است. انگیزه من این است که دانش آموزم، نه تنها با کتاب بلکه با خرد و مسئولیت پذیری روبرو شود. انتخاب شدن به عنوان معلم نمونه، برای من صرفا یک عنوان افتخاری نیست، بلکه یک نقطه عطف در مسیر حرفه ای است که مسئولیت های من را در کلاس و محیط آموزشی تغییر می دهد .

هدف من، ساختن انسانی است که در دنیای پیچیده امروز، گم نشود. من می خواهم که دانش آموزم فردی باشد که با نظم بر زندگی اش، با علم و دانش با اندیشه اش و با هنر بیان بر معاشرت و اجتماع خود مسلط باشد. من می خواهم دانش آموزانم را به گونه ای پرورش دهم که وقتی از کلاس درس من خارج می شوند، با اقتدار و شکوه کلام، جایگاه خود را در جهان هستی طلب کنند و هر دانش آموز یک نیاز جامعه را برطرف سازد. تا پیش از این، تمرکز من بر تسلط بر محتوا و انتقال اثربخش آن به دانش آموزانم بود. اما الان باید فراتر از کلاس خودم عمل کنم. باید راهکارهایی داشته باشم که نه فقط برای کلاس من، بلکه برای همکارانم نیز قابل الگوبرداری و اجرا باشد.

وقتی به عنوان معلم نمونه شناخته می شوید هر اقدام شما زیر ذره بین قرار می‌گیرد و این امر مسئولیت شما را بیشتر می کند. راستش رابخواهید، وقتی خبر انتخابم به عنوان معلم نمونه را شنیدم،اولین حسم یک شادی عمیق بود؛ اما بلافاصله بعد از آن، یک سنگینی شیرین روی شانه هایم حس کردم. اینکه این انتخاب برای من یک خط پایان نیست، بلکه یک ایستگاه مهم برای تجدید قواست. و در نهایت، صادقانه بگویم: این عنوان بیشتر از اینکه برای من افتخار باشد؛ یک یادآوری است، یادآوری اینکه کار من چقدر حساس و سرنوشت ساز است.