رئیس جبهه اصلاحات فارس: جامعه پساجنگ‌ نیازمند امنیت روانی و ثبات اجتماعی است

رئیس جبهه اصلاحات فارس: جامعه پساجنگ‌ نیازمند امنیت روانی و ثبات اجتماعی است

رئیس جبهه اصلاحات فارس تاکید کرد: جامعه‌ای که رنج جنگ را از سر گذرانده، بیش از هر چیز نیازمند امنیتِ روانی، ثباتِ اجتماعی و اطمینانِ خاطر است و این مهم، جز از مسیرِ حکمت، مدارا و رأفت حاصل نمی‌شود.

جمیله کریمی در جمع مجمع عمومی جبهه اصلاحات فارس با اشاره به دوران پر التهاب جنگ و تاب آوری مردم در ٤٠ روز سخت جنگ، گفت: روزهای سخت اگرچه میدان آزمون صبر، فداکاری و پایداری‌اند، اما آنچه بزرگی یک ملت و بلوغ یک حاکمیت را آشکار می‌سازد، شیوه عبور از التهاب و رسیدن به ساحل آرامش است.

وی با اشاره به دوران جنگ تصریح کرد: در شرایط جنگی سختگیری گاه امری اجتناب‌ناپذیر است اما تداوم آن در دوران پسا بحران می‌تواند خود به مانعی در مسیر آرامش ملی تبدیل شود. جامعه‌ای که رنج جنگ را از سر گذرانده، بیش از هر چیز نیازمند امنیتِ روانی، ثباتِ اجتماعی و اطمینانِ خاطر است و این مهم، جز از مسیرِ حکمت، مدارا و رأفت حاصل نمی‌شود.

رئیس جبهه اصلاحات فارس با اشاره به شرایط نه جنگ و نه صلح، بر ضرورت بازگشت آرامش به کشور تاکید کرد و گفت: دستگاه قضایی در فرایند رسیدگی به پرونده افرادی که بازداشت شده‌اند، باید میان لغزش و خیانت، میان سخن برآمده از هیجان و خشم با اقدام برخاسته از همسویی آگاهانه با دشمن، تمایز قائل شوند.

کریمی در ادامه با اشاره به دوران پر التهاب و پر رنج دیماه و جنگ تحمیلی سوم علیه کشورمان، گفت: ممکن است در این فضاها افرادی از سر عصبانیت، نگرانی، هیجان یا تأثر، سخنانی بر زبان آورند که سنجیده، یا منطبق با مصالح عمومی نبوده باشد. اینان، اگرچه ممکن است در بیان خود دچار خطا شده باشند، اما لزوماً دشمن نیستند، خائن نیستند و نباید در یک تراز با آنان که عامدانه و آگاهانه در زمین دشمن بازی کردند، قرار گیرند.

وی افزود: اگر دایره تهدید آن‌قدر گسترده تعریف شود که هر منتقد، هر معترض، هر هیجان‌زده و هر زبانِ تند، در آن بگنجد، آن‌گاه مرز میان خطا و خیانت فرو می‌ریزد و جامعه، به‌جای احساس عدالت، احساس ناامنی خواهد کرد.  

کریمی در ادامه گفت: امروز، بیش از هر زمان دیگر نیاز است که حاکمیت، گذشت را بر شتاب در مجازات، و رأفت را بر غلبه رویکرد امنیتی ترجیح دهد. در چنین شرایطی گذشت و رأفت نشانه والاترین صورتِ اقتدارِ اخلاقی و سیاسی تلقی می‌شود نه ضعف.

کریمی در ادامه تصریح کرد: جامعه پسا بحران، جامعه‌ای است زخمی و با زخم، نمی‌توان با زبان تندی سخن گفت. زخم را باید درمان کرد، نه آنکه با فشار و بدگمانی، عمیق‌ترش ساخت.

وی در ادامه تاکید کرد: مردمی که روزگار دشوار را تاب آورده‌اند، سزاوار آن‌اند که در دوره پسا جنگ، طعم آرامش، تحمل، اعتماد و کرامت را بچشند و این مردم هم شامل آنهایی است که شب‌ها با پرچم در دست در میدان‌های شهر و روستا حضور داشتند و موجب دلگرمی رزمندگان در میدان نبرد بودند و قدرت ایستادگی خود را به رخ دشمن کشیدند و هم آنهایی که که به شرایط موجود معترض بودند، سکوت کردند تا دشمن را در اهداف پلید خود در حمله به کشورشان ناکام بگذارند.

وی در ادامه تاکید کرد: بی‌تردید، آنان که آگاهانه و عامدانه با دشمن همسو شدند، اطلاعات طبقه بندی نظامی و زیرساخت‌های اقتصادی کشور را در اختیار دشمن آمریکایی - صهیونیستی قرار دادند و هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی بر کشور تحمیل کردند، امنیت و منافع ملی را وجه‌المصالحه اغراض خود قرار ‌دادند، باید اقدام مجرمانه و خیانت آنها به وطن طبق موازین دادرسی عادلانه مورد رسیدگی قرار گیرند اما در کنار رسیدگی نسبت به خیانتِ آگاهانه، ضرورت مدارا با خطاکارانِ هیجانی و بازگذاشتن راه بازگشت برای لغزش‌کردگان نیز باید مورد توجه دستگاه‌های قضایی و امنیتی و اطلاعاتی قرار گیرد.

کریمی در ادامه با اشاره به فضای جامعه در دوران پسا بحران تاکید کرد: هنر حکمرانی در دوران پس از بحران، آن است که جامعه را از دوگانه‌های فرساینده عبور دهد؛ امروز باید به جای گسترش هراس، اعتماد آفرید؛ به جای تشدید فاصله‌ها، پیوندها را ترمیم کرد؛ و به جای آنکه هر مسئله‌ای را امنیتی کرد، زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و روانی آن را فهمید و علاج کرد.

کریمی در ادامه گفت: امنیتی کردنِ بیش از اندازه فضا، در عمل می‌تواند به فرسایش سرمایه اجتماعی بینجامد. جامعه‌ای که در آن مردم احساس کنند برای هر کلمه باید هراس داشته باشند، به‌تدریج از مشارکت، صداقت و همدلی فاصله می‌گیرد و شکافها عمیق‌تر میشود.  

وی تاکید کرد: جامعه در این شرایط به سیاستِ تسکین و آرامش نیاز دارد، نه صرفاً سیاستِ کنترل، به منطقِ جذب و بازسازی دلها نیاز دارد، نه صرفاً منطقِ دفع.

به گزارش روابط عمومی جبهه اصلاحات فارس در روز شنبه ۲۶ اردیبهشت، کریمی در پایان یادآور شد:  در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین خدمت به جامعه آن است که مرزها روشن بماند: مرز میان منتقد معترض و معاند،  مرز میان خشمگین و خائن، مرز میان لغزش‌کرده و مزدور.