گزارش «خبرجنوب» از آشفتگی بازار لاستیک در بخش سواری و سنگین

لجام گسیختگی در بازار لاستیک!

جهش قیمت یک جفت لاستیک سواری تا مرز 20 میلیون و تایر کامیون تا ۲۰۰ میلیون تومان!

لجام گسیختگی در بازار لاستیک!

فاطمه ایزدی - «خبرجنوب»/ لاستیک این روزها برای خیلی‌ها دیگر یک قطعه مصرفی نیست بلکه خرج واجبی است که اگر عقب بیفتد، هم جاده را ناامن و هم چرخ کار را لنگ می کند. نوعی بی‌ثباتی و سردرگمی روی این بازار سایه انداخته که خریدار و فروشنده را همزمان خسته و عصبی کرده است.

در بخش سواری، قیمت‌ها از همان ابتدا شوک آور هستند. هر حلقه لاستیک، بسته به برند و کیفیت، بین ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان تا ۹ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان قیمت خورده است؛ یعنی یک تعویض کامل چهار حلقه‌ای می‌تواند از حدود ۱۹ میلیون تومان شروع شود و تا نزدیک ۳۹ میلیون تومان بالا برود. برای خیلی از خانواده‌ها این رقم دیگر هزینه نگهداری خودرو نیست بلکه یک فشار جدی است که تعویض لاستیک را مثل تعمیرات اساسی به تعویق می‌اندازد.

در عین حال بازار لاستیک سنگین، روایت تلخ تری دارد؛ روایتی که بیشتر به بحران، شبیه است تا نوسان. قیمت یک جفت لاستیک کامیون، بسته به نوع و برند به ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان رسیده و این یعنی تراژدی غم انگیزی که به جان کامیون داران افتاده و برای آن راه علاجی نیست. فعالان بازار می‌گویند یک جفت لاستیک کامیون اواخر سال گذشته حدود ۲۴ میلیون تومان معامله می‌شد اما در عین حال، خرید این کالا از یک تصمیم فنی به یک تصمیم مالی سنگین تبدیل شده است.

یک فروشنده لاستیک در گفتگو با «خبرجنوب» تاکید کرد که این اختلاف قیمت فقط عدد نیست و بخش بزرگی از راننده‌ها عملا از بازار حذف شده‌اند. به گفته بهنام ابراهیمی، امروز برای یک جفت لاستیک، راننده باید پولی بدهد که قبلاً با آن چند قلم، هزینه اساسی ماشین را جمع می‌کرد. او به این نکته اشاره کرد که بازار از نظر برند و اسم، خالی نیست و در بخش وارداتی و لاستیک‌های چینی نیز مشکلی وجود ندارد اما در عین حال وقتی قیمت از توان خریدار خارج شود، تنوع هم مشکل را حل نمی‌کند.

در هر حال، انتظار طبیعی بازار این بود که تولید داخل، دست ‌کم نقش ضربه‌گیر را بازی کند اما فروشنده می‌گوید در برخی سایزها و مدل‌ها، عرضه داخلی محدود است و همین محدودیت باعث شده لاستیک ایرانی هم ارزان نماند. احمد سعادت، یکی از فعالان حوزه حمل و نقل فارس در گفتگو با «خبرجنوب» تاکید کرد که خیلی‌ها فکر می‌کنند چون تایر ایرانی است، باید فاصله معناداری با خارجی داشته باشد اما وقتی تولید کم باشد یا توزیع روان نباشد، قیمت بالا می‌ماند. به گفته سعادت، اکنون در برخی نمونه‌ها قیمت لاستیک سنگین تولید داخل تا حدود ۱۳۰ میلیون تومان رسیده است.

در واقع این‌ سوی میز معامله، راننده‌ای ایستاده که محاسباتش با دفتر و دستک بازار فرق دارد. برای او لاستیک، جایگزین‌پذیر نیست بلکه بخشی از ابزار کار و نان روزانه است.  به گفته این راننده کامیون، لاستیک کالای لوکس نیست و وقتی فرسوده شد باید عوضش کرد اما وقتی قیمت یک جفت لاستیک به ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان رسیده، خیلی‌ها توان خرید ندارند، چرا که راننده فقط لاستیک نمی‌خرد و تعمیرات، قطعات، بیمه، عوارض و خرج خانه نیز بر شانه های او سنگینی می کند. بر همین اساس، کار به تاخیر در خرید لاستیک می رسد و اینجا نقطه‌ای است که ماجرا را از اقتصاد به بحث ایمنی می‌کشاند. تایر فرسوده یعنی احتمال ترکیدن، لغزش و از دست رفتن کنترل خودرو. برای کامیون، یک نقص کوچک می‌تواند حادثه ای بزرگ بسازد که هم راننده را تهدید می‌کند و هم امنیت جاده را به ورطه چالش می اندازد. راننده‌ای که هزینه تعویض ندارد، ناچار است با ریسک زندگی کند و این ریسک، آرام‌آرام تبدیل به یک تهدید عمومی می‌شود. از طرف دیگر، لاستیک فرسوده مصرف سوخت را بالا می‌برد، فشار بیشتری به سیستم تعلیق و ترمز وارد می‌کند و هزینه‌های تعمیراتی را هم زیادتر می‌کند.

اما اینکه چرا لاستیک تا این حد گران شد، موضوعی قابل تامل است. تولیدکنندگان تایر در توضیح افزایش قیمت‌ها، روی رشد هزینه‌های تولید دست می‌گذارند. طبق گفته فعالان این صنعت، هزینه تمام‌شده تولید از مواد اولیه گرفته تا انرژی و حمل‌ونقل، بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است. آن‌ها همچنین از اثر تنش‌های منطقه‌ای بر بازار نهاده‌های پتروشیمی و پلیمری می‌گویند؛ نهاده‌هایی که پایه بسیاری از مواد اولیه صنعت تایر هستند و کوچک‌ترین نوسان در قیمت و تأمین‌ آنها، مستقیم روی هزینه نهایی می‌نشیند. به زبان ساده تر، روایت تولیدکننده این است که گران تولید می‌کنیم و چاره‌ای جز انتقال بخشی از این هزینه به قیمت نهایی نداریم.

با این حال، فعالان بازار معتقدند مشکل فقط در کارخانه و هزینه تولید خلاصه نمی‌شود. یکی از گره‌های اصلی، دوگانگی در اعلام و اجرای قیمت‌هاست که فروشندگان بارها به آن اشاره می‌کنند. بهنام ابراهیمی، همان فروشنده ای که از کاهش قدرت خرید مصرف کننده خبر داده است تاکید کرد که کارخانه با قیمت جدید فاکتور می‌کند، اما وقتی فروشنده همان کالا را با همان نرخ عرضه می‌کند، گاهی با برخورد نظارتی مواجه می‌شود و بحث گران‌فروشی پیش می‌آید. بنا به تاکید او این دوگانگی، بازار را مبهم کرده چنانچه برخی فروشندگان چاره ای ندارند جز آنکه محتاط ‌تر بفروشند، بعضی‌ها عرضه کم ‌کنند و در نهایت، خریدار سردرگم‌تر می‌شود.

در هر حال، بی‌اعتمادی در معامله، بخشی از تقدیر تلخ این بازار است چنانچه خریدار از خودش می‌پرسد که این قیمت واقعی است یا بازی بازار! البته گرانی لاستیک فقط مشکل راننده و فروشنده نیست. افزایش قیمت تایر، دیر یا زود خودش را در کرایه حمل‌ونقل نشان می‌دهد و بعد، روی قیمت تمام‌شده کالاها می‌نشیند. وقتی هزینه ناوگان بالا می‌رود، حمل هر کیلو کالا گران‌تر تمام می‌شود و این گرانی، مثل دومینو روی بخش‌های دیگر اقتصاد اثر می‌گذارد.