گزارش «خبرجنوب» از بازار بی سر و سامان رهن و اجاره های نجومی در کلانشهر شیراز

وادی بی سرپناهی

کسانی که بیماری قلبی دارند به نرخ های سرسام آور بازار اجاره بها نگاه نکنند؛ یک سوییت 25 متری در پایین شهر شیراز 400 میلیون رهن و 5 میلیون تومان اجاره!/ 3 میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان رهن کامل یک واحد در سفیر شمالی

وادی بی سرپناهی

فاطمه ایزدی - «خبرجنوب»/ در طول سالهای گذشته، بازار اجاره بها در شیراز، پنجه در پنجه غول تورم انداخته و این کلانشهر که روزگاری مقصدی مناسب برای زندگی با هزینه‌های متعادل بود، امروز برای خیلی ها وادی بی سرپناهی است.

کسانی که بیماری قلبی دارند نباید به نرخ های سرسام آور بازار اجاره بها نگاه بیندازند، چرا که فایل‌های اجاره در نقاط مختلف شیراز، روایتی تلخ و نگران‌کننده را به تصویر می‌کشد. از یک سو، واحدهایی در محله‌هایی همچون سفیر شمالی یا حسینی الهاشمی با رهن‌های کامل چند میلیاردی عرضه می‌شوند که برای جمعیت قابل توجهی از مردم قابل تصور نیست. از سوی دیگر، سوییت‌های کوچک و واحدهای نقلی در محله‌های معمولی و حتی حاشیه‌ای با مبالغی سنگین در دسترس کسانی قرار می‌گیرد که عملاً بضاعت چندانی برای پرداخت ندارند.

در هر حال در پس این وضعیت، عاملی مهم و قابل تأمل وجود دارد و آن چیزی نیست جز فقدان هرگونه قاعده و نظامِ نظارتیی کارآمد بر بازار اجاره.

در نبود نهاد یا سازوکاری که مرزهای قیمتی معقول را مشخص کند و از تعدی به حقوق مستأجر جلوگیری کند، هر مالکی به سلیقه شخصی، قیمت ملک خود را تعیین می‌کند. معیاری برای این تعیین قیمت وجود ندارد چنانچه نه کیفیت ساخت مد نظر قرار می گیرد و نه سن بنا و موقعیت دقیق جغرافیایی.

 کافی است نگاهی به نرخ‌های واقعی فایل‌های موجود در محله‌های مختلف بیندازید تا شکاف میان مناطق و همچنین فاصله عمیق میان قیمت‌ها و توان مردم کاملاً روشن شود. در شمال شهر، در محله‌هایی که به‌نوعی در دسته مناطق گران‌قیمت و پرمتقاضی قرار می‌گیرند با ارقامی مواجه می‌شویم که عملاً از دسترس بخش بزرگی از شهروندان خارج است. برای مثال در سفیر شمالی، یک واحد ۱۹۵ متری با مبلغی در حدود ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان رهن کامل عرضه می‌شود؛ رقمی که حتی برای بسیاری از خانوارهای طبقه متوسط، صرفاً در حد یک عدد روی کاغذ است و هیچ نسبتی با توان مالی‌شان ندارد. در حسینی الهاشمی نیز یک آپارتمان ۱۲۰ متری با ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان رهن کامل ارائه شده است و این یعنی دسترسی به یک واحد معمولی در این محدوده، نیازمند سرمایه‌ای چندمیلیاردی است.

این سطح قیمت محدود به این دو منطقه نیست. در بخش دیگری از بافت نسبتاً برخوردار شهر در فرهنگ‌شهر، یک واحد ۱۳۰ متری با ترکیب ۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان رهن و ۱۰ میلیون تومان اجاره ماهانه فایل شده است؛ عددی که اگر با عرف رایج تبدیل رهن به اجاره سنجیده شود، به معنای اجاره معادل ماهانه ده‌ها میلیون تومان است. در همین رده در اصلاح نژاد، یک واحد ۸۵ متری با ۱ میلیارد تومان رهن کامل عرضه شده که بار دیگر نشان می‌دهد حتی متراژهای متوسط هم از دایره دسترس مالی بسیاری از خانوارها خارج شده‌ است.

در کنار این‌ها، محله‌هایی قرار دارند که از منظر جغرافیایی و طبق عرف بازار، در رده متوسط رو به بالا یا میانه محسوب می‌شوند، اما اعداد اجاره در آن‌ها نیز به‌روشنی بالاتر از توان متعارف یک خانوار معمولی است. در هفت‌تن، یک واحد ۱۰۵ متری با ۸۵۰ میلیون تومان رهن و ۹ میلیون تومان اجاره ارائه شده است؛ رقمی که در عمل، فشار قابل توجهی بر بودجه ماهانه خانواده وارد می‌کند. در اطلسی، یک واحد ۱۱۵ متری با ۵۰۰ میلیون تومان رهن و ۳۵ میلیون تومان اجاره ماهانه فایل شده و این یعنی اجاره نقدی‌ که به‌تنهایی می‌تواند بخش عمده حقوق یک یا حتی دو شاغل معمولی را ببلعد. در شهرک گلستان نیز یک واحد ۱۱۰ متری با ۲۰۰ میلیون تومان رهن و ۳۰ میلیون تومان اجاره ماهانه در بازار عرضه شده است. این اعداد نشان می‌دهند که حتی در شهرک‌هایی که تا چند سال پیش به‌عنوان گزینه‌های نسبتاً مقرون‌به‌صرفه شناخته می‌شدند، اجاره‌بها به‌سمتی رفته که برای بسیاری از مستأجران، تحمل‌ناپذیر شده است.

اگر کمی به اطراف شهر و محدوده‌های نیمه‌مرکزی و شهرکی نگاه کنیم، تصویر همچنان نگران‌کننده است. در شهرک آرین، یک واحد ۱۲۰ متری با ۵۰۰ میلیون تومان رهن و ۲۰ میلیون تومان اجاره ماهانه پیشنهاد شده است، یعنی حتی در بافت‌های شهرکی، اجاره‌های نقدی دو رقمی به قاعده تبدیل شده است. در نمونه‌ای دیگر در گلکوب، یک واحد ۱۰۰ متری با ۴۰۰ میلیون تومان رهن و ۱۷ میلیون تومان اجاره ماهانه موجود است، ترکیبی که باز هم با درآمد متوسط خانوارها فاصله‌ای آشکار دارد.

در مقابل این واحدهای نسبتاً بزرگ‌تر، بازار سوئیت‌ها و واحدهای کوچک نیز به‌هیچ‌وجه ارزان یا قابل دسترس نیست بلکه بیشتر شبیه آخرین سنگرهایی است که آن هم به‌سرعت در حال سقوط است. برای نمونه در سراج، یک سوئیت ۴۵ متری با ۲۰۰ میلیون تومان رهن و ۱۵ میلیون تومان اجاره ماهانه عرضه شده و این یعنی برای فضایی بسیار محدود، هزینه‌ای مطالبه می‌شود که تا چند سال پیش، مخصوص واحدهای کامل مسکونی بود. در صدرا، اجاره یک سوئیت ۷۰ متری با ۱۵۰ میلیون تومان رهن و ۱۰ میلیون تومان اجاره ماهانه است.

در واقع شهری اقماری که قرار بود فشار هزینه را از دوش مستأجران شیرازی کم کند، اکنون خود با اعداد چندده‌میلیونی در اجاره نقدی مواجه است.

تصویر در برخی نقاط دیگر حتی تندتر و نگران‌کننده‌تر می‌شود. در فرصت شیرازی، برای یک سوئیت ۲۵ متری، رقمی در حدود ۴۰۰ میلیون تومان رهن و ۵۰ میلیون تومان اجاره ماهانه مطالبه می‌شود؛ عددی که عملاً این واحد کوچک را در ردیف اجاره‌های لوکس قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که قیمت‌گذاری در برخی نقاط، نه‌تنها از توان مردم بلکه از منطق متعارف بازار نیز عبور کرده است.

در شیخ‌علی چوپان برای یک سوئیت ۳۵ متری، ۵۰ میلیون تومان رهن و ۷ میلیون تومان اجاره در نظر گرفته شده و در شاهیجان، یک سوئیت ۵۰ متری با ۲۰۰ میلیون تومان رهن و ۱۰ میلیون تومان اجاره ماهانه فایل شده است.

این ارقام نشان می‌دهد حتی برای یک نفر یا یک زوج جوان که تنها به‌دنبال یک فضای کوچک برای شروع زندگی هستند، هزینه ورود به بازار اجاره به شدت بالا و محدودکننده است.

در کنار این‌ها، برخی نمونه‌ها که به ظاهر رهن کامل محسوب می‌شوند، در عمل نشان‌دهنده فشار مضاعف بر مستأجرانی هستند که می‌خواهند حداقل از پرداخت اجاره ماهانه خلاص شوند. در روستای کرونی، یک واحد ۸۵ متری با ۵۰۰ میلیون تومان رهن کامل عرضه شده و در منطقه‌ای دیگر، یک واحد ۸۵ متری در همان حوالی با شرایط مشابه دیده می‌شود. این یعنی حتی در نقاط روستایی و حاشیه‌ای اطراف شیراز، مبلغی نزدیک به نیم میلیارد تومان تنها برای رهن یک واحد نسبتاً کوچک لازم است.

این پراکندگی اعداد، تصویری از یک بازار متعادل نیست بلکه نشانی از بازاری است که در آن، قیمت‌ها به‌شدت سلیقه‌ای تعیین می‌شوند و هیچ سازوکار مؤثر و شفافی برای تنظیم آن وجود ندارد. از شمال شهر تا جنوب و حاشیه‌ها، از واحدهای ۱۲۰ و ۱۹۵ متری تا سوئیت‌های ۲۵ و ۳۵ متری، پیام واحدی که به چشم می خورد این است که برای بسیاری از زوجین جوان، خانوارهای معمولی و حتی شاغلان رسمی،  حتی اجاره یک واحد کوچک و گاه تنها یک اتاق نیز به چالشی جدی و گاهی غیرممکن تبدیل شده است.

در هر حال این روزها در شهری زندگی می کنیم که برای بخش بزرگی از جمعیت خود، خانه‌ای ندارد. در این شهر، اجاره کردن به رویایی تبدیل شده که هر لحظه ممکن است با یک فسخ قرارداد، یک افزایش ناگهانی یا یک جابجایی اجباری، رنگ ببازد.