گزارش «خبر جنوب» از کم‌فروغ شدن چراغ هنرهای اصیل و بی‌مهری به هنرمندان، به مناسبت روز جهانی صنایع دستی

آخرین شاگرد

استاد فلاح‌پور، پیشکسوت هنر خاتم شیراز: هنرمندان امروز وقتی می‌میرند، زنده می‌شوند

آخرین شاگرد

زینب دانشور- «خبر جنوب»/ صدای چکش، مغار، سوهان و قلم‌هایی که قرن‌ها در کارگاه‌های صنایع دستی روایتگر هنر، هویت و فرهنگ این سرزمین بودند، این روزها آرام‌تر از همیشه به گوش می‌رسد. گرچه در کارگاه‌های قدیمی شیراز هنوز استادانی حضور دارند که ده‌ها سال از عمر خود را صرف آموختن، خلق کردن و حفظ هنرهای اصیل ایرانی کرده‌اند؛ اما جای خالی شاگردانی که این میراث را به نسل بعد منتقل کنند، هر روز بیشتر احساس می‌شود.

جز گرانی مواد اولیه و رکود بازار و حتی مشکلات اقتصادی؛ امروز خطر جدی‌تری صنایع دستی را تهدید می‌کند و آن گسست نسلی است. پدیده‌ای که باعث شده بسیاری از استادان پیشکسوت در آستانه بازنشستگی یا پایان عمر حرفه‌ای خود از شاگرد و جانشینی برای ادامه راه محروم باشند.

صنایع دستی به عنوان بخشی از میراث ناملموس در دل خود ده‌ها سال تجربه، دانش فنی، ذوق هنری و فرهنگ بومی را جای داده است دانشی که اگر منتقل نشود، با رفتن هر استاد بخشی از آن برای همیشه از میان خواهد رفت.

*هنری که در مدارس جایی ندارد

کارشناسان معتقدند یکی از مهم‌ترین دلایل فاصله گرفتن نسل جدید از صنایع دستی، نبود آموزش هدفمند در سنین کودکی و نوجوانی است. شاید اگر آموزش و پرورش با راه‌اندازی زنگ صنایع دستی در مدارس، دانش‌آموزان را با هنرهای اصیل هر منطقه آشنا می‌کرد؛ امیدی به گرایش آن‌ها برای حفظ میراث فرهنگی، تقویت حس هویت، تعلق و مسئولیت‌پذیری فرهنگی می‌رفت. حتی تصور اینکه دانش‌آموزان شیرازی از دوران مدرسه با هنرهایی چون خاتم‌کاری، منبت، معرق، گره‌چینی و قلم‌زنی آشنا شوند، می‌تواند آینده‌ای متفاوت برای صنایع دستی این شهر رقم بزند.

*فرهنگسراها؛ دانشگاه‌های کوچک هنر

در کنار مدارس، فرهنگسراها نیز می‌توانند نقش مهمی در احیای صنایع دستی ایفا کنند. از برگزاری دوره‌های رایگان آموزشی گرفته تا ایجاد کارگاه‌های تولیدی کوچک، حمایت از هنرجویان و ایجاد بازارچه‌های فروش، از جمله اقداماتی است که می‌تواند جوانان را به سمت هنرهای سنتی جذب کند. در واقع می‌توان از ظرفیت فرهنگسراها برای انتقال دانش و تجربه میان نسل‌ها بهره برد.

*پیشکسوتانی که فراموش می‌شوند

غلام فلاح‌پور، استاد پیشکسوت خاتم شیراز، در گفت‌وگو با خبرنگار «خبر جنوب»، از کم‌توجهی به هنرمندان صنایع دستی گلایه می‌کند.

او که بیش از چند دهه از عمر خود را صرف هنر خاتم کرده، می‌گوید: هنرمند عمرش را پشت کُنده کار می‌گذراند. با عشق و روحش کار می‌کند و بسیاری از لذت‌های زندگی را فدای هنر می‌کند تا مردم شهر، کشور و حتی جهان از آثارش لذت ببرند. اما سهم بسیاری از هنرمندان از این همه تلاش، کمترین بهره‌مندی مادی و بیشترین فراموشی است.

فلاح‌پور معتقد است طی سال‌های اخیر نگاه سلیقه‌ای به حوزه صنایع دستی، مشکلات فراوانی برای هنرمندان ایجاد کرده است.

وی می‌گوید: هنرمندان فارس در بیش از صد نمایشگاه شرکت کرده‌اند و آثار فاخر بسیاری خلق کرده‌اند، اما امروز بسیاری از پیشکسوتان حتی در شهر خودشان نیز غریب هستند. سالی یک بار در هفته صنایع دستی از آن‌ها یاد می‌شود اما در طول سال کمتر کسی سراغی از وضعیت زندگی و معیشت آنان می‌گیرد.

*کارنامه‌ای پرافتخار؛ اما بی‌مهری‌های ماندگار

این استاد خاتم‌کار که از چهره‌های شناخته‌شده صنایع دستی کشور به شمار می‌رود، در کارنامه خود ثبت ۱۵ اثر ملی، کسب ۹ نشان ملی مرغوبیت، اجرای برنامه‌های زنده هنری از سال ۱۳۸۹ تاکنون و خلق آثار ماندگار متعدد را دارد

او همچنین در سال ۱۳۹۲ اثر فاخر «ریزتر خاتم جهان» را خلق کرد؛ اثری که به گفته بسیاری از صاحب‌نظران یکی از افتخارات هنر خاتم شیراز محسوب می‌شود می‌گوید: در کشور ما هنرمند وقتی می‌میرد زنده می‌شود.

فلاح‌پور با اشاره به پیشینه بیش از ۱۱۰۰ ساله خاتم‌کاری در شیراز می‌گوید: این افتخارات بخشی از افتخارات شهر شیراز است. اما گاهی با تغییر مدیران، نام و جایگاه پیشکسوتان به فراموشی سپرده می‌شود.

*جوانان چرا انگیزه ندارند؟

به گفته این استاد پیشکسوت، نسل جوان زمانی برای ورود به یک حرفه ترغیب می‌شود که آینده روشنی در آن ببیند.

او می‌گوید: وقتی جوانان می‌بینند استادانی مانند حمیدی، شیشه‌گر، قدرت و دیگر هنرمندان برجسته با وجود خلق آثار نفیس، آن‌گونه که باید مورد توجه قرار نگرفته‌اند، انگیزه‌ای برای ادامه این مسیر پیدا نمی‌کنند.

فلاح‌پور معتقد است تکریم پیشکسوتان نقش مهمی در جذب نسل جدید دارد و می‌افزاید: در گذشته برای استادان صنایع دستی القاب، مدال‌ها و جایگاه‌های ویژه در نظر گرفته می‌شد. همین احترام باعث می‌شد جوانان به ادامه این مسیر علاقه‌مند شوند.

او با اشاره به وضعیت رسول داناپور، از استادان برجسته و نامدار صنایع دستی که این روزها دوران بیماری را سپری می‌کند، می‌گوید: وقتی می‌دیدیم از استان‌ها و کشورهای مختلف برای استادان دعوت‌نامه می‌فرستادند و آنان را تکریم می‌کردند، انگیزه می‌گرفتیم راهشان را ادامه دهیم.

*حمایت واقعی، نه شعار

این استاد پیشکسوت یکی از راهکارهای مهم برای حفظ صنایع دستی را ایجاد فضاهای حمایتی برای هنرمندان جوان می‌داند.

وی پیشنهاد می‌کند بازارچه‌های صنایع دستی بخشی از فضاهای خود را به صورت رایگان در اختیار هنرمندان کم‌بضاعت قرار دهند تا بتوانند بدون دغدغه اجاره و هزینه‌های سنگین، فعالیت خود را آغاز کنند.

فلاح‌پور می‌گوید: بسیاری از جوانان استعداد دارند اما سرمایه ندارند. اگر فرصت و فضا در اختیارشان قرار گیرد، می‌توانند مسیر خود را پیدا کنند.

*آموزش فراتر از یادگیری یک هنر

به اعتقاد این استاد خاتم‌کار، آموزش صنایع دستی تنها به یاد دادن تکنیک‌ها محدود نمی‌شود.

او می‌گوید: سال‌ها تلاش کردم علاوه بر آموزش هنر، درباره بازار جهانی، نیاز کشورهای مختلف، شیوه فروش، حضور در نمایشگاه‌های داخلی و خارجی و حتی نحوه ارتباط با مشتری نیز به هنرجویان آموزش بدهم.

به گفته وی، شناخت بازارهای اروپا، آسیا و کشورهای حوزه خلیج فارس و آگاهی از سلیقه مخاطبان، می‌تواند انگیزه جوانان را برای ورود به این حوزه افزایش دهد.

او همچنین از ظرفیت مغفول‌مانده فضای مجازی سخن می‌گوید و معتقد است در بسیاری از کشورهای جهان از این بستر برای آموزش، بازاریابی و فروش صنایع دستی استفاده می‌شود، اما در ایران هنوز بهره‌برداری مطلوبی از این فرصت صورت نگرفته است.

*صنایع دستی؛ ظرفیتی فراتر از نفت

فلاح‌پور بر این باور است که صنایع دستی می‌تواند به یکی از سودآورترین حوزه‌های اقتصادی کشور تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه همه دستگاه‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند.

او از آمادگی هنرمندان برای همکاری در طرح‌های محرومیت‌زدایی، آموزش کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست و انتقال مهارت به نسل جدید سخن می‌گوید و تأکید دارد که این مسیر بدون حمایت نهادهای دولتی و شهری امکان‌پذیر نیست.

*زنگ خطری که باید شنیده شود

امروز در بسیاری از کارگاه‌های قدیمی، استادانی حضور دارند که هر کدام کتابی زنده از دانش، هنر و تجربه‌اند. اما این کتاب‌ها آرام‌آرام به آخرین صفحات خود نزدیک می‌شوند.

اگر آموزش و پرورش، شهرداری‌ها، وزارت میراث فرهنگی، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و بخش خصوصی برای انتقال دانش این استادان برنامه‌ای جدی نداشته باشند، شاید چند سال دیگر مسئله اصلی صنایع دستی فروش محصولات نباشد؛ بلکه یافتن کسی باشد که هنوز شیوه ساخت آن‌ها را بداند.