به مناسبت هفته صنایع دستی؛

روایت یک هنر زنده در شهر ملی حصیر ایران

روایت یک هنر زنده در شهر ملی حصیر ایران

حرکت منظم نوارهای باریک برگ نخل میان انگشتان هنرمندان محلی آب‌پخش، هنوز هم تصویری زنده از زندگی روزمره مردمان این شهر است. شهری که نام آن سال‌هاست با حصیربافی گره خورده و عنوان «شهر ملی حصیر ایران» را یدک می‌کشد.

هفته صنایع دستی فرصتی است برای مرور وضعیت هنری که اگرچه ریشه در سنت و فرهنگ مردم جنوب دارد، اما امروز تلاش می‌کند خود را با نیازهای بازار، سلیقه‌های جدید و شرایط اقتصادی کشور تطبیق دهد.

به گزارش ایسنا، در آب‌پخش دشتستان، حصیربافی دیگر تنها یک فعالیت خانگی یا میراثی خانوادگی نیست. این هنر در سال‌های اخیر به بستری برای اشتغال، به‌ویژه در مناطق روستایی و خرماخیز تبدیل شده و بسیاری از خانواده‌ها بخشی از درآمد خود را از این طریق تأمین می‌کنند. با این حال فعالان این حوزه معتقدند مهم‌ترین چالش امروز آنان نه کمبود علاقه به این هنر، بلکه مشکلات اقتصادی، محدودیت‌های حمایتی و دشواری‌های بازار است.

فاصله تسهیلات با واقعیت تورم

عباس پی‌خسته، فعال صنایع دستی و مالک کارگاه حصیربافی در آب‌پخش، در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: تسهیلات موجود متناسب با شرایط اقتصادی روز نیست.

او معتقد است که وام‌های پرداختی با نرخ تورم همخوانی ندارد و نمی‌تواند پاسخگوی نیاز فعالان این حوزه برای توسعه کارگاه‌ها یا تأمین تجهیزات باشد.

به گفته این فعال صنایع دستی، علاوه بر محدودیت منابع مالی، فرآیندهای اداری و کاغذبازی‌های موجود نیز از موانع جدی پیش روی صنعتگران محسوب می‌شود.

در همین زمینه، سیده خدیجه حسینی، مدیر اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی دشتستان نیز در گفت‌وگو با ایسنا از پرداخت تسهیلات به فعالان این حوزه خبر می‌دهد.

به گفته او، تاکنون برای ۴۴ نفر از هنرمندان صنایع دستی بیش از پنج میلیارد و ۱۳۰ میلیون تومان تسهیلات پرداخت شده و چهار طرح پشتیبان نیز دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان تسهیلات دریافت کرده‌اند.

تغییر سلیقه بازار؛ از ویترین تا مصرف روزانه

یکی از تغییرات مهم سال‌های اخیر، تغییر نگاه مشتریان به محصولات حصیری است. محصولاتی که زمانی بیشتر جنبه تزئینی داشتند، اکنون کاربردهای روزمره بیشتری پیدا کرده‌اند.

پی‌خسته می‌گوید: مردم به‌تدریج از کالاهای فقط تجملی فاصله گرفته‌اند و به سمت محصولات سنتی و طبیعی گرایش پیدا کرده‌اند.

به گفته او، اگر در گذشته بسیاری از ظروف حصیری تنها برای نمایش در ویترین خریداری می‌شد، امروز نمونه‌های کاربردی آنها روی میزهای پذیرایی و در فضای زندگی روزمره خانواده‌ها دیده می‌شود.

همین تغییر ذائقه باعث شده تولیدکنندگان نیز به سمت طراحی محصولات جدید حرکت کنند. تلفیق حصیر با چرم، پارچه و مکرومه و همچنین تولید محصولاتی مانند لوسترهای حصیری با سازه‌های فلزی، بخشی از تلاش‌هایی است که برای هماهنگی با نیاز بازار انجام شده است.

چالش بازار؛ از واسطه‌ها تا صادرات

اگرچه بازار داخلی در سال‌های اخیر توجه بیشتری به محصولات طبیعی و دست‌ساز نشان داده، اما فعالان این حوزه همچنان با مشکلات متعددی در مسیر فروش روبه‌رو هستند.

پی‌خسته حذف واسطه‌ها، آموزش اصول بسته‌بندی و هزینه‌های بالای حمل‌ونقل را از مهم‌ترین چالش‌های توسعه بازار می‌داند. به اعتقاد او، حضور مؤثرتر تولیدکنندگان در بازارهای هدف می‌تواند سهم بیشتری از ارزش افزوده محصولات را نصیب هنرمندان کند.

مدیر اداره میراث فرهنگی دشتستان نیز با اشاره به وضعیت صادرات می‌گوید: امسال به دلیل شرایط ناشی از جنگ، صادراتی در حوزه حصیربافی از این شهرستان انجام نشده است.

با این حال فعالان این حوزه معتقدند صنایع دستی ایران همچنان جایگاه شناخته‌شده‌ای در بازارهای جهانی دارد؛ هرچند تولیدکنندگان کشورهای جنوب شرق آسیا مانند ویتنام و تایلند به واسطه برخورداری از تجهیزات صنعتی پیشرفته‌تر در برخی بخش‌ها توان رقابتی بیشتری دارند.

اشتغال‌زایی؛ ظرفیتی که همچنان فعال است

برخلاف برخی نگرانی‌ها درباره کاهش نقش صنایع دستی در اقتصاد محلی، فعالان این حوزه معتقدند حصیربافی همچنان یکی از ظرفیت‌های اشتغال‌زای جنوب کشور محسوب می‌شود.

پی‌خسته می‌گوید: طی یک دهه گذشته فرصت‌های شغلی قابل توجهی در روستاها و شهرهای منطقه ایجاد شده و ثبت آب‌پخش به عنوان شهر ملی حصیر نیز به رونق این فعالیت کمک کرده است.

او بر این باور است که ایجاد یک کسب‌وکار کوچک در این حوزه نسبت به بسیاری از مشاغل دیگر سرمایه اولیه کمتری نیاز دارد و با سرمایه‌ای در حدود ۵۰۰ میلیون تومان می‌توان فعالیتی کوچک را آغاز و نسبتاً سریع وارد چرخه درآمدزایی شد.

حسینی نیز از فعالیت پنج کارگاه حصیربافی در آب‌پخش خبر می‌دهد؛ کارگاه‌هایی که بخشی از ظرفیت تولید و آموزش این هنر را در منطقه بر عهده دارند.

نسل جوان؛ گسست فرهنگی یا تداوم هنر بومی؟

یکی از دغدغه‌های مطرح‌شده درباره صنایع دستی، مسئله انتقال دانش و مهارت به نسل‌های بعدی است. با این‌حال تجربه فعالان آب‌پخش تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد.

پی‌خسته معتقد است زنجیره انتقال این هنر همچنان برقرار است.

او می‌گوید: در سال‌های اخیر آموزش حصیربافی به مدارس راه یافته و بسیاری از نوجوانان و جوانان در کنار خانواده‌های خود با این هنر آشنا شده‌اند. برخی در فرآیند تولید مشارکت می‌کنند و برخی دیگر در زمینه طراحی محصولات یا تأمین مواد اولیه فعالیت دارند.

این موضوع نشان می‌دهد اگرچه تغییر سبک زندگی بر همه مشاغل سنتی اثر گذاشته، اما حصیربافی در آب‌پخش همچنان توانسته بخشی از نسل جدید را با خود همراه نگه دارد.

نخلستان‌ها و مواد اولیه؛ برخلاف برخی نگرانی‌ها

تغییرات اقلیمی و کم‌آبی از موضوعاتی است که طی سال‌های اخیر بارها درباره تأثیر آن بر نخلستان‌های جنوب مطرح شده است. با این حال فعالان حصیربافی آب‌پخش معتقدند این مسئله تاکنون اثر قابل توجهی بر کیفیت مواد اولیه مورد استفاده آنان نگذاشته است.

پی‌خسته در این باره می‌گوید: نخل به دلیل سازگاری با شرایط آب‌وهوایی گرم و کم‌آبی، همچنان کیفیت مناسب خود را حفظ کرده و تاکنون تغییر محسوسی در کیفیت برگ‌های مورد استفاده برای حصیربافی مشاهده نشده است.

این اظهارات نشان می‌دهد دست‌کم از نگاه فعالان محلی، چالش‌های اقتصادی و بازار بیش از مسائل اقلیمی بر آینده این صنعت تأثیرگذار بوده‌اند.

هنری که از طبیعت می‌آید

در میان همه دغدغه‌های اقتصادی و بازار، فعالان این حوزه بر یک ویژگی مشترک محصولات حصیری تأکید دارند؛ پیوند مستقیم آنها با طبیعت.

پی‌خسته می‌گوید: حصیر محصولی دوستدار محیط زیست است که تمام ساختار خود را از طبیعت می‌گیرد و بدون ایجاد آسیب برای محیط زیست، دوباره به طبیعت بازمی‌گردد.

شاید همین ویژگی باعث شده در دورانی که توجه به محصولات طبیعی و پایدار بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده، هنر دیرینه حصیربافی نیز همچنان بتواند جای خود را در خانه‌ها و زندگی مردم حفظ کند.هنری که در آب‌پخش و روستاهای دشتستان تنها یک میراث فرهنگی نیست، بلکه بخشی از اقتصاد محلی و هویت بومی به شمار می‌رود.