توصیه‌ محمدصادق علی‌پور؛ فعال تئاتر و سینما به علاقه‌مندان هنرهای نمایشی:

از همین امروز شروع کنید

از همین امروز شروع کنید

هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ پیوند او با قصه و نمایش از همان سنین خردسالی رقم خورده است. با مادری که شغلش مدیریت یکی از شعبه‌های کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان بوده است. محمدصادق علی‌پور ادامه می‌دهد: «به واسطه‌ی مادرم با کارهای هنری از قبیل نمایش عروسکی، تئاتر، قصه‌خوانی و سینما آشنا شدم. هر ساله در جشنواره‌ها و جشن‌های مربوط به کانون پرورشی شرکت می‌کردم البته آموزش‌هایی که از مادرم فرا می‌گرفتم هم در این امر نقش اساسی داشت.» با این هنرمند خلاق که در حوزه‌های تئاتر، سینما و تدریس فعالیت دارد، بیشتر آشنا شویم.

این رشته را ادامه دادم

بعد از گذراندن مقطع دبیرستان در دانشگاه هنر و معماری تهران رشته‌ی کارگردانی و پس از آن در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز به‌صورت حرفه‌ای این رشته را ادامه دادم. در هنگام تحصیل هم هر ساله به‌جز اجراهای عموم به عنوان بازیگر، کارگردان و نویسنده در شهرهای شیراز و تهران در جشنواره‌های مختلفی مثل استانی فجر فارس،لاله‌های سرخ، مقاومت و... حضور فعال داشته‌ام و توانسته‌ام مقام‌های مختلفی کسب کنم.

14 سالگی، اولین نمایش جدی

اولین نمایش جدی‌ام مربوط به دوران کودکی و سن 14 سالگی است. وقتی در جشنواره‌ی کانون پرورشی کودک و نوجوان برای نمایشی به‌نام «دو غلام» عروسک‌گردان و صداپیشه بودم. بعد از آن در کارهای مختلفی مثل «نمایش آخر شاهنامه»، «تدبیر»، «خون سیاه»، «آنجا که آب ما را می‌برد» و «روز باشکوه آقای گورکن» کارگردانی را تجربه کردم و در نمایش‌هایی مثل «ما فقط پنج دقیقه وقت داشتیم»، «خط‌های سفید جاده»، «گور به گور»، «آخرین یانکی» و... در تهران و شیراز به عنوان بازیگر به روی صحنه رفتم. اما به‌نظرم شروع کار حرفه‌ای من با کارگردانی نمایش تدبیر و اجرای عموم آن در شیراز و جشنواره‌ی فجر استانی رقم خورد.

بازیگری یعنی زنده کردن یک شخصیت

اگر بخواهم درباره‌ی اولویت‌بندی‌ام نسبت به بازیگری یا کارگردانی بگویم، به‌نظرم هر دو لذت خاص خودش را دارد. قطعا یک کارگردان خوب باید بتواند بازیگر خودش را به درستی هدایت کند و در مواقع لزوم نیز او را در اجرای درست نقش، کمک کند. بازیگری یعنی زنده کردن یک شخصیت و تجربه کردن یک مدل از زندگی، اما علاقه‌ی شخصی بنده بین این دو، کارگردانی است. در انتخاب موضوعات آثار هنری، دغدغه‌ی اصلی من ارتباط با مسائل اجتماعی و فرهنگی روز جامعه  است تا مخاطب را به تفکر وادار کند. همچنین، انتخاب کارهایی که باعث نوآوری و خلاقیت در اثر می‌شود را بسیار دوست دارم. در نهایت، تجربیات شخصی و توجه به فرهنگ و اجتماع نیز به من کمک می‌کند تا موضوعاتی معنادار و تأثیرگذار انتخاب کنم. در مقام کارگردان، متن‌های زیادی هستند که دوست دارم کار کنم، اما دو متن «ننه دلاور» و «آدم آدم است» از برشت  را بسیار دوست دارم کارگردانی کنم که هنوز موفق به اجرای آن‌ها نشده‌ام.

نقش حیاتی آموزش آکادمیک

به اعتقاد من، آموزش آکادمیک در هنرهای نمایشی نقش بسیار مهمی دارد. این نوع آموزش به هنرجویان ابزارها و تکنیک‌های لازم برای بیان خلاقانه و حرفه‌ای را می‌دهد. در دانشگاه‌ها، دانشجویان با تئوری‌های مختلف، تاریخ هنر و روش‌های اجرایی آشنا می‌شوند که این موارد به آن‌ها کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از هنرهای نمایشی پیدا کنند. علاوه بر این، آموزش آکادمیک فرصتی برای تعامل با اساتید با تجربه و هم‌فکری با دیگر هنرجویان فراهم می‌کند که می‌تواند به رشد فردی و حرفه‌ای آن‌ها کمک کند. در آموزشگاه‌ها نیز، آموزش‌های علمی و عملی و کارگاهی می‌تواند به هنرجویان کمک کند تا مهارت‌های خود را تقویت کنند. در نهایت، به‌نظرم، ترکیب آموزش آکادمیک و تجربیات عملی باید در کنار هم جلو برود.

نسل خلاق، پیگیر و با دانش جوان

«آکادمی سایا» را سال 1401 در شهر شیراز تأسیس کردیم که در شاخه‌ی هنرهای نمایشی و به‌صورت تخصصی بازیگری شروع به کار کرد. این آموزشگاه در حال حاضر در سه شاخه‌ی اصلی هنرهای نمایشی(بازیگری کودک، نمایش خلاق، بازیگری بزرگسال، کارگردانی، تدوین و...) موسیقی(انواع سازهای سنتی و کلاسیک) و هنرهای تجسمی(نقاشی، سفالگری، خوشنویسی و...) فعال است و هر ساله خروجی‌های خوبی به‌خصوص در رشته‌ی بازیگری را از این آموزشگاه شاهد هستیم. به‌طور کلی تجربه‌ام در ارتباط با نسل جوان نشان داده که بدون شک آن‌ها نسلی خلاق، پیگیر و با دانش هستند و این موضوع، بسیار باعث دلگرمی است. اما اگر بخواهیم روراست باشیم و از حقیقت صحبت کنیم، حمایتی که باید برای رشد و موفقیت در رشته‌ی ادبیات نمایشی در اختیار هنرمندان قرار بگیرد یا وجود ندارد یا بسیار کم‌رنگ است و امیدوارم توجه بیشتری به‌خصوص در سال‌های آینده به این رشته‌ی مهم که اندیشه‌ساز است بشود.

سینما و تئاتر؛ شباهت‌ها و تفاوت‌ها

مهم‌ترین تفاوت‌های سینما و تئاتر در نحوه‌ی اجرا و تجربه‌ی مخاطب است. سینما به واسطه‌ی تکنولوژی، امکان ویرایش، جلوه‌های ویژه و تصویربرداری را دارد که می‌تواند داستان را به شکلی بصری و جذاب‌تر ارائه دهد، در حالی که تئاتر به اجرای زنده و تعامل مستقیم با مخاطب وابسته است و احساسات را به صورت آنی منتقل می‌کند. فیلم در مقایسه با تئاتر خیلی به داستان‌گویی ساده نزدیکتر است، اگر به شیوه‌ای که مردم داستانی را تعریف می‌کنند گوش دهید، درمی‌یابید که آن را به شکلی سینمایی بازگو می‌کنند. از سوی دیگر، شباهت‌های این دو مدیوم در تمرکز بر داستان‌گویی و شخصیت‌پردازی است. هر دو به دنبال ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب هستند.

توصیه به نسل جوان

اگر بخواهم توصیه‌ای به نسل جوان هنرجو و علاقه‌مند به هنرهای نمایشی داشته باشم، بهشان می‌گویم: اگر به این حرفه علاقه‌مندید، از همین امروز شروع کنید، با خوانش کتاب‌های مختلف، از نمایشنامه و فیلم‌نامه گرفته تا روان‌شناسی و فلسفه. تا می‌توانید فیلم‌های مهم تاریخ سینما را با دقت ببینید. تجربه‌های زیستی خودتان را دست کم نگیرید و سعی کنید آن‌ها را  بنویسید. بی‌شک این تجربیات مانند گنج هستند و در نهایت آموزش را از یاد نبرید، آموزش دیدن یعنی به دست آوردن ابزار لازم و ما قطعا برای انجام هر کاری به ابزار آن کار نیاز داریم.