شعر جهان| خلیل حاوی
علیرضا نجمی-«خبرجنوب»/ «خلیل حاوی» متولد 1 دسامبر ۱۹۱۹ و درگذشت 6 ژوئن ۱۹۸۲، شاعر و منتقد ادبی لبنانی بود. خلیل کمی بعد از پایان جنگ جهانی اول به روایتی در سال ۱۹۱۹ در روستای کوچک هویه از روستاهای کوهستان دروز در سوریه و به روایتی دیگر در روز نخست دسامبر سال ۱۹۱۹ در آبادی کوهستانی و بسیار زیبای شویر از کوهستان های لبنان از پدر و مادری که هر دوی انها مسیحی ارتدوکس بودند به عنوان نخستین فرزند خانواده زاده شد؛ خانواده ای سه نفره که پس از حاوی سه فرزند پسر و سه فرزند دختر بر تعداد افرادش افزوده شد.
پدر خلیل حاوی، بنایی بود که در آغاز بهار برای کار به مناطق واقع در بلندی های جولان و کوه دروز می رفت و بدین ترتیب وی بیشتر در دامان مادرکه در رویکرد شاعری و سرایندگی وی تا حدودی تأثییر گذار بود بالید و پس از رفتن به مدرسه، بخشی از مزامیر داوود و برخی از آیات انجیل و تورات را از بر کرد. خلیل در سن دوازده سالگی به خاطر بیماری پدرش مجبور به کار در حرفه بسیار دشوار ساخت خیابان و سنگفرشهای شهری شد، روبه رو شدن او با این گونه سختی ها و رنج های شکننده در شکل گیری ذهنیات منفی در روان رنجور او، تأثیری غیرقابل انکار برجای گذاشته است تا جایی که جمیل جبر، دوست صمیمی او در این باره می گوید: «فکر بیچارگی، ستمدیدگی و بینوایی، همیشه مثل سایه با او بود و او را به همه مردم، بدبین ساخته بود». در پانزده سالگی به حزب ملی گرای اجتماعی سوریه (الحزب السوری القومی الاجتماعی) پیوست و برای تحصیل به دانشگاه امریکایی بیروت رفت. در این دوران به سرودن شعر فصیح روی آورد و سرودههایش را در نشریات ادبی آن روز لبنان چاپ کرد.
وی بعدها از سرودن نخستین اشعار عامیانه خویش، که روح غنایی و عاشقانه داشتند، اظهار پشیمانی کرد و زبان عامیانه را مانعی در راه وحدت جهان عرب دانست. زمانی که جورج عبدالمسیح، رهبری حزب ملی گرای سوریه را به دست گرفت، خلیل به سبب اختلاف نظر با وی از حزب کناره گیری کرد و نشانههای این جدایی در دیوان نهرالرماد (رود خاکستر) آشکار است.
حاوی مدرک کارشناسی ارشد در رشته فلسفه گرفت و عنوان پایان نامهاش «العقل و الایمان بین الغزالی و ابنرشد» بود سپس برای تحصیل در دوره دکتری فلسفه به دانشگاه کمبریج انگلیس رفت. در دوره تحصیل با دانشجویانی از دیگر کشورهای عربی آشنا شد و در پی آن، از حامیانِ ملی گرایی عربی گردید. پایاننامه دکتری اش را با عنوان «جبران خلیل جبران: خاستگاه، احوال و آثارش» تألیف کرد.
در سال 1959 به لبنان بازگشت و در دانشگاه آمریکایی بیروت استاد نقد ادبی، شد. در لبنان به حاوی چندین جایزه ادبی، از جمله جایزه شعر سال اهدا شد. وی با آثار رمانتیک غرب آشنا شد و بیش از همه وامدار شاعرانی چون تی.اس. الیوت و یتس بود. با یوسف الخال، شاعر لبنانی در راهاندازی مجله شعر همکاری کرد اما دیری نپایید که به سبب سیاست های غرب گرایانه مجله، از آن روی برتافت و در جبهه مقابل آن قرار گرفت و اشعارش را در مجله الآداب که به ملی گرایی عربی گرایش داشت، چاپ کرد.
شعرش به اعتبار محتوا، تصویرگر اضطراب های انسان معاصر است. وی در یکی از دشوارترین دوران های تاریخ معاصر عرب به سر می برد، شکست های پیاپی ارتش های کشورهای عربی در جنگ با صهیونیست ها، آغاز جنگ داخلی لبنان و اشغال بیروت از سوی نظامیان اسرائیلی سبب سرخوردگی و یأس او شد. تعارض میان انزواطلبی و جمعگرایی، یأس و امید، شک و ایمان، بیزاری از زمان و مکان کنونی، بشارت رستاخیز و نیز تقابل پیشرفت و فناوری در شهرها با احساسات اصیل روستایی، از ویژگی های شعر اوست.
او به تصویرگرایی دقیق و انتزاعی، خلق استعارهها و تعابیر نو پرداخت و مضامین عمیق را به شیوهای مناسب عرضه کرد. حاوی زندگی و هویت خود را در شعر جستجو میکرد و به هماهنگی و همسویی محتوا و شکل پایبند بود و مضامین را از عناصر زیباییشناسانه جدا نمیدانست. خلیل از برخی شعرای لبنانی، چون أبوشبکه و أمین نخله تأثیر پذیرفت و مدتی به مکتب زیبایی شناسی ادبی سعید عقل گرایش یافت اما بهسبب انتقادهای سعید عقل از شعر حاوی، او را رها کرد. گفتنی است، حاوی به شدت دلبسته کتاب چنین گفت زرتشت نیچه بود تا آنجا که بیشتر مطالب آن را از حفظ داشت و در مناسبت های گوناگون بخش هایی از آن را میخواند.
قصیده البحّار و الدرویش (دریانورد و درویش) که در نهرالرماد چاپ شده، تقابل تمدن شرق و غرب را نشان میدهد و در واقع، بیان صادقانه تحولات روح سرگشته شاعر است و بحران روحی انسان های عصر جدید را وصف می کند که در پی رسیدن به معرفت اند، اما آن را نمییابند. در مجموعه النای و الریح (نی و باد)، در شعری با همین نام، نی را نماد سنت های منحط گذشته قلمداد میکند.
حاوی در منظومه السندباد فی رحلته الثامنة (سندباد در هشتمین سفرش) که ضمیمه النای و الریح چاپ و سروده شده است، نقاب سندباد را بر چهره میگذارد و سفری جدید را شروع میکند. وی در این شعر، از درون اسطوره سندباد، اسطوره انسان معاصر را خلق میکند و با گذر از تأملات صوفیانه، مظاهر مادی و نمادها را به گونهای جدید ترسیم میکند.
در مجموعه بیادر الجوع (خرمنزارهای گرسنگی)، تصویری سیاه و تاریک از اوضاع تاریخی جوامع عربی نشان میدهد. در این مجموعه، در شعر لعازر عام (لعازر نام دوست حضرت مسیح است که سه روز پس از مرگ، حضرت مسیح (ع) او را زنده کرد)، لعازر به زندگی دوباره تمایلی ندارد. او شیفته مرگ و گریزان از زندگی است، از این رو به رغم بازگشت به زندگی مادی، در درون مرده ای بیش نیست. شاعر مرگ لعازر را مرگ ارزش ها میداند. لعازر نماد مبارز شکست خورده ای است که با احساس پوچی و اندیشه الحادی دست به گریبان است. حاوی در این قصیده و برخی قصاید دیگر، از مکتب سوررئالیسم تأثیر گرفته است.
دیوان الرعد الجَریح (تندر زخم آگین) در سالهای1967ـ1974 سروده شده است. در شعر الاُمّ الحزینة (مادر اندوهگین)، که در این دیوان منتشر شده، مادر همان مریم مقدس است که از مرگ مسیح (ع) رنج میبرد. به باور حاوی، اگر مریم پیکر مسیح را تشییع کرد مادرانِ عرب در سایه حکومت های مستبد، هزاران هزار مسیح را تشییع میکنند. تندر زخم آگین همان نجات دهنده ملت های عرب از عقب ماندگی است و زخمی که بر تن دارد نشانه ایستادگی و پایداری او در راه آرمانِ خویش است.
حاوی در این دفتر اندک اندک از شک در مورد سرنوشت ابهامآلود جوامع عربی آسوده شده است. دیوان مِن جحیم الکومیدیا (از دوزخ کمدی)، که در سالهای جنگ داخلی لبنان سروده شده است، فساد اجتماعی و سیاسیِ دامنگیر جوامع عربی را ترسیم و در پایان، این ذهنیت را القا میکند که مرگ نزد شاعر به رؤیایی دست نیافتنی تبدیل شده است. حاوی در این دفتر امیدی به رهایی از دوزخ این جهان ندارد. نثر حاوی علمی و روان است و گاه برای تبیین موضوع از تصویرپردازی نیز بهره گرفته است. دیوان های وی همگی در بیروت چاپ شدهاند و به جز آنچه در بالا اشاره شد، عبارتاند از: مجموعه دفترهای شعری وی با عنوان دیوان خلیل حاوی که با مقدمه ریتا عوض منتشر شد.
از تحقیقات حاوی در نقد ادبی، همکاری وی در تألیف موسوعة الشعر العربی در 36 جلد است که به شعر عربی از دوران جاهلی تا عصر حاضر میپردازد. مجموعهای از نامههای عاشقانه او نیز با عنوان رسائل الحب و الحیاة منتشر شده است. در سال 1957 اولین دیوان وی با نام نهرالرماد با مقدمه تحلیلی عفاف بیضون، چاپ و با استقبال منتقدان روبه رو شد و او را در ردیف پیشگامان شعر نو عرب قرار داد و از آن پس حاوی پیشرو شعر وجودگرا یا اگزیستانسیالیستی در شعر معاصر عرب بهشمار آمد. او در پی اشغال بیروت توسط اسرائیل و به نشانه اعتراض، در 6 ژوئن 1982 با شلیک گلوله به زندگی خود پایان داد. حاوی را باید فیلسوف یا شاعری فلسفی دانست.

Admin 6 




