شعر جهان| احمد مطر
علیرضا نجمی_«خبرجنوب»/ «احمد مطر» متولد ۱۹۵۶در بصره شاعر عراقی است. احمد مطر متولد روستای التنومه در حومه شهر بصره از شاعران مشهور عراقی است و به خاطر شعرهای بسیار گزنده و طنزآمیز خویش در مورد سران عرب، مشهور شد. التنومه، روستای محل ولادت و کودکی احمد، تأثیری روشن در اشعارش بر جای گذاشت. احمد مطر با کاریکاتوریست مشهور ناجی علی در انتشار روزنامه «بلا فتنه» همکاری می کرد. این شاعر عرب زندگي منزوي و گوشهگيرانهاي دارد که شايد يكي از دلايلش داشتن مواضع ضدحكومتي و خطراتي است كه ممكن است دامنگیر او شود. اين شاعر روشنفكــر طرفدار هيچ حكومتي نيست و اصولا شاعري ناراضي است و صداي اعتراض آميـز او در شعرهاي جديدش شنيده مي شود. به خاطر مواضع سياسياش از ادامه تحصيل محروم ماند. او در دهه 80 ميلادي مجبور به ترک عراق شد و به كويت رفت.
در كويت با همكاري ناجي العلي، كاريكاتوريست فلسطيني، در مجله القبس به سرودن لافتهها پرداخت. اين كار او خشم حكومت كويت را برانگيخت و آن دو مجبور به ترك كويت و مهاجرت به لندن شدند. طنز در شعر احمد مطر جایگاه خاصی دارد. یکی از موضوعاتی که در اشعار احمد مطر بسیار دیده میشود، انتقاد بسیار گزنده و گاه حتی نگاه بسیار تحقیرآمیز به سران کشورهای عربی است. از جمله آثار او می توان به لافتات، ما اصعب الکلام، إنی المشنوق أعلاه، دیوان الساعه و ... اشاره کرد. از احمد مطر در کشورمان «هیاهوهای یک سکوت طولانی»، «تقتق»، «پلاکارد» ترجمه و منتشر شده است. احمد مطر شاعر سياسي و آزادي خواه عراقي است كه از آغاز جواني به مخالفت با سياست حاكم بر جهان عرب پرداخت. انسان همواره با مرگ اندیشی و اشتیاق به زندگی روبه روست و این احساسات هیچ گاه از آدمی جدا نیست اما در جوامعی که در معرض تنشهای سیاسی و اجتماعی است، تقابل این دو در روح و روان آدمی بیشتر حس میشود.
شاید از همین روست که مرگ و زندگی از جمله درون مایه های پربسامد دیوان های شاعران عرب به ویژه شاعران مقاومت است. احمد مطر شاعر معاصر عراقی است که بیان مشکلات و آلام مردم از بن مایه های شعر اوست، از این قاعده مستثنی نیست. احمد مطر از هیچ فرصتی برای بیان دردها و مصیبت های مردم فروگذار نکرده است و مرگ را نیز با درد و مشکلات جامعه و حکام عرب تلاقی می دهد و زنده یا مرده بودن انسانها را مرهون بیداری آنها در مقابل ظلم و ستم میداند. مطر با درهم آمیختن مرگ و زندگی با مضامینی چون اختناق حاکم، مسئله فلسطین و بی تفاوتی جامعه عربی و ترس، با یادآوری مرگ، مردم را به تلاش و مبارزه برای زندگی بهتر و نهراسیدن از مرگ فرا می خواند. از نظر او انسانی که در مقابل استبداد حاکمان و درد هموطنان خود سکوت پیشه کند و آن را نادیده انگارد، مرده است.
احمد مطر براي نخستين بار شعر موسوم به «لافته» وارد ادبیات عرب كرد. لافته، لافات يا پلاكارد شعري است كوتاه كه براي مقاصد سياسي و اجتماعي نوشته ميشود و مطر در اين زمينه هم ابداع گر است و هم يد طولايي در نوشتن اين گونه شعر كه بسيار هم سخت است دارد و این که می گویند مطر متاثر از شعرهاي سياسي نزار قباني است نشان از بیاطلاعی منتقدانی است که این مسئله را رواج دادهاند. شعر مطر همگام با حوادث سياسي و اجتماعي روز جهان عرب است. وی در شعرش علاوه بر انتقاد در حكومتها قلم تيز خود را متوجه مطبوعات دروغين، شاعران و نويسندگان مزدور، ظلم، تبعيض طبقاتي و نژادپرستی كرده است. لافته هاي احمد مطر علاوه بر بعد سياسي از بعد هنري نیز برخوردارند تا جایی که بسياري از خوانندگان عرب شعرهايی از اين شاعر را به خاطر سپردهاند.
در دهمین نمایشگاه کتاب کویت که در اواخر سال 1984 برگزار گردید، کتابی کوچک، آفریننده یک شگفتی بزرگ شد.نام این کتاب لافتات و شاعر آن، احمد مطر شاعر جوان و خانه به دوش عراقی بود.در این نمایشگاه بیش از دو هزار نسخه از کتاب لافتات به فروش رفت و این رقم در جهان عرب، یک رقم بی سابقه است.رقمی که حتی کتابهای نزار قبانی-که به تعبیری شاعر پرخواننده ترین اشعار عرب است- نتوانسته در یک نمایشگاه به آن دست بیابد. این رکورد بی سابقه، برای ناشر، سود سرشار، برای خواننده عرب شگفتی و اعجاب و برای شخص شاعر، تبعید از کویت را به همراه داشت.
لافتات به معنی پلاکاردها مجموعه اشعار کوتاهی است که شاعر، آنها را قبلا به صورت روزانه در روزنامه کویتی «القبس» به چاپ رسانده بود. چند سال بعد، این کتاب در لندن به چاپ دوم رسید و به فاصله ای اندک، جلد دوم آن نیز منتشر گردید.اکنون نام احمد مطر به یمن این دو مجموعه پلاکارد در تمامی محافل ادبی عرب بر سر زبان اهل فن افتاده و او را به عنوان یک شاعر سیاسی درجه اول در سطح ممالک عربی زبان به شعر دوستان، شناسانده است. اما چرا احمد مطر این نام را برای شعرهای خود برگزیده است؟ بی شک از نظرگاه ظاهری، کوتاه بودن این اشعار و کوتاه بودن مضامین پلاکاردی در جهان سیاست، مورد عنایت شاعر بوده است اما از نظرگاه باطنی، وجوه دیگری را نیز برای این نام گذاری می توان برشمرد. شاکرالنابلسی در این زمینه می نویسد:«من شخصا این اسم را دوست دارم، اگر چه برای بعضی این اسم، بعدی سیاسی-تجاری را تداعی می کند.به نظر من احمد مطر به دو دلیل این نام را برای کتاب اشعار خویش برگزیده است.
نخست اینکه این دیوان و محتوای آن از«الف» تا «ی» سیاسی است. پلاکارد در جهان سیاست عرب معانی مثبت و منفی فراوان دارد... و همان گونه که می دانیم در جهان عرب، هیچ سیاستی بدون پلاکارد و هیچ پلاکاردی بدون سیاست نیست و دیگر این که شاعر خواسته است با این«پلاکاردها» جوابی داده باشد به پلاکاردهای سیاسی عرب که هر روز با زبان و رنگ و حجم وآرایشی جدید در گوشهای از سرزمین اعراب، بالا می رود. گویی شاعر می خواهد به سیاسیون عرب بگوید: این پلاکاردهای من و آن هم پلاکاردهای شما و در این میان برخواننده است که انتخاب کند».
احمد مطر، خود این پلاکاردها را حاوی افکار انفجاری می داند و در پاسخ یکی از خبرنگاران عرب که از او می پرسد: «تو یک رزمنده ای یا یک شهید زنده؟» میگوید: «من رزمندهای هستم با چندین تن افکار منفجر شونده در اعماق وجودم. هر روز با این افکار خودم را به قصرهای ستمکاران می کوبم تا خودم و آنها را یک جا منفجر کنم اما ممکن است که روزی از تکرار این عمل خسته شوم- روزی که بی فایده بودن آن بر من ثابت شود و در آن روز بعید نیست که آخرین شعرم را با یک کامیون مواد منفجره بسرایم».
جلد دوم لافتات را به شرح زیر برای یکی از دوستانش امضا میکند: «اینها پلاکاردهای دیگری است در تظاهرات دائمی من، و برایم اهمیت ندارد که بعد از این پلاکاردها زندگی کنم. آنچه برای من مهم است این است که این پلاکاردها، بعد از من به حیات خود ادامه دهند». احمد مطر شاعری نوپرداز است و شکل شعر او به تعبیری ملموس برای خواننده ایرانی، شکلی نیمایی است. بدین معنی که احمد مطر قید «متساوی المصراع» بودن را در شعر به رسمیت نمیشناسد اما جانب وزنهای عروضی و همچنین استفاده بجا از قافیه را، سخت نگاه میدارد:«... برداشت من از«آزادی»در«شعر آزاد»، آزادی برای کاستن بعضی از افاعیل عروضی است، آنجا که این افاعیل به گونه حشو، دست و پاگیر می شوند و همچنین آزادی برای افزودن بعضی از افاعیل و خارج شدن از حیطه افاعیل مساوی، آنجایی که احساس کنم شعرم بدون این افاعیل اضافی، دچار کمبود و اختلال خواهد شد». در حالی که شاعر نامدار عراقی در لندن و به گفته خودش در «جهنم سرد» در كنار خانواده اش زندگي ميكند بارها شایعه درگذشت او در خبرگزاري ها و مطبوعات عربي قوت گرفته است. ام علي، همسر احمد مطر با تکذیب خبر درگذشت این شاعر گفته است: «این اولين بار نيست كه چنين شايعاتي درباره مرگ همسرم منتشر ميشود. اين خبر او را ناراحت و عصبي كرده است چراکه او اكنون در وضعيت جسماني خوبي قرار دارد و هيچ مشكلي ندارد».
شعر پسندیده
برایمان شعری بنویس
که پیشوا را پریشان نکند
ـ .........
نه نقطه؟!
چه کسی تو را به زیاده گویی بر انگیخت؟!
ـ .......
هفت نقطه؟!
هنوز شعرت غیر عادی است
ـ .....
پنج نقطه؟!
عجب!آیا تظاهر به خنگی می کنی؟
ـ .
یکی؟!
باید نقطه را هم برداری، حذفش کن
درازگویی و تکرار سودی ندارد
ـ
احسنت، این نهایت مختصر و مفید بودن است!
/////////////
پژواک
از شدت درد
فریاد زدم: نه
لیک پژواک صدایم
از مرگ ترسید
پس به سویم برگشت: آری!
//////////////
حکمت
پدرم گفت:
در کشورهای عربی
ابله است آن که باهوش باشد
و فراستش را آشکار کند!

Admin 6 



