سفر تمام شد؛ عیسی امیدوار رفت

روایت یک عمر ماجراجویی؛ عیسی امیدوار و رؤیایی که به واقعیت بدل شد

سفر تمام شد؛ عیسی امیدوار رفت

عیسی امیدوار، یکی از دو برادر افسانه‌ایِ جهانگرد ایرانی، پس از یک دوره بیماری و کهولت سن، امروز، شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ چشم از جهان فروبست؛ مردی که همراه برادرش عبدالله، نامشان را در تاریخ سفر و انسان‌شناسی ایران برای همیشه تثبیت کردند. برادرانی که از کوچه‌های محله ری و خیابان نظامی تهران برخاستند و با امکانات شش دهه پیش، رؤیایی را دنبال کردند که حتی امروز هم برای بسیاری دست‌نیافتنی است: سفر به دور دنیا برای کشف ناشناخته‌ها.

داستان این دو، از پشت‌بام خانه‌شان شروع شد؛ جایی که آسمانِ دروازه دولاب و قصه‌های مادر درباره سرزمین‌های دور، آتش کنجکاوی‌شان را شعله‌ور کرد. آنها چند سال صرف آمادگی بدنی و ذهنی کردند، اولین گروه حرفه‌ای کوهنوردی و صخره‌نوردی ایران را ساختند، با عشایر زندگی کردند، عکاسی و نوشتن آموختند و در نهایت در پاییز ۱۳۳۳، با تنها ۹۰ دلار و دو موتورسیکلت ماچلس ۵۰۰ سی‌سی، راهی بزرگ‌ترین ماجراجویی قرن شدند. روی گلگیر موتورهای‌شان نوشته بودند: «همه متفاوت، همه خویشاوند»؛ شعاری که نه فقط پیام سفرشان بود، بلکه خلاصه‌ای از نگاهشان به جهان و انسان‌ها.

از تبت تا آلاسکا

مرحله نخست سفر آنها هفت سال طول کشید؛ از ایران تا تبت، از آسیای جنوب‌شرقی تا استرالیا، و از آنجا با عبور از اقیانوس آرام، به آلاسکا، آمریکای شمالی و جنوبی. ورودشان به بسیاری شهرها با استقبال مردم و دوربین‌های تلویزیونی همراه می‌شد؛ اتفاقی عجیب، چون وقتی آنها تهران را ترک کردند، حتی در خانه خودشان تلویزیون وجود نداشت.

موفقیت سفر اول، مرحله دوم را ممکن کرد. سیتروئن فرانسه، یک خودروی ون دو سیلندر به آنها هدیه داد و این‌گونه از سال ۱۳۴۰ سفری سه‌ساله آغاز شد؛ سفری که از کویت و عربستان شروع شد و با ثبت اولین فیلم رنگی از خانه خدا ادامه یافت، سپس به آفریقا رسید؛ جایی که برادران امیدوار ماه‌ها با قبایل بومی زندگی کردند و اشیایی حیرت‌انگیز – از سر کوچک‌شده انسان تا ابزار شکار قبایل آمازون – را با خود به یادگار آوردند.

نخستین آسیایی در جنوبگان

اما نقطه اوج ماجرای آنها، زمانی بود که در شیلی مستقر شدند و عبدالله امیدوار با کمک نیروی دریایی آن کشور راهی قطب جنوب شد. او نخستین آسیایی بود که پایش به جنوبگان رسید؛ این در حالی بود که پیش‌تر شش ماه در قطب شمال زندگی کرده و با اسکیموها پژوهش کرده بود. عبدالله بعدها در شیلی ماندگار شد، به سینما روی آورد و به یکی از چهره‌های شاخص مستندسازی در آن کشور تبدیل شد. او در سال ۱۴۰۱ در شیلی درگذشت.

عیسی امیدوار اما به ایران بازگشت و رسالت نگهداری از میراث مشترک‌شان را ادامه داد. حاصل آن سفرهای ده‌ساله اکنون در موزه برادران امیدوار در مجموعه سعدآباد نگهداری می‌شود؛ نخستین موزه انسان‌شناسی پس از انقلاب، که در سال ۱۳۸۲ افتتاح شد. این موزه مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از تصاویر، فیلم‌ها، اشیا، یادگارها و ماجراهایی است که نه‌تنها تاریخ سفر این دو برادر، که تاریخ فرهنگ بخش‌هایی از جهان را روایت می‌کند؛ بخش‌هایی که بسیاری از آنها امروز از بین رفته‌اند.

آسیب‌های وارد شده به این موزه در اسفند ۱۴۰۴، اهمیت تلاش‌های آنان را بیشتر آشکار کرد. زیرا هر تکه از این مجموعه، سندی از دورانی است که انسان هنوز مرزهای تکنولوژی را نشکافته بود و جهان چهره‌ای متفاوت داشت.

برادران امیدوار تنها جهانگرد نبودند؛ کاوشگر بودند. انسان‌شناس بودند. روایت‌گران صادق جهانی که هر روز کوچک‌تر می‌شود. آنها سفر نکردند که دیده شوند؛ سفر کردند تا ببینند. و حالا، با رفتن عیسی امیدوار، فصل دیگری از تاریخ سفر در ایران بسته می‌شود؛ اما میراث‌شان، در کتاب‌ها، فیلم‌ها و موزه‌ای که به نام‌شان است، همچنان زنده خواهد ماند.

روحشان شاد و یادشان گرامی.