زوم روی کتاب/ پیام عکس

زوم روی کتاب/ پیام عکس

   پژمان ضیائیان - «خبرجنوب»/ کسی که عکس می گیرد، در قدیم، می بایست یک حلقه فیلم را به تمامی عکس می گرفت تا با تحویل آن به لابراتوار، نتیجه کار خود را ببیند و در حال حاضر نیز حتی آن ها که با تلفن همراه عکس می گیرند بخواهند به طور فیزیکی آن عکس را لمس کنند راه لابراتوار باید طی شود. عکاس - با هر ویژگی از مبتدی، حرفه ای و امثالهم - گاهی نقطه ای در ذهنشان روشن می شود که کاش دیگران هم این عکس را می دیدند. عکاسان حرفه ای که قطعا با گرفتن هر عکس این نقطه روشن، روشن تر می شود. عکاسان مبتدی، آماتور نیز با کمی کمرویی تمایل خود را در ذهن می پرورانند، حتی نوع قاب و نوع کاغذ زمینه و کادر آن را هم انتخاب می کنند و این خیالات جمع می شود و سر  باز نمی کند تا نوبت دیگر عکاسی و باز هم همان دغدغه به سراغش می آید یا کمی بیشتر و یا کم رنگ تر. دغدغه چه بود؟ نمایش عکس.

 روال روشنفکری از زمانی که کشور ما درگیر آن شد- پیوسته و آهسته راه خود را می رود به گونه ای که روشنفکر چند دهه قبل، اینک، عقب مانده فرهنگی شناخته می شود و روشنفکر این دوره، چند دهه بعد دچار این تغییر نام می شود اما نقطه مشترک آن ها این بوده و هست که در زمانه خود حرف دیگری در مقابل نسل قبل از خود بزنند، مهم حرف تازه زدن و کاری غیر معمول انجام دادن بود، شاید خیلی محتوایی نبود ولی به هر حال بود و بلندگو هم داشت.  به این موضوع در بحث ارائه و نمایش عکس، بازهم برمی گردم و می نویسم .در زمانی که در حال از گل درآمدن بودم و عکس هم می گرفتم، شنیدم که در شیراز یک محل نمایشگاهی راه اندازی شده، اسمش چه بود؟ گالری دریسی. این همان نقطه روشنفکری بود، واردکردن واژه گالری به فرهنگ جامعه که در آن زمان حداقل به گوش خیلی ها نخورده بود.

عباس دریسی یک نقاشی نوگرا بود و سر و وضعش هم همین گونه بود، موهای بلندتر از معمول، لباس پوشیدن و رفتار غیر معمول و خلاصه رفتارهایی که بوی روشنفکری آن از دور به مشام می رسید. گالری او در خیابان مشیرفاطمی روبه روی دژبان و در ابتدای یک کوچه قرار داشت، فضای نمایشگاه در طبقه زیرین یک آپارتمان بود که با سلیقه خاصی برای برپائی نمایشگاه طراحی شده بود. دریسی در کارهای طراحی فضا و دکور نیز صاحب سبک و ابداع بود، نمونه آن که هنوز هم با اندکی تغییرات برجای مانده، طراحی داخلی داروخانه کیوان در خیابان سی متری سینما سعدی است. در تلویزیون هم فعال بود و نامش در بیشتر برنامه ها به عنوان طراح دکور در تیتراژ می آمد. یادتان نرود حرف از بیش از پنجاه سال پیش است. گالری دریسی با نمایشگاهی از نقاشی های او افتتاح شد و پس از آن تا چند سال بعد در این مکان، شاهد نمایشگاه های مستمری بودیم که بر اساس دیدگاه های مدیریتش خط، نقاشی و عکس در اولویت قرار داشت. این یکی از مکان هایی بود که عکاس دوست داشت کارهای خود بر دیوار آن در معرض دید قرار گیرد.

 عباس دریسی چند سال بعد به دلایلی که از آن بی اطلاع هستم گالری خود را تعطیل کرد  و در خیابان اردیبهشت باز هم در زیرزمین یک آپارتمان چوبکده را باز کرد و باز هم نوگرایی در محصولات عرضه شده چوبی در آن موج می زد. این اولین نگارخانه بخش خصوصی بود که نتوانست بر پای خود بایستد و این ناتوانی تا حال حاضر گریبان چندین دوستدار هنر را گرفته، ول نمی کند. دریسی چند سال ماند و حسب آنچه شنیدم، بارو بنه را بست و به خارج رفت، ما که از همان اول با بحث اقتصاد هنر نا آشنا بودیم و صاحب منصبان هم برنامه هایی برای آن نداشتند، چشم به دست دولت دوخته بودیم تا ببینیم جائی برای عرضه کارهای تجسمی برپا می کند یا نه؟

 متولی فرهنگ، تشکیلات وزارت فرهنگ و هنر بود. اداره کلی هم به نام اطلاعات و جهانگردی وجود داشت که در حوزه رسانه و جهانگردی کار می کرد. آن ها ویترین هایی در ورودی ادارات خود داشتند که عکس های خبری مقامات دولتی را در آن نصب می کردند و مدام با عکس های تازه، نمایشگاه بسیار کوچک خود را به روز
می کردند تا اینکه اداره فرهنگ و هنر سابق دست به کار شد و شهر شیراز بعد از سال ها  نگارخانه وصال  دار شد و چشم و چراغ شهر گشت و این خیلی نوید بخش بود، تا چند ماه پیش که درش را تخته و جای فرهنگ را با متاعی نامانا مبادله و معاوضه کردند. اگرچه توجیه عدم مالکیت قانع کننده نبود. نگارخانه وصال همیشه بوی خوش زندگی می داد، فضایی که در یک زمان
می توانست حداقل 3 نمایشگاه تجسمی مختلف را در فضاهای خود پذیرا باشد. فضایی هم برای عرضه فروش کتاب داشت که پاتوق هنرمندان حوزه تجسمی و زمانی مرجعی برای توزیع کتب هنری بود. نگارخانه وصال می توانست به هنرمند اعتبار دهد و گاه نیز اعتبار بگیرد. اگر نگارخانه وصال روزنوشت داشته باشد - که احتمال قریب به یقین ندارد - آنگاه می توانستیم به ارزش این تالار در ارتقاء فرهنگی جامعه و دانش افزائی علاقمندان نگاهی از سر تعظیم کنیم. همان نگاه روشنفکری که چند سطر بالاتر از آن یاد کردم، هنوز هم نفس زنان در حال کار کردن است. شاید - تردید از من است - اولین مکانی که برگزاری نمایشگاه را محلی غیر از نمایشگاه متداول برپا کرد، کتابفروشی اسفند با مدیریت زنده یادان امامی و شاپور بنیاد بود که یکی از دیوارهای طولی کتابفروشی خود را به نمایشگاه تبدیل کرده بودند و فعالیت نمایشگاه های نقاشی و عکس را دنبال می کردند.

چند وقتی هم نیست که مکان هایی تحت عنوان «کافه» فضایی را هم به نمایشگاه عکس و نقاشی اختصاص داده اند که نمی توان آن ها را در شمار معرفی عکس و عکاسی دانست و بیشتر باید آنها را بهره برداران از نام هنرمند و تولیدات فرهنگی شمولیت داد. چون حرف هایم درباره نمایشگاه های تجسمی ناتمام مانده، ادامه آن را به شماره آتی سایه روشن واگذار می کنم و برای پایان بندی این نوشته می گویم چقدر دوست دارم خانه هائی که دیواری از اتاق خود را با عکس های خانوادگی پر کرده اند. عکس آنان که رفته اند، آنان که مانده اند، آنان که جوان بوده اند، آنان که تنها بودند و آنان که فقط یک عکس، در کنار هم قرارشان داده بود.

«پیام عکس» رولان بارت

اما معرفی کتاب. این بار کتاب «پیام عکس» رولان بارت را در دست گرفته ام،کتابی در قطع وزیری با نودوچهارصفحه، روی کاغذ کاهی چاپ شده و حسب آنچه مترجم در صفحات آغازین کتاب نوشته: رولان بارت در سراسر دوران کاری اش مسحور عکاسی بوده و این شیفتگی هم از توان عکس در درک پویایی ذهن آدمی نشأت می گرفت و هم از توانایی آن در ثبت نشانگان فرهنگ ها  ادامه می یابد برای دستیابی به درک دقیق تر و جامع تری از دیدگاه های بارت در باب عکاسی، آشنائی با آثار متقدم او در این زمینه نیز اهمیتی، چشم پوشی ناپذیر دارد. در فهرست مطالب کتاب، عنوان های پیام عکس، مجازگان تصویر، معنای سوم، واژه نامه و نمایه نام ها تقسیم بندی شده است. روی جلد کتاب توسط ابراهیم حقیقی طراحی شده و نشر مرکز آن را در آورده است.

او فرانسوی است و در شهر شربورگ در سال 1915 به دنیا آمده است. وی به عنوان فیلسوف، نشانه شناس، منتقد اجتماعی، نظریه پرداز ادبی و یکی از پیشگامان تجزیه و تحلیل سیستم های نشانه شناسی و نمادها در جهان شناخته می شود.

نظریات او حوزه های متنوعی را تحت اشراف داشت و بر بسیاری از مکاتب نظری از جمله ساختارگرایی، اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم، نظریه ادبی و پسا ساختارگرائی اثرگذار بود. بارت از سال 1952 تا 1959 در مرکز ملی تحقیقات علمی راجع به فرهنگ شناسی و جامعه شناسی به مطالعه و سخنرانی می پرداخت. در این دوره هفت ساله مجموعه مقالاتی را نوشت و به شهرت زیادی دست یافت. معروف ترین اثر او را مقاله «مرگ نویسنده » می دانند. او با ترکیب پیشینه، تحصیلات، طبقه، قومیت، مذهب، ملیت و جنسیت نویسنده در هنگام تفسیر ادبی مخالفت داشت. فلسفه او محدود به مکاتب فکری نبود. او بر

شیوه های مختلف ارتباطات، مانند عکاسی، موسیقی و حتی کامپیوتر نیز تاثیر گذار بود. آخرین آثار رولان بارت «گفتمان عاشقانه» و «زندگی رولان بارت» جایگاه او را به عنوان یک نویسنده صاحب سبک ادبی تثبت کرد. وی در سن 64 سالگی به دلیل جراحات وارده در یک سانحه رانندگی در سال 1980 از دنیا رفت.

از مترجم کتاب با همه تلاشمان نتوانستیم اطلاعاتی در فضای مجازی پیدا کنیم. این کار تنها اثری است که از ایشان به چاپ رسیده است. وی در مقدمه ای که برای کتاب  پیام عکس نوشته است، کتاب را به پدر و مادرش پیشکش کرده و از پیام یزدان جو به خاطر ویرایش ترجمه فارسی و مقابله آن با ترجمه های انگلیسی قدردانی کرده است. گرچه تماس با ناشر محترم برای گرفتن مشخصات راز گلستان فرد، با موافقت روبرو شد اما حاصلی نداشت. تنها می توان گفت حسب آنچه در فرم فیپای کتاب آمده، وی در سال 1362 متولد شده است.

در سال 1364، نشر مرکز، به عنوان یک شرکت انتشاراتی خصوصی، تاسیس و وارد کارزار تولید و انتشار کتاب شد و اهداف خود را بر پایه کتاب های عمومی، از جمله ادبیات، فلسفه، تاریخ، علوم سیاسی، علوم اجتماعی، دین، هنر، سینما و دیگر حوزه های علوم انسانی قرار داد و توانسته است با اعتباری که در بین علاقمندان به کتاب کسب کرده است تا کنون بیش از هفت هزار عنوان کتاب چاپ و یا تجدید چاپ کند. نشر مرکز کتاب های خود را در حوزه کودک و نوجوان با عنوان «کتاب مریم» و کتاب های علمی و آموزشی را با عنوان «کتاب ماد» نشانه گذاری کرده است. این روال و روش نام گذاری چند سالی است که بین ناشران بزرگ و پر فعالیت مرسوم گردیده است. نشر مرکز تلاش می کند با کمک نویسندگان خلاق و مترجمان با صلاحیت اشتیاق به خواندن را برانگیزد و بر این باور است که ترویج و گسترش کتابخوانی یکی از محورهای اصلی توسعه هر جامعه است. مدیر نشر مرکز در اختیار علیرضا رمضانی است. در شعاری که در پشت جلد این کتاب همانند دیگر کارهای این ناشر آمده  چنین است: حیوانات را فقط با دوربین عکاسی شکار کنیم.