لیلا اکوان هنرمند جوان تئاتر:

بازیگری به من آموخت در لحظه زندگی کنم

بازیگری به من آموخت در لحظه زندگی کنم

هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ لیلا اکوان متولد 13 آبان سال 76 است. هنرمند جوانی که از 17سالگی و ترم اول دانشگاه وارد عرصه‌ی تئاتر شده است. شروع بازیگری‌اش با ایفای نقشی در یک فیلم برای روز خبرنگار بوده و بعد از آن، دیگر این علاقه رهایش نکرده است. صحبت‌های او را به‌عنوان هنرمندی از نسل جدید تئاتری‌های شیراز که تجربه‌ی نویسندگی، بازیگری و کارگردانی دارد می‌خوانید.

تئاتر را نمی‌توان تکثیر کرد

اکوان که دوره‌های بازیگری و کارگردانی و نویسندگی را با گروه مهرگان و دوره‌ی نویسندگی خلاق داستان کوتاه و رمان‌نویسی را با بابک طیبی گذرانده است، درباره‌ی هنر تئاتر عقیده دارد: «به نظر من چیزی که تئاتر را از هنرهای دیگر متمایز می‌کند، زنده بودن آن است. این هنر واقعا در لحظه است و به قول استاد علی نصیریان از هر تئاتر فقط یک نسخه وجود دارد. حتی اگر یک تئاتر، به مدت سی شب اجرا برود هرکدام از آن اجراها یک اجرای منحصر به فرد و تک است و همین، هنر تئاتر را خیلی جذاب و خاص می‌کند. چون تئاتر را برعکس فیلم و موسیقی و نقاشی نمی‌شود تکثیر کرد.» او که بعد از گرفتن لیسانس معماری، دوباره دانشجوی رشته‌ی بازیگری شده است، آموزش را جزء جدایی‌ناپذیر هنر می‌داند و تأکید می‌کند: «قطعا مطالعه و آگاهی مهم است چون همه‌ی هنر ما از علم‌مان می‌آید. خود من خیلی سعی می‌کنم مطالعه داشته باشم. کتاب‌های استاد بیضایی را می‌خوانم و نمایش‌نامه‌هایی از نویسندگان مورد علاقه‌ام علی نصیریان، حمید امجد و امیررضا کوهستانی و از نویسندگان خارجی نیل سایمون و هارولد پینتر.کتاب‌هایی از بازیگری متد، بازیگری مایزنر و استانیسلاوسکی خوانده‌ام و آثار پیتر بروک را مطالعه کرده‌ام. خیلی تلاش می‌کنم در همه‌حال آگاهی‌ام را بالا ببرم.»

 بهترین لحظات زندگی‌

این هنرمند جوان درباره‌ی تازه‌ترین اثر خود «از پلان تا صحنه» در جشنواره‌ی ستاره‌ها می‌گوید: «از پلان تا صحنه را خودم نویسندگی و کارگردانی کردم. نمایش درباره‌ی دختری هفده ساله است که می‌خواهد راجع به فمینیسم فیلم بسازد ولی بیشتر مستندی که دارد می‌سازد نقد بر فمینیسم و افراطی‌گری‌های آن است. این نمایش، نامزد نویسندگی و بازیگری اول شد و مورد تقدیر قرار گرفت.» او بهترین لحظه‌های تئاتری زندگی‌اش را این‌طور توصیف می‌کند: «روزهای اجرا واقعا روزهای خوبی است و از همه‌ی آن‌ها خاطرات زیبایی دارم. لحظه‌ای که تماشاچی می‌ایستد و به افتخار کاری که دیده دست می‌زند را با هیچی نمی‌شود عوض کرد. همین‌طور، لحظاتی که متوجه می‌شوی تماشاچی دارد با کار ارتباط می‌گیرد. مثلا در نمایش از پلان تا صحنه، وقتی تماشاچی در حین اجرا می‌خندید و طنز ما را درک می‌کرد، بهترین لحظات زندگی‌ام بود.»

خانواده‌ها حمایتگر شده‌اند

او درباره‌ی وضعیت فعلی تئاتر برای نسل جدید می‌گوید: «الان نسبت به زمانی که ما تئاتر را شروع کردیم، علاقه‌ها بیشتر و خیلی از تابوها شکسته شده است. یک زمانی ما جرأت نمی‌کردیم جلوی فامیل و آشنایان بگوییم داریم تئاتر کار می‌کنیم ولی امروز خوشبختانه خانواده‌ها حمایتگر شده‌اند. بچه‌ها هم علاقه‌مندند و تئاتر را به‌عنوان یک هنر دنبال می‌کنند. این خیلی خوب است و من با این روال، آینده‌ی تئاتر را در شیراز و کشور روشن می‌بینم.» اکوان ولی از وضعیت تئاتر شیراز گلایه‌مندی‌هایی هم دارد. «تئاتر شیراز نسبت به چند سال قبل خیلی شناخته‌شده‌تر شده، اما زیرساخت‌ها ضعیف است. حالا تلاش‌هایی کرده‌اند و سالن‌های جدیدی ساخته شده است ولی ما هنوز سالن باکیفیت کم داریم. مخصوصا در قسمت مجموعه‌ی تئاتر شهر، سالن‌ها متروکه شده است. یعنی دیگر کسی نمی‌تواند از آن‌ها استفاده‌ی بهینه‌ای داشته باشد. امکانات کم است و مشکلات زیاد. اگر بتوان زیرساخت‌ها را درست و بستر مناسب‌تری برای نسل جوان فراهم کرد، آینده‌ی تئاتر شیراز می‌تواند بهتر رقم بخورد.»

نقاط ضعف و قوت هنرمندان جوان

این هنرمند جوان که تجربه‌ی کارگردانی با بازیگران نوجوان را داشته است، از نقاط ضعف و قوت هنرمندانی می‌گوید که در ابتدای راه‌اند: «به نظرم نقطه قوت هنرمندهایی که تازه توی این عرصه پا می‌گذارند انرژی‌شان است. تازه‌کار بودن، انرژی، شور و شوق و انگیزه‌ی خاصی دارد. آن انرژی که در ابتدای جوانی در هرکاری می‌توانیم بگذاریم قابل مقایسه با انرژی میان‌سالی نیست. ولی نقطه‌ضعف می‌تواند عجول بودن باشد و این‌که بخواهیم تلاش نکرده و بدون علم و آگاهی سریع به همه‌چیز برسیم.» او در پایان حرف‌هایش، بزرگترین درسی را که از بازیگری آموخته بیان می‌کند: «بزرگترین درسی که بازیگری به من آموخته، در لحظه زندگی کردن است. این خیلی بهم کمک کرده که با تکنیک‌های بازیگری بتوانم غم‌ها و شادی‌هایم را مثل جمله‌ی "این نیز بگذرد" پشت سر بگذارم و در لحظه زندگی کنم.»