در سایهسار خاطرهها
روزنامهنگاران شیراز در دیدار با استاد خسرو حقگو، در فقدان همسر گرامی
بهمن پگاه راد «خبرجنوب» /در فضای آرام و پر از خاطرهای که میان نسلهای مختلف مطبوعات فارس رقم خورده، جمعی از روزنامهنگاران شیراز، در دیداری صمیمانه و پر از احترام، به دیدار از یکی از ستونهای بیبدیل توزیع و روایتگری رسانه در استان، استاد خسرو حقگو رفتند.
به گزارش «خبر جنوب» این دیدار که با تلاش و دعوت وحید پارسایی، از چهرههای جوان و فعال در میان اهالی رسانه، صورت گرفت، بیش از آنکه یک مراسم تسلیت باشد، یادمانی بود برای زندگیِ درهمتنیده دو روح بزرگ که سالها در مسیر فرهنگ و رسانه در کنار هم گام برداشتند.
خاطرهای از همسویی در مسیر فرهنگ
هدف از این حضور، تسلیت گفتن به فقدان سنگین زندهیاد بانو اعظم (رباب) تقدس بود؛ بانویی که در اوایل اردیبهشت ماه، پس از عمری خدمت صادقانه، دعوت حق را لبیک گفت. بانو تقدس تنها یک همسر همراه برای استاد حقگو نبود؛ او خود چهرهای شناختهشده و فرهیخته در دنیای مطبوعات بود. او در روزگاری که رسانه در حال شکلگیری و بالیدن بود، در کنار روزنامههایی چون ابرار و جامجم ، با تمام توان در مسیر اعتلای فرهنگ و ارتقای سطح آگاهی جامعه گام برداشت.
در این دیدار صمیمانه، حضور روزنامهنگاران قدیمی و جوان، گویای تداوم زنجیرهای بود که استاد حقگو به عنوان روایتگر تاریخ مطبوعات فارس و مسئول بزرگترین مرکز پخش رسانه در استان، همواره بر آن تاکید و پافشاری کرده است.
مادر معنوی ایتام؛ میراثی که نمیمیرد
اما فراتر از دنیای کلمات و روزنامهها، نام بانو تقدس با واژهی مهر و دوستی گره خورده است. او که در میان مردم شیراز به مادر معنوی ایتام شهرت داشت، با تأسیس مهدکودک خیریه «مینا» کارنامهای درخشان از فعالیتهای انساندوستانه از خود به جای گذاشت. روزنامهنگاران حاضر در جلسه، با یادآوری نقش ایشان در تربیت فرزندان این آب و خاک و نیز دوستی در سفرهای دسته جمعی یاران مطبوعات، از تلاشهای بیدریغ او در امور تربیتی و خیرخواهانه سخن گفتند. او به گونهای در دلها جای گرفت که حتی پس از رفتن، نامش با مهربانی و فداکاری همنشین است.
گفتگویی میان خاطرات و سپاس
استاد خسرو حقگو که خود شاهد گذشت روزگار و تحولات بزرگ رسانهای بوده است، با قدردانی از حضور روزنامهنگاران در این جمع ، به بازگویی خاطراتی از همسر گرامی خود پرداخت. او در میان صحبتهایش، از ویژگیهای اخلاقی و همسفری با بانو تقدس گفت؛ زنی که در سختترین روزهای کاری و در میانه هجوم اخبار، آرامش و ثبات را برای زندگی مشترک و مسیر حرفهایشان فراهم میکرد.این دیدار، در واقع پیوندی بود میان تجربه دیرین استاد حقگو و اشتیاق نسل جدید رسانهایها. حضور جوانانی چون وحید پارسایی در کنار پیشکسوتانی که پیش از این، مسیرهای دشوار مطبوعات را هموار کردهاند، نشاندهنده آن است که فرهنگ احترام و پیوند میان نسلها در شیراز، همچنان زنده و استوار است.در پایان این نشست، در حالی که حاضران برای استاد حقگو سلامتی و طول عمر آرزو میکردند، این حقیقت در ذهنها حک شد که انسانها با رفتن، تنها جسم خود را از میان ما میبرند؛ اما میراثی که از عشق، خدمت به فرهنگ و حمایت از نیازمندان به جای میگذارند، مانند بوی خوشِ گلی در میان خاطرات ماندگار خواهد بود.
رادیو قدیمی و شمشیر پدر
به هنگامی که تک تک دوستان، گام به پله ها گذاشتند، من و یکی دو تا از دوستان مانده بودیم، که توجه ام، به شمشیر و رادیو قدیمی شاید آندریا،افتاد. به آقای حقگو گفتم اجازه است عکسی از این بساط صمیمی عتیق بیندازم.
استاد گفت: بفرما. قابلی ندارد، این شمشیر هم بیفتد. شمشیر یادگار پدر بود و بعد استاد سرنوشت و داستان شمشیر را برایم بازگو کرد که از این همه صمیمیت اشک شوق بر دیده ام آمدو با استاد از پله ها سرازیر شدیم تا به دیگر یاران کنار در بپیوندیم...

ادمین ۵ 




