گزارشی از یک فاجعه قابل پیشبینی
جهرم روی آب، مدیریت در سکوت
پس از بارش بیوقفه چند ساعته در عصر پنجشنبه 6 فروردین ماه در جهرم و جاری شدن روانآبهای سنگین، چندین نفر در این حادثه جان خود را از دست داده یا مفقود شدهاند
زینب دانشور - «خبرجنوب»/ شش فروردین، جهرم نه فقط با یک بارندگی شدید بلکه با یک شکست تمامعیار در مدیریت بحران مواجه شد. سیلی که جان گرفت، خانه و زندگی برد، زیرساختها را از کار انداخت و شهری را بهتزده در آب فرو برد اما آنچه بیش از خود سیل خشم مردم را برانگیخته، سکوت و انفعال مسئولان است و عدم خدماترسانی بدیهی پس از این فاجعه.
بارش باران در روزهای ابتدایی فروردین گرچه از طریق پیامک اطلاعرسانی شده بود اما مردم برای این حجم از بارشها نه آماده بودند و نه پیشبینی میکردند؛ نکتهای که در سیل استهبان نیز اتفاق افتاد و عدم آگاهسازی مردم توسط مسئولان امر و نبود تمهیدات لازم برای مدیریت، بارش باران را برای مردم آن منطقه به کابوسی ترسناک با خسارات جانی و مالی بدل کرد.
بر اساس گزارشهای میدانی، پس از بارش بیوقفه چند ساعته در عصر پنجشنبه 6 فروردین ماه در جهرم و جاری شدن روانآبهای سنگین، چندین نفر در این حادثه جان خود را از دست داده یا مفقود شدهاند؛ خانوادههایی که هنوز در بیخبری مطلق بهدنبال عزیزانشان هستند. حجم خسارتها به منازل و اموال مردم گسترده است: خانههایی که آب در آنها بالا آمده، وسایلی که نابود شده و خیابانهایی که به رودخانه تبدیل شدهاند. شکستن درختان و سقوط آنها روی شبکه برق، نهتنها باعث قطعی گسترده برق شده، بلکه دسترسی مردم به آب لولهکشی را نیز مختل کرد و شهر را در تاریکی و بیامکاناتی فرو برد.
در این میان، آنچه وضعیت را بحرانیتر کرده، قطع یا اختلال شدید اینترنت است؛ مردمی که نه امکان اطلاعرسانی دارند، نه میتوانند از وضعیت سایر نقاط شهر یا عزیزانشان باخبر شوند. در دنیایی که ارتباط، بخشی از مدیریت بحران است، جهرم عملاً به جزیرهای بیصدا تبدیل شده بود. نکته قابل توجه دیگر، عدم پاسخگویی مسئولان امر و حتی پاسخگو نبودن ادارههایی مانند شهرداری، اداره برق، مدیریت بحران و ... است تا جایی که مردم به کمک یکدیگر و با دستان خالی سعی در عبور از این فاجعه داشتند.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این فاجعه صرفاً یک حادثه طبیعی بود؟
واقعیت این است که شدت بارش، هرچقدر هم بالا باشد، زمانی به فاجعه تبدیل میشود که زیرساختها تابآوری لازم را نداشته باشند. وضعیت شهرسازی، نبود یا ضعف سیستمهای هدایت آبهای سطحی، بیتوجهی به هشدارهای قبلی، و عدم آمادگی مدیریت بحران، همگی در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند. این اولین بار نیست که نسبت به ناکارآمدی برخی زیرساختهای شهری هشدار داده میشود، اما به نظر میرسد این هشدارها هیچگاه جدی گرفته نشدهاند.
سکوت مسئولان در چنین شرایطی، نهتنها قابل توجیه نیست، بلکه به بیاعتمادی عمومی دامن میزند. مردم انتظار دارند در چنین بحرانهایی، مدیران شهری و استانی نهتنها در صحنه حضور داشته باشند، بلکه با شفافیت درباره دلایل حادثه، میزان خسارتها و برنامههای جبران و پیشگیری صحبت کنند. عذرخواهی، حداقل انتظار افکار عمومی است اما حتی همین هم تاکنون محقق نشده است.
جهرم امروز فقط با آب درگیر نیست؛ با بحرانی عمیقتر به نام «فقدان پاسخگویی» مواجه است.
اگر قرار باشد هر بار پس از وقوع چنین حوادثی، تنها نظارهگر تکرار همان الگوی همیشگی یعنی فاجعه، سکوت، فراموشی باشیم، باید منتظر باشیم که این تراژدیها در شهرهای دیگر نیز تکرار شوند.
سیل جهرم یک زنگ خطر است؛ برای کل ساختار مدیریت شهری و بحران در کشور. زنگ خطری که اگر باز هم شنیده نشود، هزینههای بعدی آن، بهمراتب سنگینتر خواهد بود.

Admin 6 



