نویدگویی؛ بازگشت نگهبان و خالق کتاب به جامعه

داریوش نویدگویی، ناشر و گردآورنده آثار تاریخی شیراز، با اهدا هزاران کتاب و اسناد، تأسیس موزه کتاب و ترویج فرهنگ فارسی، میراث فرهنگی فارس را حفظ و به جامعه بازگردانده است.

نویدگویی؛ بازگشت نگهبان و خالق کتاب به جامعه

بهمن پگاه راد- «خبرجنوب» /در تاریخ معاصر فارس و شیراز، کمتر نامی به اندازه « داریوش نویدگویی» با کتابت، فرهنگ و حافظه‌ جمعی این دیار گره خورده است. او نه تنها ناشر و گردآورنده‌ هزاران جلد کتاب و سند تاریخی، بلکه به‌راستی نگهبان و پاسدار میراثی است که نسل‌های آینده را به گذشته‌ خود پیوند می‌دهد. کارنامه‌ او، مجموعه‌ای از کنش‌های فرهنگی است که در نزدیک ٧ دهه‌ اخیر، سیمای فرهنگی فارس را شکل داده و به آن هویت بخشیده است.

وقف و اهدا؛ بازگرداندن میراث به جامعه

نویدگویی ده‌ها هزار جلد کتاب مفید، نسخه‌های خطی و چاپ سنگی و اسناد تاریخی را به مراکز علمی، دانشگاهی و فرهنگی اهدا کرده است. این اقدام، تنها یک عمل خیرخواهانه نیست؛ بلکه نوعی بازگرداندن سرمایه‌ فرهنگی به جامعه است. در سال ۱۳۷۹ او ۱۰۴ نسخه‌ خطی و چاپ سنگی را به کتابخانه‌ مرکزی دانشگاه شیراز سپرد؛ گنجینه‌ای که پژوهشگران امروز و فردا را به میراث مکتوب دیروز پیوند می‌دهد. همچنین ۱۶۳ برگ سند تاریخی را به کتابخانه‌ ملی منطقه‌ جنوب کشور اهدا کرد؛ اسنادی که بخشی از حافظه‌ اداری و اجتماعی ایران را در خود جای داده‌اند. این سنت وقف و اهدا، در کارنامه‌ او بارها تکرار شده است: بیش از ۵۳۰ جلد کتاب خطی و چاپ سنگی به کتابخانه‌ میرزای شیرازی و مجموعه‌ای ارزشمند از اسناد دو قرن اخیر شامل احکام اداری، اسناد ازدواج و معاملات املاک، که به موزه‌ اسناد شیراز سپرده شد. چنین اقداماتی، نه تنها میراث را از خطر فراموشی و نابودی می‌رهاند، بلکه آن را در دسترس عموم قرار می‌دهد؛ تا فرهنگ، از انحصار بیرون آمده و به سرمایه‌ مشترک تبدیل شود.

موزه کتاب؛ خانه‌ فرهنگوران

یکی از ابتکارات ماندگار نویدگویی، تأسیس «موزه کتاب و سرای فرهنگی» در دروازه‌ اصفهان شیراز، کنار بنای تاریخی کمپانی ایران و هند است. این مکان، به سرعت به پاتوق فرهنگیان و دوستداران کتاب تبدیل شد؛ جایی که روزانه، اهل قلم و فرهنگ گرد هم می‌آیند، گفت‌وگو می‌کنند و میراث مکتوب را از نزدیک لمس می‌کنند. موزه کتاب، تنها یک ساختمان نیست؛ بلکه نماد پیوند میان گذشته و حال، و یادآور این حقیقت است که کتاب، همچنان می‌تواند محور اجتماع و همدلی باشد.

تجلیل از مفاخر؛ آیین‌های ملی و بین‌المللی

نویدگویی در کنار فعالیت‌های نشر و اهدا، برگزارکننده آیین‌های ملی و بین‌المللی برای تجلیل از مفاخر شیراز و فارس بوده است. این آیین‌ها، نه صرفاً مراسمی تشریفاتی، بلکه فرصتی برای بازخوانی نقش بزرگان در فرهنگ ایران است. او با این کار، نشان داده که پاسداشت مفاخر، بخشی از فرآیند زنده نگهداشتن فرهنگ است؛ زیرا جامعه‌ای که بزرگان خود را فراموش کند، ریشه‌هایش را از دست می‌دهد.

مشاعره و ترویج زبان فارسی

از دیگر ابتکارات او، برگزاری جلسات مشاعره با حضور شاعران پارسی‌گوی و علاقه‌مندان به ادب فارسی است. این نشست‌ها، یادآور سنت دیرینه‌ی شعرخوانی در محافل ایرانی است؛ سنتی که زبان فارسی را زنده نگهداشته و آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده است. نویدگویی با این کار، نشان داد که کتاب تنها در قفسه‌ها نمی‌ماند؛ بلکه باید در صدا و کلام جاری شود و به زندگی روزمره راه یابد.

اهدا کتاب به کردستان؛ فرهنگ به مثابه پل ارتباطی

در دیداری با مسئولان فرهنگی و شهری شیراز، نویدگویی ۶۰۰ جلد کتاب انتشارات نوید شیراز را به مردم کردستان اهدا کرد. این اقدام، فراتر از یک اهدا بود؛ پیامی روشن از اینکه فرهنگ می‌تواند پل ارتباطی میان اقوام و مناطق مختلف ایران باشد. کتاب، در نگاه او، ابزاری برای همدلی و نزدیکی دل‌هاست؛ و این اهدا، نمادی از پیوند فارس و کردستان در سایه‌ فرهنگ و ادب بوده است.

فشار فقدان فقیری؛ نقطه‌ عطف در زندگی نویدگویی

اما زندگی فرهنگی، تنها از شکوه و افتخار ساخته نمی‌شود؛ گاه سایه‌ غیبت و نگرانی نیز بر آن می‌افتد. در آبان‌ماه، همزمان با خاکسپاری ابوالقاسم فقیری، پدر معنوی فولکلور ایران، همه چشم‌انتظار حضور نویدگویی در مراسم وداع ابدی این نامور فرهنگ مردم بودند؛ کسی که همواره در کنار فرهنگوران و ادیبان بود. اما خبر رسید که او به علت کسالت، نتوانسته در مراسم حاضر شود. این غیبت، برای دوستداران کتاب و فرهنگ، بسان فقدانی بزرگ بود. فشار روحی ناشی از درگذشت استاد فقیری به هنگام مشورت و برنامه ریزی با خانواده آن فقید ، چنان سنگین بود که نویدگویی را به مرز بحران جسمی رساند؛ تا جایی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت. این رخداد، نشان داد که پیوند او با فرهنگ و بزرگان آن، صرفاً یک رابطه‌ حرفه‌ای نبود؛ بلکه رابطه‌ای عاطفی و وجودی بود که بر سلامت جسم و جانش اثر گذاشت.

بازگشت به جامعه؛ بازگشت امید

پس از دو ماه نگرانی، خبرهای خوش از بازگشت او، امید را دوباره زنده کرد. بازگشت نویدگویی، تنها به معنای بهبود جسمی نبود؛ بلکه بازگشت روحی و اجتماعی یک نماد فرهنگی است. حضور دوباره‌ او، امید و نشاط را به محل کار و جلسات کتاب و محافل ادبی بازگرداند. اهل قلم دریافتند که چراغ فرهنگ، با وجود او همچنان روشن است. این بازگشت، یادآور این حقیقت است که شخصیت‌های فرهنگی، نه فقط افراد، بلکه ستون‌های هویت جمعی‌ هستند؛ و بازگشتشان، بازگشت اعتماد و آرامش به جامعه است...