واکسیناسیون روانی!

سه مهارت کلیدی برای مصونیت فرزند در برابر اعتیاد

واکسیناسیون روانی!

مرجان دهقانی- «خبرجنوب »/ دوره بلوغ، مانند یک طوفان هیجانی است. احساسات نوجوان و  تکانه‌ها قوی هستند و نوجوان، غرق در احساساتی می‌شود که نه می‌شناسدشان و نه راه  برون‌رفت از آنها را بلد است. در این آشفتگی، اگر او فقط یک "کلید" به ظاهر ساده بشناسد ، مثلاً اینکه ماده‌ای باشد که همه‌چیز را "آرام" یا "شاد" کند ، به دلیل کنجکاوی و درماندگی، ممکن است خطر کند و به سمت اعتیاد برود. 

کارشناسان بر این باورند که والدین می‌توانند از سنین پایین، حتی دو تا سه‌سالگی، با آموزش مهارت‌های زندگی، فرزندانی توانمند، بااعتماد‌به‌نفس و مصون در برابر آسیب‌هایی مانند اعتیاد پرورش دهند.  

ندا خورشیدیان، کارشناس مرکز سلامت فارس، بر نقش بی‌بدیل خانواده در ایجاد مصونیت روانی و رفتاری کودکان در برابر پدیده شوم اعتیاد تاکید و با تشریح یک برنامه جامع مهارت‌آموزی از سنین پایه، این رویکرد را «واکسیناسیون روانی-اجتماعی» دانست.

وی آغاز این مسیر را سنین دو تا سه سالگی و همزمان با شکل‌گیری حس استقلال کودک دانست و گفت:  والدین می‌توانند با سپردن مسئولیت‌های کوچک و متناسب، به کودک این باور را به او بدهند که "تو توانمند هستی"و با  تقویت این حس کارآمدی، زیربنای اعتمادبه‌نفس آینده کودک را بسازند و  برعکس این رفتار، ایجاد حس شرم و گناه در برابر اشتباهات، کودک را به سمت وابستگی و تردید درباره خود سوق می‌دهد.

به گفته این کارشناس، پیامی که بزرگترها به کودک منتقل می‌کنند، بنیان نگاه او به جهان را می‌سازد. اگر این پیام همراه با اعتماد و تشویق باشد، کودک دنیا را جای امنی می‌بیند و به توانایی‌های خود باور پیدا می‌کند.  

این روانشناس، ایجاد مصونیت را متکی بر سه مهارت کلیدی عنوان کرد که باید از کودکی به صورت زنجیروار آموزش داده شوند که هر کودک موهبت‌های منحصربه‌فردی دارد. شناسایی و تقویت این استعدادها – چه در ورزش، هنر، ریاضی یا ادبیات – باعث می‌شود کودک به خودش و ارزش‌هایش اعتماد کند. در این صورت، برای جبران کمبودها یا پذیرفته شدن، به سمت رفتارهای پرخطر نمی‌رود ومی پذیرد تفاوت‌های فردی نه یک ضعف، که یک ثروت است.

خورشیدیان با اشاره به جرات‌ورزی و مهارت «نه» گفتن تصریح کرد: کودک باید از همان سال‌های ابتدایی بیاموزد که مالک بدنش است و حق دارد به در آغوش کشیدن اجباری، بوسه‌های ناخواسته یا بازی‌های خطرناک "نه" بگوید. این تمرین، سنگ بنای رد قاطعانه پیشنهاد مواد مخدر در نوجوانی است. کودکی که یاد گرفته مرزهایش را بشناسد، در آینده به راحتی تسلیم فشار همسالان نمی‌شود.

مدیریت هیجان؛ نقشه‌ی راه عبور از طوفان بلوغ مورد بعدی بود که خورشیدیان به آن اشاره کرد: بسیاری از نوجوانان به دلیل ناتوانی در مدیریت هیجانات شدید و سردرگمی‌های دوره بلوغ، به عنوان یک راه حل کاذب، به سمت مواد کشیده می‌شوند. ما باید از کودکی به بچه‌ها بیاموزیم که هیجاناتشان را نام ببرند و برای هرکدام راهکارهای سالمی داشته باشند: "وقتی عصبانی‌ام می‌توانم بدوم یا نقاشی بکشم". داشتن این "جعبه ابزار هیجانی"، انگیزه جست‌وجوی آرامش در مواد مخدر را از بین می‌برد.

الگوسازی مصرف دارو؛ خط قرمز خانواده

خورشیدیان بر یک اصل ساده اما حیاتی در خانواده‌ها تاکید کرد که هیچ دارویی، حتی یک استامینوفن ساده، نباید جلوی چشم کودک و بدون توضیح مصرف شود. کودک باید این قانون طلایی را درک کند دارو فقط با تجویز پزشک و تحت نظارت والد (ترجیحاً مادر) قابل مصرف است. این نگاه، هر ماده خارج از این چارچوب را در ذهن کودک به عنوان یک "سم" یا عمل ممنوع طبقه‌بندی می‌کند.

وی با اشاره به روش‌های موفق در کشورهای توسعه‌یافته افزود: در آنجا از مهدکودک با آزمایش‌های ساده شیمیایی به کودکان نشان می‌دهند مواد چگونه می‌توانند ساختارها را تغییر دهند. سپس توضیح می‌دهند که داروها نیز مواد شیمیایی قدرتمندی هستند که فقط در دستان پزشک و برای هدف مشخص، تبدیل به نجات‌بخش می‌شوند و در غیر این صورت، مانند سم عمل می‌کنند. این درک علمی، یک مانع ذهنی قوی ایجاد می‌کند در واقع کودک با این الگو بزرگ شود، در آینده هرگونه پیشنهاد مصرف ماده‌ای خارج از این چارچوب را به طور غریزی رد می‌کند.  

خورشیدیان با یادآوری مسئولیت نهادهای آموزشی خاطرنشان کرد: این مهارت‌ها باید در قالب بازی و فعالیت در مهدکودک‌ها و مدارس ابتدایی نیز گنجانده شوند. خانواده‌هایی که این چارچوب را اجرا کنند، در واقع در حال نصب یک "سیستم ایمنی رفتاری" قدرتمند در فرزندشان هستند. این کار، نه تنبیه است و نه محدودیت، بلکه بزرگ‌ترین هدیه یعنی "توانایی انتخاب سالم" را به کودک می‌بخشد. نتیجه این سرمایه‌گذاری، نسلی است که نه از روی ترس، بلکه از روی آگاهی و احترام به خود، در برابر اعتیاد "نه" می‌گوید.

مدیریت هیجان؛ نقشه‌راه عبور از طوفان بلوغ  

به گفته خورشیدیان، یکی از اصلی‌ترین دلایل گرایش نوجوانان به مواد، ناتوانی در مدیریت هیجانات شدید دوره بلوغ است. راه حل، آموزش «جعبه ابزار هیجانی» از کودکی است: کودک باید هیجاناتش را بشناسد و برای هر کدام راهکارهای سالمی مانند ورزش، نقاشی یا صحبت کردن یاد بگیرد. وقتی نوجوان راه‌های سالم کنترل خشم یا غم را بلد باشد، به سمت راهکارهای مخرب نمی‌رود.  
کارشناس مرکز سلامت فارس خاطرنشان کرد: اگر سه مهارت خودآگاهی، جرات‌ورزی و مدیریت هیجان را مانند یک زنجیر به کودک آموزش دهیم، او در برابر آسیب‌هایی مانند اعتیاد به طور مؤثری مصونگه می دارد  باید تاکید کردکه این آموزش‌ها، ساده اما بنیادی هستند. شاید به نظر برسد که "تنها یک مشاوره کوچک" است، ولی در حقیقت، این‌ها برنامه‌ریزی سیستم عامل ذهنی کودک است. خانواده‌ای که وقت می‌گذارد و با حوصله این مهارت‌ها را در بستر عشق و بازی آموزش می‌دهد، در واقع، گران‌بهاترین و ماندگارترین داروی پیشگیری را در وجود فرزندش نهادینه می‌کند. این هدیه، ایمنی در طول عمر است.