شوریده شیرازی؛ صدایِ ماندگارِ «عشق» در ظلمات تنهایی

شوریده شیرازی؛ صدایِ ماندگارِ «عشق» در ظلمات تنهایی

خبرجنوب/ در میان نام‌های بزرگ ادب فارسی، گاهی به چهره‌هایی برمی‌خوریم که زندگی‌شان نه تنها در شعر، بلکه در عمقِ رنج‌های شخصی‌شان روایت شده است. «محمدتقی متخلص به شوریده شیرازی»، یکی از همین چهره‌های درخشان دوره قاجار است؛ شاعری که با وجود محرومیت از نعمت بینایی، چنان بینشی در کلام یافت که به یکی از ارکان ادبیاتِ عصر خود بدل شد.

از رنج آبله تا تخلص «فصیح‌الملک»

شوریده در سال ۱۲۳۶ خورشیدی در شیراز دیده به جهان گشود. اما تقدیر، در هفت‌سالگی آزمون سختی برای او رقم زد؛ ابتلا به بیماری «آبله»، نورِ چشمانِ کوچک او را برای همیشه گرفت. این اتفاق، اگرچه دنیای رنگارنگ را از او ستاند، اما دریچه‌ای از جنسِ «احساس و کلمه» به رویش گشود.

او که در ابتدا تخلص «شوریده» را برای خود برگزیده بود، با چنان مهارتی در سخنوری و قصیده‌سرایی به شهرت رسید که ناصرالدین‌شاه قاجار لقب «فصیح‌الملک» را برای او انتخاب کرد؛ لقبی که تا پایان عمر، او را در محافل ادبیِ آن روزگار به نامی معتبر بدل کرده بود.

شاعری که تصنیف‌هایش ماندگار شد

شعر شوریده، نه در پیچ‌ و خم‌های کلامی، که در «صداقتِ عاطفی» او ریشه داشت. قصیده‌ها و قطعات او نشان از استادی بی‌بدیل در زبان فارسی داشت و او در مشاعره‌ها، هماوردِ شاعرانِ طراز اول عصر خود بود. شاید عجیب نباشد که بسیاری از سروده‌های او چنان آهنگ و روانی دارند که به دنیای موسیقی راه یافتند.

غبار فراموشی بر آرامگاه «فصیح‌الملک»

شوریده شیرازی سرانجام در ۲۱ مهرماه ۱۳۰۵ در شیراز چشم از جهان فروبست. پیکر او در محوطه‌ی آرامگاه سعدی شیرازی به خاک سپرده شد تا برای همیشه در جوارِ استادِ غزل آرام بگیرد.

با این‌حال، امروزه بسیاری از دوستداران ادب و فرهنگ بر این باورند که شوریده شیرازی، آن‌گونه که شایسته جایگاه ادبی اوست، در حافظه جمعی و فضای عمومی معرفی نشده است. آرامگاه او در شیراز، اگرچه در مکانی مقدس و پرتردد واقع شده، اما در مقایسه با شکوهِ حضورِ سعدی و حافظ، تا حدی مهجور و دور از توجه باقی مانده است. شوریده، شاعری که رنجِ نابینایی را به نورِ شعر بدل کرد، امروز بیش از هر زمان دیگری به خوانده‌شدن و شناخته‌شدن نیاز دارد.