زخمهای پنهان جنگ؛ سلامت روان در اولویت بازسازی جامعه
توجه به سلامت روان بعد از جنگ، یک دغدغه معمولی نیست بلکه ضرورتی حیاتی است که مستقیماً با بازسازی ساختار اجتماعی، افزایش تابآوری و کیفیت زندگی انسانها در ارتباط است.
مهرداد شریفی، معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز با اشاره به اهمیت سلامت روان بعد از جنگ اظهار کرد: با پایان یافتن جنگ، آنچه در ظاهر فروکش میکند، تنها صدای گلولهها و آوار ویرانی است، اما در لایههای پنهانتر زندگی، انفجاری خاموش در جریان است؛ انفجاری که در ذهن و روان افراد باقیمانده از بحران رخ داده و بیشتر بیصدا ادامه مییابد.
وی افزود: روان ما پس از انفجار، نه در خبرها بازتاب مییابد و نه در آمارها قابل اندازهگیری است اما در رفتارها، خوابها، روابط و کیفیت زیستن ما ریشه دوانده و مسیر زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد.
رئیس مرکز بهداشت خوزستان گفت: افرادی که مستقیم در معرض رویدادهای خشونتبار یا شرایط بحرانی قرار داشتهاند، از جمله سربازان، ساکنان مناطق آسیب دیده از جنگ یا حتی کسانی که از طریق رسانهها با این وقایع مواجه شدهاند، در معرض شکلگیری اختلالهای روانی قرار دارند. اختلالهایی که نهتنها بر خلقوخو و کارکرد روزمره فرد تأثیر میگذارند بلکه روابط اجتماعی، احساس امنیت و معنای زندگی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند.
شریفی بیان کرد: یکی از شناختهشدهترین پیامدهای روانی جنگ، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است. این اختلال معمولاً با علائمی مانند کابوسهای مکرر، بیخوابی، تحریکپذیری شدید و فلشبکهای ذهنی همراه است بهطوریکه فرد بارها و بارها در ذهن خود صحنههای ترسناک یا دردناک را تجربه میکند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، بسیاری از بازماندگان دچار اضطراب مزمن، احساس بیقراری دائمی یا حتی بیاحساسی عاطفی میشوند، وضعیتی که آنها را از تجربه لذت، ارتباط عمیق یا حتی امیدواری محروم میکند.
معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز اضافه کرد: نکته نگرانکننده این است که این تروماهای خاموش، به دلیل فقدان نشانههای بیرونی، گاه سالها بدون تشخیص باقی میمانند و در سکوت، بنیانهای روانی فرد را فرسوده میکنند.
وی افزود: در چنین شرایطی، مداخلههای بهموقع رواندرمانی میتوانند نقشی حیاتی در جلوگیری از مزمن شدن آسیب ایفا کنند. در مواجهه با بحرانهای شدید، بهویژه تجربههای پرتنش مانند جنگ، ذهن انسان بهطور طبیعی تلاش میکند با استفاده از مکانیسمهای دفاعی روانی، از فرد محافظت کند. این سازوکارها که از جمله رایجترین آنها میتوان به انکار، سرکوب و بیحسی هیجانی اشاره کرد، در کوتاهمدت نقش حفاظتی ایفا میکنند.
شریفی گفت: برای مثال، فردی که خاطرهای تلخ از مرگ یک عزیز در جنگ دارد، ممکن است ناخودآگاه آن رویداد را از سطح آگاهی خود حذف یا از مواجهه مستقیم با احساسات ناشی از آن اجتناب کند اما نکته مهم این است که این مکانیسمها اگرچه در مراحل اولیه میتوانند نوعی «نجات روانی» فراهم کند اما در بلندمدت بیشتر به مانعی جدی در مسیر ترمیم تبدیل میشوند.
وی ادامه داد: سرکوب احساسات، به معنای ناپدید شدن آنها نیس بلکه صرفاً به تعویق افتادن مواجهه با آنهاست. انکار آسیب، نهتنها از بروز رنج جلوگیری نمیکند، بلکه رنج را به شکلی پیچیدهتر و ریشهدارتر در ناخودآگاه تثبیت میکند. بیحسی عاطفی نیز، در نهایت فرد را از تجربه عمیق لذت، ارتباط و معنا محروم میکند.
معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز گفت: در چنین شرایطی، باید از خدمات مشاوره و رواندرمانی، بهویژه از طریق سامانههایی قابل اطمینان مانند سامانه ۱۹۰ و ۴۰۳۰ که کارشناسان سلامت روان آموزش دیده پاسخگوی نیازمندیهای روانشناختی مردم در سراسر کشور هستند، بهرهمند شویم.

Admin 6 




