ریشهیابی جرم در فارس از علل بروز خشونت تا راهکارهای پیشگیری
خشونت فقط فیزیکی نیست؛ خشونت کلامی مانندتوهین افترا وآسیبهای روانی هم در زمره جرائم خشن قرار میگیرند
مرجان دهقانی ـ«خبرجنوب» /معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان فارس با اشاره به پیچیدگی پدیده جرمشناسی در عصر تحولات اجتماعی و تهاجم به ارزشها در فضای مجازی، تأکید کرد که خشونت دیگر فقط یک اقدام فیزیکی نیست، بلکه طیفی از آسیبهای روحی ،کلامی وجسمی را شامل میشود. وی با استناد به آمار ششماهه اول امسال که بیش از ۱۵ هزار فقره انواع خشونت را ثبت کرده است، از خانواده به عنوان مهمترین نهاد در پیشگیری از خشونت نام برد و نسبت به تکرار جرم به دلیل خلأهای اجتماعی و درمانی پس از آزادی زندانیان هشدار داد.آنچه در ادامه میخوانید حاصل گفتوگوی ما با اسماعیل اکبری، معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری فارس، درباره ریشهها، علل و عوامل جرم و راهکارهای از بین بردن بسترهای وقوع جرم می باشد.
+به عنوان اولین سوال، وضعیت کنونی جرائم و خشونت را در ارتباط با تحولات اجتماعی چگونه ارزیابی میکنید؟
اسماعیل اکبری، معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری فارس: جرم یک پدیده کاملاً چندبعدی و ترکیبی است و عامل واحدی ندارد. هرچه تحولات اجتماعی پیچیدهتر شود، نوع جرائم و بزهکاری نیز دچار تغییر و تنوع میشود. امروز ما شاهد تحولات گستردهای در حوزه فضای مجازی هستیم که تمام دنیا را تحت تأثیر قرار داده است. این فضا ارزشها و هنجارهای سنتی را مورد تهاجم قرار داده است. در عین حال که بستر بسیار مناسبی برای استفاده افراد از فرصتهاست، تهدیدات خاص خود را نیز دارد. به همین جهت، بسیاری از جرائم در این فضا و یا خارج از آن رخ می دهد، اما تحت تأثیر فضای مجازی شکل میگیرد.
+ تعریف شما از خشونت چیست و چه ابعادی دارد؟
موضوع اصلی ما در این گفتوگو، خشونت است که به دو شکل عمده خشونت کلامی و خشونت فیزیکی بروز میکند. این مقوله یکی از مهمترین عواملی است که گاهی امنیت اجتماعی را به مخاطره میاندازد و شهروندان از حاکمیت انتظار اقدامات مؤثرتری در این زمینه دارند.
+ اقدامات حاکمیت در قبال خشونت به چند صورت است و کدام بخش را مهمتر میدانید؟
اقدامات حاکمیت در این حوزه به دو بخش اصلی تقسیم میشود:
1. اقدامات پیشگیرانه: که در حوزه تخصصی معاونت پیشگیری از وقوع جرم تعریف میشود.
2. اقدامات مقابلهای: که مأموریت ضابطان دادگستری (نیروی انتظامی)، دادستانی و دادسراها است.
بدون تردید، مهمتر از مقابله، بحث پیشگیری است. پیشگیری نیز خود چندبعدی است و بخشی بر عهده نهادهای حاکمیتی و مسئولان اجتماعی است، بخشی بر عهده سازمانهای مردمنهاد و بخش مهم دیگر بر عهده نظام آموزشی کشور شامل مدارس و دانشگاههاست. حتی صنوف بزرگ مانند اتاق اصناف که بدنه وسیعی دارند، باید در آموزشهای ضمن خدمت خود به این مقوله بپردازند وازهمه مهمتر خانواده آگاه به حوزه های اجتماعی مسولیت بسیار مهمی در این خصوص دارد.
+ در میان همه این نهادها، کدامیک را محوریترین میدانید؟
از همه اینها مهمتر، خانواده است. پدر و مادرها نیاز به آموزش دارند، به ویژه اگر فرزندی با اختلالات رفتاری مانند بیشفعالی یا مشکلات روحی و روانی در خانه رشد میکند. خانواده باید از دوران کودکی متوجه این مشکلات شود و به مراکز مشاوره و نهادهای تخصصی مراجعه کند. اگر این اختلالات در کودکی و نوجوانی جدی گرفته نشود، پروندههای قضایی ما نشان میدهد که امروز به پروندههای ضرب و جرح، قتل، و خشونت با چاقو تبدیل میشود. حتی خشونتهای کلامی که گاهی ساده از کنارشان میگذریم، منجر به جرایمی مثل افترا و آسیبهای روحی روانی شدید میشوند که گاهی بیش از آسیب فیزیکی آثار اجتماعی مخرب دارد.
+ آمارها در استان فارس درباره این خشونتها چه میگوید؟
بر اساس آمارهای ششماهه اول امسال، مجموعاً پانزده هزار و چهارصد و سی و هشت (۱۵,۴۳۸) مورد خشونت (اعم از جسمانی و کلامی) ثبت شده است. البته باید توجه داشت که آمار پزشکی قانونی با آمار معاونت پیشگیری همخوانی کامل ندارد. آمار پزشکی قانونی عمدتاً ناظر بر خشونتهای فیزیکی مشهود است، در حالی که بسیاری از خشونتها فاقد آثار جسمی هستند و صرفاً تبعات روانی دارند و شاید به این مراکز مراجعه نکنند.
خبرنگار: برای پیشگیری از این خشونتها، به جز خانواده و مدرسه، چه ظرفیتهای دیگری وجود دارد؟
یکی از بهترین مکانها برای کار فرهنگی و پیشگیری، کافیشاپها، پارکها و فضاهای تجمع جوانان است. حضور افراد دارای مسئولیت اجتماعی و فعالان سازمانهای مردمنهاد در این مراکز برای فرهنگسازی و ایجاد فضای گفتگوی آزاد بسیار مؤثر است. همچنین نباید از نقش نهادهای مذهبی و تشکلهای صنفی بزرگ مثل سازمان تاکسیرانی، اتوبوسرانی و خانه کارگر غافل شد. اینها بخش عظیمی از جامعه هستند و اگر آموزش و مشاوره را جدی بگیرند، تأثیر شگرفی در کاهش خشونت خواهد داشت.
افرادی که مرتکب جرم میشوند، به ویژه جرائم خشن، گاهی پس از آزادی از زندان دوباره آن را تکرار میکنند. چرا این اتفاق میافتد؟
ما دو نوع پیشگیری داریم: پیشگیری اولیه و پیشگیری از تکرار جرم. بحث تکرار جرم به دلیل ترکیبی بودن عوامل بزهکاری بسیار مهم است.
برخی فکر میکنند با تشدید مجازات، مشکل حل میشود، در حالی که اگر عوامل جرم از بین نرود، تکرار آن حتمی است. برای مثال، فردی که مرتکب خشونت با چاقو شده، ممکن است اختلال روانی داشته باشد و دوره درمان را طی نکرده باشد. قاضی او را به یک سال حبس محکوم میکند. او این مدت را در زندان میماند و حتی مشاوره هم میگیرد، اما آیا اختلال روانی او در زندان درمان شده است؟ خیر. وقتی آزاد میشود، بدون درمان، دوباره آماده ارتکاب جنایت است.
اینجا یک خلأ بزرگ وجود دارد. باید سازوکاری باشد که پس از آزادی، این افراد دوره درمان را طی کنند. گاهی قضات از ابزار مجازاتهای تکمیلی استفاده میکنند و فرد را ملزم به گذراندن دوره آموزشی میکنند، اما آنچه به عنوان مراقبتهای بعد از خروج در قانون پیشبینی شده، پاسخگوی ضرورتها و نیازهای فعلی جامعه نیست. تا زمانی که زمینه ارتکاب جرم از بین نرود، هر چقدر هم مجازات را تشدید کنیم، احتمال تکرار جرم همچنان بالاست.

ادمین ۵ 




