مردم، حلقه گمشده حفاظت از آثار تاریخی
استاد دانشگاه شیراز در گفتوگو با «خبرجنوب»: تا زمانی که شرایط کاوش برای اساتید دانشگاهها فراهم نباشد نمیتوان انتظار داشت از آثار محافظت شود
مرجان دهقانی– «خبرجنوب»/ دستگیری حفاران غیر مجاز خبری است که به کرات از شهرها و روستاهای کشور گزارش میشود. دیروز نیز سرهنگ مختار تراب فرمانده یگان حفاظت اداره کل میراثفرهنگی، کهگیلویه و بویراحمد از متلاشی شدن باند حفاری غیرمجاز در محمودآباد یاسوج با دستگیری سه نفر، از جمله یک تبعه خارجی،خبر داد.
این اتفاق، بار دیگر زنگ هشدار را درباره تهدید آثارمیراثی به صدا درآورد. طمع سودجویانی که با حرصی سیریناپذیر به جان تاریخ این مرز و بوم افتادهاند. سرزمینی که از شمال تا جنوب، گواهی زنده از تمدنهای کهن و تختگاه امپراتوریهای بزرگ بوده، اما این گنجینه به جای آنکه در دل خاک امانتی برای نسلهای آینده باشد، گاهی به طمعی برای غارتگران تبدیل می شود.
پرسش اصلی اینجاست؛ چگونه میتوان این میراث را از گزند آسیب مصون نگه داشت؟ برای یافتن پاسخی علمی و عملی به این پرسش ، به سراغ دکترعلیرضا چاوردی، استاد دانشگاه شیراز و کارشناس برجسته میراث فرهنگی رفتیم تا جنبههای مختلف این معضل و راهکارهای برونرفت از آن را جویا شویم.
وی با اشاره به اینکه طی سیسال گذشته، شوراهای مردمنهاد متشکل از نمایندگان انجمنهای میراث فرهنگی، علاوه بر ایفای نقش واسط بین نهادهای دولتی و جامعه، از سوی این نهادها هم از اطلاعات بهرهمند میشدند و هم از امتیازات ویژهای برخوردار بودند گفت: مسئله حفاظت از آثار تاریخی مسئله ای بسیار ریشهدار و پایه ای است که حل آن برای کشور ضروری است و لازمه این امر، آگاهسازی مردم است.
استاد دانشگاه شیراز با بیان اینکه باید برای مردم توضیح داده شود که این آثار، هم از لحاظ هویتی و هم از نظر توسعهای، متعلق به این سرزمین هستند افزود: بخشی از این آثار، بهدلیل دارابودن ارزشهای فرامرزی، در مقیاس جهانی ثبت میشوند، بخشی دارای ارزشهای ملی هستند و بخشی دیگر در سطح منطقهای یا محلی به ثبت میرسند که هر یک از این سطوح، بهطور جداگانه دارای اهمیت هستند.
چاوردی با تاکید بر اینکه مسئله حفاظت از آثار تاریخی نیازمند ایجاد تعلق خاطر در مردم است تصریح کرد: مردمی که به میراث خود وابسته باشند، خود به بهترین نگهبانان آثار تبدیل خواهند شد. بر همین اساس، در قوانین میراث جهانی نیز بر نحوه تعامل و رویکرد مناسب با جامعه محلی ساکن در مجاورت آثار تأکید شده است، زیرا این آثار به خود مردم تعلق دارد و آنها باید حافظان اصلی باشند و در غیاب یک سیستم کارآمد و تعریفشده، طبیعی است که شاهد قاچاق آثار باستانی باشیم.
وی ادامه داد: درواقع باید پرسید چه حلقه ارتباطی میان مردم و دولت مفقود شده است؟ ما باید این حلقه گمشده را احیا و بازسازی کنیم تا مردم خود حافظ آثار تاریخی شوند. مردم همواره حافظ میراث بودهاند، اما برای تقویت این نقش، لازم است کارگاههای آموزشی مستمری به صورت کمی و کیفی برگزار گردد. مردم باید احساس کنند که در زنجیره میراث فرهنگی حضور فعال دارند و نه تنها به عنوان نگهبان، بلکه به عنوان ذینفع در خدمات مرتبط با آثار (مانند آنچه در تختجمشید وجود دارد) مشارکت داده شوند تا به منافع ملموس نگهداری از این میراث پی ببرند.در واقع بخش هايی هم که منافع دارد به مردم واگذار شود نه به شرکت های خاص. در بافتهای تاریخی هم باید اینگونه باشد یعنی سودی که درچهار چوب قانون نهادینه شده به مردم برسد، مسئله آگاهی و ارزشهای تاریخی فرهنگی هم جای خود دارد.
استاد دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه اداره میراث فرهنگی به دلیل وظایف مختلفی که دارد شاید نتواند این مهم را عملیاتی کند اما از طریق دانشگاه می تواند این کار را انجام دهد بیان کرد: مسئله اصلی این است که ما کاوشهای علمی و برنامهریزیشده نداریم، یعنی بهطور معمول میراث فرهنگی به دانشگاهها اجازه نمی دهد که کاوشهای باستانشناسی داشته باشند. دانشگاهها هم بودجه ای برای کاوش ندارند.
چاوردی توضیح داد: اگر به تیمهای تخصصی اجازه داده می شد تا بهصورت مستمر در محوطههای تاریخی به کاوش بپردازند، نه تنها پژوهشهای علمی گسترش می یافت، بلکه جامعه نیز درمی یافت که این محوطهها نه گنجینهای برای غارت، بلکه گنجینهای از دانش، فرهنگ و تاریخ هستند. این آثار، اسناد زندهای هستند که میتوانند شرایط زیستی، محیطی، اقلیمی و فرهنگی گذشته را بازگو کنند و نقش مؤثری در برنامهریزی برای امروز و آینده ایفا نمایند.
تا زمانی که کاوشهای باستانشناسی توسط هیاتهای علمی و اساتید دانشگاهها در محوطههای مختلف انجام نگیرد و امکانات و شرایط لازم برای پژوهشهای میدانی فراهم نباشد، نمیتوان به توسعه پایدار و شناخت جامعی از تاریخ و تمدن این سرزمین دست یافت.
کارشناس میراث تاریخی ایران با تأکید بر لزوم شناخت پایهای از میراث فرهنگی، عوامل کلیدی آن را در چند محور اصلی برشمرد؛ نخست شناخت علمی که مسئولیت آن بر عهده دانشگاهها و مراکز پژوهشی است. دوم شناخت عمومی که انجمنهای مردمی و سازمانهای غیردولتی میتوانند در این زمینه نقش آفرینی کنند. سوم تقویت حس هویت ملی و مذهبی که شوراها و نهادهای محلی قادرند با برنامهریزی مناسب، این عرق و دلبستگی را در سطوح مختلف جامعه ایجاد کرده و از این طریق حامی میراث فرهنگی باشند. در واقع باید جامعه محلی بتوانند ذی نفع باشند در مجموع این اقدامات است که می تواند باعث شیفت آثار و مانع خروج و قاچاق آثار تاریخی شود .
وی در ادامه افزود: علاوه بر این، باید برنامهریزی دقیقی صورت پذیرد تا حوزه گردشگری و خدمات مرتبط نیز به سهم خود موجب شود جامعه محلی از حضور در این عرصه منتفع گردد. زمانی که مردم بهطور مستقیم از مزایای اقتصادی و اجتماعی حفاظت از میراث بهرهمند شوند، به حافظان فعال این گنجینهها تبدیل خواهند شد.
استاد دانشگاه شیراز خاطرنشان کرد: بیتردید، حتی گماردن نگهبان برای هر تپه و محوطه تاریخی، به تنهایی راهکار کارآمدی برای حفاظت نخواهد بود. آنچه اساس و پایه حفاظت پایدار را تشکیل میدهد، ایجاد شناخت است؛ شناختی عمیق که سه بُعد علمی، فرهنگی و هویتی دارد. این امر، نه یک وظیفه اداری و دستوری، بلکه یک مأموریت تخصصی است که تنها از عهده متخصصان و دانشگاهیان برمیآید. چاوردی با بیان اینکه بدون یک برنامهریزی کلان و یکپارچه در بالاترین سطوح مدیریتی، نمیتوان از عهده حفاظت از این پهنه عظیم تاریخی برآمد بیات کرد: ما به یک نظام جامع علمی- فرهنگی نیاز داریم؛ چارچوبی که در آن نقش هر نهاد، از دانشگاه و انجمنهای مردمی تا شوراهای محلی و بخش گردشگری، به وضوح تعریف شده باشد. در این نظام، هر یک از این گروهها نه تنها مسئولیتپذیر، بلکه از مشارکت خود ذینفع نیز خواهند شد. تنها در چنین حلقه کاملی است که میتوان امیدوار بود زنجیره حفاریهای غیرمجاز و قاچاق آثار برای همیشه گسسته شود. در غیر این صورت، این چرخه معیوب همچنان به گردش خود ادامه خواهد داد.

ادمین ۵ 




