یک بانوی فیلمساز شیرازی:
دوست دارم در فیلمم شهید خودم را به تصویر بکشم
هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ فرزند شهید است و یکی از آرزوهای بزرگ زندگیاش ساختن فیلمی دربارهی شخصیت پدرش است. فهیمه کرمی ملقب به رها شیرازی، بانوی هنرمندی از ایل قشقایی است که در تهران سکونت دارد ولی یکی از خواستههایش برگشتن به شیراز و ساخت فیلمی از ترکهای قشقایی است. با او که اخیرا فیلمش تحتعنوان «قلب منتظر» منتخب جشنوارهfolklore هندوستان شده است، گفتگویی انجام دادهایم.
دغدغههایم در فیلمسازی خانواده شهدایند
قبل از اینکه به بازیگری و کارگردانی و تهیهکنندگی رو بیاورم، شغلهای مختلفی داشتهام. از دبیری و استادیاری دانشگاه تا طراحی ساختمان و غیره. در بیست فیلم بازی کردهام و کار کارگردانی و تهیهکنندگی چند فیلم را هم انجام دادهام. سه فیلم کوتاه به نامهای «جاودانه»، «تولد آسمانی» و «قلب منتظر» و یک فیلم نیمه بلند ساختهام که متأسفانه فردی راشها را برده و فعلا نتوانستهایم کاری بکنیم. تهیهکنندگی سریال «کوچه پشتی» را بر عهده داشتهام. مجری طرح فیلم «یخ در بهشت» و سرمایهگذار فیلم «چهارسو» بودهام. برخی آثاری که بازی کردهام عبارتند از: «مهر بیپایان»، «همیشه مهربان»، «تا رهایی»، «آژانس ازدواج»، «شماره 29»، «حیران»، «سه دزد»، «شاید زندگی»، «مارپیچ»، «کارما»، «روز آشنا» و... کارهایی که ساختهام بیشتر دربارهی شهدا بوده و دغدغههایم خانوادههای شهدا و جانبازان هستند. همیشه خود را مدیون شهدا میدانم و علاوه بر آن، دغدغههای اجتماعی و مسائل روز جامعه نیز هرگز رهایم نکرده است و سعی دارم آنها را در آثارم انعکاس دهم.
لطف همکاران کاربلد شیرازی
در شیراز با هنرمندان مختلفی همکاری داشتهام که هم کاربلد و هم باوجدان بودهاند و از این لحاظ، هیچ دغدغهای نداشتهام. شاید گاهی در فرآیند ساخت فیلم، کوتاهیهایی از سمت خود ما اتفاق بیافتد که آن را نباید تقصیر کسی دیگر انداخت. مسعود احمدی و همسرش شیما پورسهمالدین و گروهشان از جمله افرادی بودهاند که در ساخت فیلم من را یاری دادند و همیشه قدردان زحماتشان هستم. همینطور بعضی از همکاران ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس که هرکاری داشتم کمک حالم بودند. من تهیهکنندگی فیلم «سکوت رویا» را هم در شیراز به عهده داشتم که آنجا هم از لطف دوستانم بسیار بهرهمند شدم.
فضای سینما مافیای شده است
فیلمنامههایی دارم که خیلی دلم میخواهد ساخته شوند ولی این روزها یاریدهنده در هنر فیلمسازی خیلی کم شده است. استعدادهایی داریم که بسیار خوباند اما دیده نشدهاند، چون پول و پارتی نداشتهاند. اما از طرف دیگر، کارگردانی با هزینهی هنگفت، سریالی میسازد که انعکاس خوب و مخاطب چندانی هم ندارد. سریالی که ساخت آن دو سال در شهری دیگر با عواملی که اسکان و غذا و تجهیزات میخواهند به طول میانجامد. متأسفانه مدتهاست فضای سینما مافیایی شده است. گاهی هم در این فضا اتفاقهایی میافتد که مایهی سرخوردگی میشود. خود من مدتی پیش در شیراز سر پروژهای برای بازیگری آمدم و مدت دو هفته در کوه و کمر و شرایط سخت بودم. ولی در نهایت به خاطر یکسری اختلافات شخصیای که کارگردان پیدا کرد، پروژه به هم خورد و کسی هم پاسخگوی عوامل و هزینهی زمانیشان نشد. حداقل توقع در اینجور موارد وجود مرجعی است که رسیدگی کند.
بزرگترین آرزوهای سینمایی من
من دو آرزوی بزرگ سینمایی دارم. یکی دربارهی پدرم است. پدر من شهید شده و خیلی دوست دارم فیلم خودش را بسازم. از فرد متمولی که از خودش گذشت و به جنگ رفت، آنهایی که مثل پدر من راهی جبهه شدند برای عدالت رفتند و برای اینکه حقی ضایع نشود ولی الان یکسری مسائل در کشور میبینیم که ریشه در بیعدالتی دارد و این بسیار رنجآور است. دوست دارم فیلمی بسازم و در آن شهید خودم یعنی پدرم را به تصویر بکشم. من اهل ایل قشقایی هستم و آرزوی دیگرم این است روزی به شیراز بیایم و فیلمی بسازم که آشتیدهندهی بین قشقاییها و لرها باشد. به اعتقاد من این خوب نیست که ما دو قوم و نژاد بزرگ اختلافات جزیی داشته باشیم. دوست دارم فیلمی که میسازم باعث شود بین قشقاییها و لرها، اتحاد و رفاقت بیشتری رقم بخورد و روزی برسد که دیگر مثل قدیم، هیچ حرف و حدیثی در این مورد نباشد.


Admin 6 









