گزارش «خبرجنوب» به مناسبت روز ماما
مراقبان نخستین نفس
مرجان دهقانی-«خبرجنوب»/ در تقویم این سرزمین، روزهایی هست که بوی خوش زندگی میدهد؛ روز ماما یکی از آنهاست. نه به خاطر مراسم، نه به بهانه هدیه، که به احترام دستانی که اولین لالایی جهان را در گوش نوزاد نجوا می کنند.
روز جهانی ماما در ایران، فرصتی است برای مرور عمیقترین پیوند میان علم پزشکی و احساس مادری. در نظام سلامت کشور، ماماها نه فقط در اتاق زایمان که در خانههای سلامت، پایگاههای بهداشت و حتی خط مقدم بحرانهای طبیعی، سهمی فراتر از عنوان شغلی خود دارند. آنها با کمترین دیده شدن، بیشترین ماندگاری را در خاطره مادران ثبت میکنند. اگر زایمان امن، فرزند سالم و مادری آرام را نماد یک جامعه بالنده بدانیم، بیشک ستون اصلی این معنا را ماماها بنا کردهاند. به مناسبت این روز، مروری داریم بر جایگاه فراموشنشدنی زنانی که خود مادری را شاید سالها به تأخیر انداختهاند، اما مادری هزاران زن دیگر را بیمه کردهاند.
در این گزارش از مسیر دشوار اما پرافتخار تغییر مامایی از سنتی به مدرن پرسیدم، از تأثیر عمل سزارین بر عملکرد روزمرهشان، از آموزشهای ضروری به مادران باردار در شرایط اضطراری و در نهایت از خاطراتی گفتند که در دل شبهای کاریشان درخشیده است.
دکتر محبت احمدی، رئیس اداره مامایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، به مناسبت گرامیداشت مقام ماما، به تشریح پیشینه آموزش عالی این رشته در ایران پرداخت و از نقش کلیدی ماماها در حمایت از زایمان طبیعی و کاهش سزارینهای غیرضروری سخن گفت.
وی با اشاره به قدمت آموزش آکادمیک مامایی در کشور اظهار داشت: تاریخچه شکلگیری این رشته به سال ۱۲۹۸ شمسی بازمیگردد. یک سال قبل از آن، یعنی در ۱۲۹۷، نخستین بیمارستان نسوان تهران با هزینه وزارت معارف تأسیس شد و در سال ۱۲۹۸، «مدرسه قابله» با ده نفر شاگرد در همان بیمارستان گشایش یافت که پایهگذار آموزش علمی مامایی در ایران بود.
دکتر احمدی افزود: در سال ۱۳۰۸، نخستین آموزشگاه عالی مامایی دایر شد که به فارغالتحصیلان خود مدرک معادل لیسانس اعطا میکرد. این مرکز از سال ۱۳۶۲ به «مدرسه عالی مامایی» تغییر نام یافت و نهایتاً در سال ۱۳۶۵ و پس از انتقال گروههای آموزش پزشکی از وزارت آموزش عالی به وزارت بهداشت، رشته مامایی به صورت کاملاً مجزا در دانشکدههای پرستاری و مامایی به فعالیت خود ادامه داد. هماکنون این رشته در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا دانشجو میپذیرد.
نقش ماما در کاهش سزارینهای بیاندیکاسیون
رئیس اداره مامایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در پاسخ به این پرسش که افزایش آمار سزارین چه تأثیری بر کار ماماها گذاشته است، گفت: کار اصلی ماما به عنوان یکی از مهمترین حلقههای زنجیره ارائه خدمات مادر و نوزاد، هدایت و حمایت از مادر باردار برای انجام زایمان طبیعی است تا شاهد کاهش عوارض ناشی از سزارینهای بدون اندیکاسیون باشیم.
وی مزایای زایمان طبیعی نسبت به سزارین را برشمرد و تصریح کرد: کاهش خطر عفونت، چسبندگیهای وسیع داخل رحمی و خونریزی، همچنین کوتاهتر بودن دوره نقاهت از جمله مزایای زایمان طبیعی برای مادر است. برای نوزاد نیز کاهش مشکلات تنفسی ناشی از داروهای بیهوشی و افزایش سطح ایمنی بدن از محاسن این نوع زایمان محسوب میشود. ماما در این میان، نقش حمایتی و هدایتگر را ایفا میکند تا از سزارینهای بدون دلیل جلوگیری شود.
آمادگی برای زایمان در شرایط اضطراری
دکتر احمدی درباره آموزش به مادران باردار در شرایط اضطراری خاطرنشان کرد: در ۵۶ بلوک زایمان زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی شیراز، کلاسهای آمادگی زایمان برگزار میشود. هر مادری که تمایل داشته باشد، میتواند حداقل در هشت جلسه این کلاسها شرکت کند.
بهروز بودن آموزشها بر اساس استانداردهای جهانی
وی در پاسخ به این پرسش که آیا آموزشهای این رشته به روز دنیا مجهز است، تأکید کرد: ما در سه حوزه کارشناسی، ارشد و دکترا دانشجو تربیت میکنیم و آموزشها بر اساس آخرین رفرنسها و کتب علمی جهان و همچنین دستورالعملهای مشترک سازمان جهانی بهداشت (WHO) که به همه کشورها از جمله ایران ابلاغ میشود، پیش میرود.
خاطرهای ماندگار از یک مادر
دکتر احمدی در پایان با اشاره به خاطرات شیرین این حرفه گفت: رشته مامایی خاطرات خوب زیادی در دل خود دارد، اما ماندگارترین خاطره من مربوط به مادری است که سالها از نازایی رنج میبرد، کودکی را به فرزندخواندگی پذیرفت و کمتر از یک سال بعد، خودش به طور طبیعی باردار شد و صاحب فرزند شد. اشک شوق آن مادر همچنان بهترین خاطره ذهن من است.
مأموریت «صفر شدن» زایمانهای غیربیمارستانی
دکتر ثریا زحمتکش، رئیس گروه سلامت مادران معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با اشاره به تحول نظام سلامت کشور از سنتی به مدرن، از حذف تدریجی زایمانهای سنتی در منزل خبر داد و گفت: هدف اصلی، کاهش مرگ مادران باردار از طریق انجام زایمان ایمن در محیطهای درمانی مجهز است.
وی با تشریح روند تغییر الگوی زایمان در ایران اظهار داشت: در گذشته، بسیاری از زایمانها در منزل و توسط ماماهای سنتی انجام میشد که عمدتاً به صورت تجربی و از طریق خانواده این حرفه را آموخته بودند. اما اکنون نظام سلامت بر این اصل تأکید دارد که مادران به محض مشاهده کوچکترین علامت زایمان - که در کلاسهای آمادگی و مراقبتهای دوران بارداری آموزش دیدهاند - به زایشگاه بیمارستانها مراجعه کنند.
دکتر زحمتکش با تأکید بر اینکه «دیگر زایمان سنتی به شکل گذشته وجود ندارد»، افزود: مأموریت ما رساندن این نوع زایمانها به صفر است، زیرا ممکن است در حین زایمان یا پس از آن، شرایط غیرمنتظرهای برای مادر ایجاد شود که در منزل یا محیطهای بدون امکانات، قابل مدیریت نباشد.
تسهیلات زایمان ایمن در نقاط دور افتاده
رئیس گروه سلامت مادران معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شیراز ادامه داد: این دانشگاه ۳۳ تا ۳۴ شبکه بهداشت و درمان تحت پوشش دارد که ۹ مرکز از آنها به عنوان «تسهیلات زایمانی» فعال هستند. در دو شهرستانی که دسترسی برخی نقاط به بیمارستان کمتر است، این مراکز با حضور مامای تحصیلکرده و امکانات زایمان ایمن ایجاد شدهاند.
وی تأکید کرد: با این حال، هر مادری واجد شرایط زایمان در این تسهیلات نیست. تنها مادرانی که هیچ عامل خطری ندارند و تحت شرایط خاص، میتوانند در این مراکز زایمان کنند. در غیر این صورت، حتی اگر به همان مرکز مراجعه کنند، باید برای زایمان به بیمارستانهای دارای زایشگاه اعزام شوند.
دکتر زحمتکش در پایان خاطرنشان کرد: هدف نهایی، حذف کامل زایمانهای خارج از محیط ایمن و در نهایت کاهش چشمگیر مرگ و میر مادران باردار است.
روایت یک ماما از دهه ۵۴ تا امروز؛
فاطمه فرجام، از ماماهای باسابقه و بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی شیراز که فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۵۴ در دانشگاه پرستاری و مامایی حضرت فاطمه زهرا (س) شیراز آغاز کرده، خاطراتی سخت اما شیرین از روزگاری روایت میکند که نه خبری از امکانات بود و نه نیروی کمکی.
وی گفت: پس از فارغالتحصیلی، سه سال در شهرستان «اوز» خدمت کردم، آن هم در شرایطی که بیمارستان شش ماه پس از حضور ما شروع به کار کرد. تنها سه نفر بودیم که بیمارستان را میچرخاندیم. بعد از آن به نیریز منتقل شدم؛ آنجا هم هیچ امکاناتی نداشت.این ماما پیشکسوت با افتخار ادامه داد: «همه کارها را خودم به تنهایی انجام میدادم؛ هم در روستا، هم در شهر، هم در بیمارستان، هم در کلینیک. حتی برای زنان باردار کلاس میگذاشتم. بعدها بیمارستان راه افتاد و من به مدت ۲۱ سال مسئول زایشگاه شدم.»
«هیچ وقت به هیچ کس نه نگفتم»
خانم فرجام با اشاره به عشق و علاقهاش به مردم تأکید میکند: در طول این سالها، هیچ وقت به هیچ کس نه نگفتم. با وجود میگرن شدید که هیچ کس باورش نمیکند، گاهی با سردرد طاقتفرسا به سر زایمان میرفتم و مادران را یاری میکردم.
وی یکی از ماندگارترین خاطرات خود را این گونه تعریف میکند: «ر روستا هیچ امکانی نبود. یک روز آن قدر باران آمده بود که روستا پر از گل و لای شده بود. خانم بارداری دور از روستا، در یک چادر عشایری داشت وضع حمل میکرد. چاره چه بود؟ پاهایم را بالا زدم و تا زانو از میان گل گذشتم تا به چادر رسیدم. فردای آن روز بالاخره با ماشین مرا به شهر آوردند.
دختر کوچولو و نسخهای که نوشت
فرجام با لبخند خاطره دیگری را هم روایت کرد: یک روز سرم خیلی شلوغ بود و مشغول زایمان بودم. یک نفر آمد دنبالم برای زایمان در روستا. وقتی برگشتم خواستم برای همان بیمار نسخه بنویسم، دیدم دختر کوچکم که دبستان میرفت، از روی نسخه من دستنوشتهای کپی کرده و به آن آقا داده بود. رفته بود برای دارو، ولی هر جا رفته بود نتوانسته بودند نسخه را بخوانند. برگشت و نسخه اصلی را برد.
این ماما پیشکسوت با احساس بیان کرد : در آن روزگار حتی دستکش نداشتیم، اما همین الان که بازنشسته شدم و به شیراز آمدم، دخترم در بیمارستان شوشتری کار میکند. او را تشویق کردم که ماما شود. حالا از نوهام نگهداری میکنم تا دخترم برود سر کار.
خانم فرجام در پایان تأکیدکرد: «هنوز هم هر کس هر سؤالی داشته باشد، حتی نصف شب، جوابش را میدهم. اگر جواب ندهم تا فردا نگران میشود. با کمال میل پاسخگوی همه هستم.
روایت دختر یک ماما؛ از تشویقهای مادر تا زایمان در حاشیه جاده
فرزانه هاشمزاده، که خود یکی از ماماهای شاغل در درمانگاه و بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی شیراز است، میگوید مدیون تشویقهای مادرش، خانم فرجام (مامای پیشکسوت) است؛ اما صادقانه اعتراف میکند که هیچگاه به پای فداکاری و علاقه مادرش نمیرسد.
وی با لبخند اظهار داشت: مادرم آنقدر به کارش علاقه داشت که همیشه من را تشویق میکرد ماما شوم. میگفت بیا با هم کار کنیم و حتی توقع داشت یک کلینیک بزنیم و کنار هم باشیم. اما من مثل مادرم نمیتوانم باشم؛ او بسیار فداکار و متفاوت است.
خاطرهای از جاده نیریز؛ زایمان در آمبولانس
هاشمزاده خاطرهای از دوران آغاز کار خود تعریف کرد: اوایل کارم به خاطر کمبود امکانات، نوزادان نارس را به بیمارستانهای دیگر اعزام میکردیم. یک بار در نیریز مجبور شدیم بیماری را اعزام کنیم. در راه، مادر باردار نزدیک زایمان شد. به راننده آمبولانس گفتم کنار جاده بایست. همان جا، در آمبولانس، زایمان را انجام دادیم.
او ادامه داد: بعد از تولد نوزاد، نگاهی به اطراف انداختم. دیدم مردم محلی آن روستا از هر طرف دارند به سمت آمبولانس میآیند؛ نه برای تماشا، که برای تشکر کردن. آن لحظه برای من یک خاطره عمیق و خوب ماند.
فرزانه هاشمزاده که یادگار نسلی از فداکاریهای مادران خود در حرفه مامایی است، در پایان تأکید کرد: آنچه از مادرم آموختم، عشق بدون منت به مردم بود؛ نه فقط علم مامایی.
از پیشگویی مرگ تا تولد یک خاطره شیرین؛
رقیه صالحی، از ماماهای با تجربه دانشگاه علوم پزشکی شیراز، خاطرهای از روزهای آغازین فعالیت حرفهای خود روایت کرد که در آن، با وجود پیشبینی تلخ یک پزشک مبنی بر مرگ مادر باردار، او موفق شد جان مادر و نوزاد را نجات دهد.
صالحی با اشاره به یکی از چالشبرانگیزترین موارد خود گفت: مادری با پلاکت بسیار پایین قرار بود با هلیکوپتر از استان دیگر برای ما منتقل شود. متأسفانه یکی از پزشکان متخصص به همسر این خانم گفته بود "همسرت امروز در زایشگاه میمیرد". وقتی کنار مادر رفتم، او مدام تکرار میکرد "من امروز میمیرم، من امروز میمیرم". ساعت هشت و نیم صبح بود و فاصله زیادی تا زایمانش داشت.
وی افزود: به او گفتم اصلاً این طور نیست و هیچ اتفاقی برایتان نمیافتد. به دلیل پایین بودن پلاکت، نمیتوانستیم قبل از زایمان هیچ داروی ضدخونریزی بدهیم. به مادر توضیح دادم که بعد از زایمان دستمان باز میشود. خوشبختانه او را کمک کردیم تا ساعت نه و نیم صبح زایمان کند. دو ساعت بعد، یعنی ساعت یازده و نیم، هلیکوپتر با پلاکت مورد نیاز رسید، در حالی که او دو ساعت قبل زایمان کرده بود و هیچ اتفاقی برایش نیفتاده بود. آن روز برای من یکی از شیرینترین خاطرات شد.
حضور به جای متخصص در بیمارستانی بدون پزشک
خانم صالحی در ادامه به روزهای سخت آغاز کارش در یک شهرستان اشاره کرد و گفت: آن زمان، پنجشنبه و جمعهها در شهرستان متخصص نداشتیم و فقط یک مامای قدیمی حضور داشت. من تازه سه ماه از دانشگاه فارغالتحصیل شده بودم و قرار بود جایگزین او شوم.
وی روایت کرد: ساعت سه نیمهشب به من گفتند مادری با اولین بارداری آمده که بچه با پا (ناهنجاری در وضعیت جنین) قرار دارد. جایی برای اعزام بیمار هم نبود. رئیس بیمارستان ساعت سه بامداد زنگ زد و گفت: "مریضی با وضعیت پا، میتوانی بیایی زایمانش را بگیری؟" با اعتماد به نفس گفتم بله، میآیم. فرستادند دنبالم. رفتم و زایمان را انجام دادم. نوزاد، با وجود شکم اول بودن مادر، سه کیلو و ششصد گرم وزن داشت.
صالحی با لبخند افزود: بعد از زایمان، رئیس بیمارستان و آقای دکتر فتحیزاده (که اکنون متخصص بیهوشی بیمارستان هستند و خداوند یار و یاورشان باشد) با خوشحالی گفتند: "دیدی گفتم صالحی میتواند از پس این کار بربیاید؟" آن شب آخرین باری بود که شهرستان ما بدون متخصص و بدون من ماند. از آن شب به بعد، دیگر آن شرایط تکرار نشد.
فاطمه اسپرجانی، مامای کلینیک نازایی یکی از مراکز زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی شیراز، از روزهایی میگوید که شاهد تولد «بچههای طلایی» هستند؛ نوزادانی که پس از ۲۰ تا ۲۵ سال انتظار و نازایی، پا به دنیا میگذارند و لحظاتی فراموشنشدنی را برای والدین و حتی کادر درمان رقم میزنند.
وی با اشاره به تجربهی کاری خود اظهار داشت: حدود یک سال در بخش بیمارستان فعالیت داشتم و مابقی دوران خدمتم را در بخش نازایی و IVF گذراندم. در این مسیر، موارد بسیاری دیدهام که زوجی پس از دهها سال انتظار صاحب فرزند میشوند. ما به این نوزادان «بچههای طلایی» میگوییم.
لحظهای که پدر ۲۰ ساله گریه کرد
اسپرجانی با ذوق و اشتیاق از ماندگارترین خاطرهی خود گفت: «یکی از مواردی که هیچوقت از ذهنم نمیرود، زوجی بود که ۲۰ سال منتظر بچه بودند. تمام پرسنل بخش منتظر بودند که سرانجام آن کودک به دنیا بیاید. لحظهای که نوزاد را تحویل دادیم و پدر کودک شروع به گریه کرد... واقعاً آن چنان گریهای کرد که انگار جان میداد. من خودم هم داشتم گریه میکردم. برای همهی ما آن لحظه بسیار عزیز و شیرین بود.»
احیای نوزادی بدون علائم حیاتی
این ماما به خاطرهی دیگری نیز اشاره کرد و افزود: «در بخش یان لیزر، نوزادی را به دنیا آوردیم که بدون هیچ علائم حیاتی متولد شد. مادر همانجا دچار مشکل شده بود. اما با تلاش و احیای انجامشده، نوزاد برگشت و در آغوش مادرش قرار گرفت. آن هم برای من لحظهای بسیار خوب و غرورآفرین بود.»
از حافظی تا مامایی در کلینیک نازایی
اسپرجانی که پیشتر در بخش حافظ شیراز مشغول به کار بوده و اکنون به عنوان ماما در کلینیک نازایی فعالیت میکند، در پایان با لبخند گفت: «بله، فاطمه بهارستانی هستم. قبلاً در حافظ بودم، الان مامای کلینیک نازاییام.»
وی در پاسخ به درخواست برای درج عکس خود در کنار گزارش، اعلام آمادگی کرد و گفت: «دست شما درد نکند که این خاطرات را ثبت میکنید.»
این گزارش، یادآور نقش بیبدیل ماماها در سختترین و شیرینترین لحظات زندگی خانوادههاست؛ جایی که گاه یک آغوش گرفتن، ارزشی برابر با یک عمر انتظار دارد.

Admin 6 




