توفیق طنازی

توفیق طنازی

عين ا... رجب نراقي/ این هفته سراغ طنز در عرصه روزنامه نگاری رفتیم، هرچند خود طنز در ابتدای امر یک رسانه هست و بود و خواهد بود. گفتنی است، طنز، رسانه بود، زمانی که حتی عنوان رسانه در افواه نچرخیده بود و کلمه رسانه برای کسی محلی از اعراب نداشت، پس اگر غلو کنیم و طنز را نیای بزرگ رسانه ها بنامیم پر بیراه نیست. در این مورد البته همین نیای بزرگمان ریشه ای دارد به نام شعر و ادبیات... از مسیر اصلی دورنشویم که وقت تنگ است و مجال اندک.

این هفته سراغ نشریه صاحب نام طنز کشورمان "توفیق" رفتیم که به توفیقات فراوانی در عرصه طنز رسیده و هنوز که هنوزه ماناترین نشریه طنز کشورمان است. به خاندان توفیق هم گریزی زدیم و عباس توفیق. توفیق، حدود نیم قرن فعال بود از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۵۰ شمسی. اولین شماره توفیق در ۳۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۰۲ منتشر شد و انتشار آن در سه دوره ناپیوسته ادامه یافت. دوره نخست از ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۸ به مدیریت حسین توفیق بود که با درگذشت وی در ۱۳۱۸ به پایان رسید. توفیق در اوایل این دوره، نشریه ‌ای نیمه ‌فکاهی و نیمه ‌جدی بود. از اواسط سال پنجم، با کسب امتیاز چاپ کاریکاتور در آن، بیشتر صورت فکاهی گرفت و پس از مدتی از سال ۱۳۱۱ کاملاً ادبی شد. طی شش سال فعالیت ادبی، اغلب مطالب توفیق منظوم بود. از سال ۱۳۱۷، توفیق دوباره به‌صورت کاملاً فکاهی-اجتماعی درآمد.

تقارن نخستین دوره توفیق با رضاشاه سبب شد که مطالب نشریه با سانسور همراه شود، اما در دوره بعد یعنی از سال 1320 تا 1332 این مشکل وجود نداشت. موضوع اصلی توفیق انتقاد از عملکرد نخست ‌وزیران بود و برای آنان نام‌های طنزآمیز می‌ساخت. توفیق از درگیری با دربار پرهیز می‌ کرد ولی در بحبوحه وقایعی که به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ انجامید، در مقاله‌ای با عنوان «فتنه روسیاه»، با تندی از شاه انتقاد کرد. محمدعلی توفیق به این سبب در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دفتر نشریه توفیق و خانه‌اش تاراج شد و خودش به قلعه فلک ‌الافلاک در خرم‌آباد و جزیره خارک تبعید گردید و پس از یک سال آزاد شد مشروط بر آنکه فعالیت سیاسی نکند. در سال ۱۳۳۷ محمدعلی توفیق نام روزنامه توفیق و حق‌التألیف ۳۲ سال مندرجات آن را رسماً به برادران توفیق واگذار کرد. انتشار این دوره پرسروصدای توفیق در زیر فشار شدید سانسور و با توقیف‌های مکرر تا سال ۱۳۵۰ شمسی ادامه یافت. در این دوره ظاهر نشریه تغییراتی کرد، از جمله جلدش رنگی و صفحاتش به تدریج بیشتر شد.

سرمقاله شماره نخست دوره سوم حکایت از وضع جدیدی داشت و به خواننده می‌فهماند که به سبب محدودیتهایی قادر به درج هر مطلبی نیست. یوسف خسروپور، ابوالقاسم حالت، پرویز خطیبی، محمدامین محمدی، کریم فکور، ابوتراب جَلی، حسین توفیق و عباس توفیق در دوره‌های مختلف سردبیر یا رئیس هیأت تحریریه (شورای نویسندگان) توفیق بودند. علی شریعتی طنزها و شیوه آن را ستوده‌است، محمد مصدق از آن به‌عنوان بهترین مجله یاد کرده، و محمدعلی جمال‌زاده نیز آن را در حکم آیینه‌ای دانسته که در آن چهره عامیانه معشوقه‌اش (زبان فارسی) را می‌یابد. شخص عباس توفیق جایی گفته است: «عرض شود كه امتياز روزنامه توفيق در زمان احمدشاه قاجار صادر شد و مرحوم توفيق بزرگ (حسن توفيق) مؤسس آن بود. سال 1318 به زندان رضاشاه افتاد و بعد آزاد شد و فوت كرد. بعد از آن، امتياز به اسم محمدعلی توفيق كه پسر مرحوم حسين توفيق بود، صادر شد. منتها برخلاف مرحوم توفيق كه خودش شاعر، نويسنده و طنزنويس بسيار لايق و جامعه شناسی بود (كه او را نمی شناسند) محمدعلی خان توفيق نه نويسندگی اش خوب بود و نه شاعري اش و ذوقي نداشت. يك آدم فنی بود و هنرستان صنعتی را ديده بود. از سال 1332 تا 1337 منتشر نكرديم زیرا توقيف، تبعيد، زندان و ... بود. ما از آن سال تا سال 1350 منتشر كرديم.

در ارديبهشت 1350 كه داستان مفصلی دارد (آنچه كه شايعه است و يك مقدارش را هم ما خودمان شايعه كرديم) به اصطلاح مبارزه شفاهی با توقيف توفيق بود. در آن سال، توفيق توقيف شد. آن زمان توفيق تنها روزنامه مخالف و مستقلی بود كه از هيچ جا و هيچ منبعی، هيچ پولي را به هيچ عنوان نمی گرفت. بعد، غير از آن در رژيمي كه طرفدار آمريكا بود، ما تنها روزنامه ضد آمريكايی بوديم و به نفع ويتنامی ها نوشتيم. ساختمان تحریریه و چاپخانه توفیق در خیابان سپه‌سالار تهران بود و این چاپخانه نخستین چاپخانه رنگی ایران بود و قدمت تاریخی زیادی دارد. چاپخانه رنگین در آن دوره زمانی از تجهیزات خوبی برخوردار بود حتی برای برخی از شماره‌های مجله ماهانه «توفیق فکاهی» برای نخستین بار عینک‌هایی با تلق‌های رنگی برای عکس‌های سه بعدی آن چاپ منتشر می‌کرد. ابتدا چاپخانه متعلق به عده‌ای سهام‌دار بود که از اعضای دیوان عالی کشور بودند. پیش تر مجله توفیق در چاپخانه آفتاب چاپ می‌شد، اما پس از مدتی به چاپخانه رنگین منتقل شد و حدود سال ۱۳۴۰ توانستیم اکثر سهام چاپخانه رنگین را خریداری کنیم. دفتر هیأت تحریریه را نیز به این چاپخانه منتقل کردیم تا از این طرق ارتباط میان آنها و بخش حروف‌چینی راحت‌تر باشد. ‌

به دلیل تمام اتفاقاتی که در آن سال‌ها در چاپخانه رنگین رخ می‌داد، این ساختمان از پیشنیه تاریخی زیادی برخوردار است. آن زمان چاپخانه رنگین، پاتوق سانسورچی‌ معروف آن زمان (محرمعلی خان) شده بود. در تمام آن سال‌ها به خاطر اینکه حاضر نشدیم روزنامه را به دولت و شخص امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت کشور بفروشیم، توانستیم همچنان استقلال نشریه را حفظ کنیم؛ اما در نهایت تمام نشریات «توفیق» (هفته‌نامه، ماهنامه، سالنامه و کتاب و غیره) را با وجود اینکه اکثر آنها سیاسی نبودند، برخلاف قانون مطبوعات و قانون اساسی توقیف کردند. حتی به چاپخانه رنگین همانند اینکه می‌خواهند یک پایگاه چریکی را تصرف کنند، حمله، همه ما و کارگران را از چاپخانه بیرون و آن‌جا را لاک و مهر کردند و ما آن را به چاپخانه‌دار دیگری به قیمت مفت فروختیم. چاپخانه را با این عنوان دروغ که مدیر مسئول آن صلاحیت ندارد، بستند و متاسفانه این ساختمان قدیمی مدتی بعد به یک انباری تبدیل شد و اکنون نیز می‌خواهند آن را تخریب کنند