شما از نظر روانی «منعطف‌تر» از چیزی هستید که فکر می‌کنید

شما از نظر روانی «منعطف‌تر» از چیزی هستید که فکر می‌کنید

ترجمه: سیما زعفرانچی _«خبرجنوب»/ سال‌ها تصور می‌شد که مشکلات روانی عمدتاً ریشه ژنتیکی دارند؛ اما یافته‌های جدید علمی نشان می‌دهد محیط زندگی، تجربه‌های شخصی و حتی نحوه نگاه ما به جهان می‌تواند تأثیر بسیار بیشتری بر سلامت روان داشته باشد.

دانشمندان می‌گویند ژن‌های انسان برخلاف تصور رایج، سرنوشت قطعی ما را تعیین نمی‌کنند. در واقع، تجربه‌های زندگی می‌توانند نحوه عملکرد ژن‌ها را تغییر دهند؛ موضوعی که در علم با عنوان «اپی‌ژنتیک» شناخته می‌شود.

وقتی محیط، سرنوشت را تغییر می‌دهد

تصور کنید دو گیاه کاملاً مشابه از نظر ژنتیکی وجود دارند. یکی کنار پنجره‌ای پرنور و در محیطی مناسب قرار گرفته و هر روز آبیاری می‌شود. دیگری در زیرزمینی تاریک و بدون مراقبت رها شده است.

طبیعی است که گیاه اول شکوفا شود و دومی پژمرده. اما نکته جالب اینجاست: اگر جای آن‌ها عوض شود، وضعیت‌شان نیز تغییر خواهد کرد. ژن‌ها یکسان‌اند، اما نتیجه متفاوت است.

پژوهشگران معتقدند وضعیت سلامت روان انسان نیز تا حد زیادی به همین شکل عمل می‌کند. یعنی شرایطی که فرد در آن رشد می‌کند، میزان حمایت عاطفی، تجربه‌های سخت یا آسیب‌زا و حتی استرس‌های روزمره می‌توانند سلامت روان را شکل دهند.

پایان جدال قدیمی «ژنتیک یا محیط»

برای دهه‌ها این پرسش مطرح بود که آیا شخصیت و وضعیت روانی انسان بیشتر تحت تأثیر ژن‌هاست یا محیط؟ اما علم امروز پاسخ متفاوتی ارائه می‌دهد: هر دو مهم‌اند، اما تجربه‌های زندگی اغلب نقش تعیین‌کننده‌تری دارند.

مطالعات جدید نشان می‌دهد اضطراب، افسردگی و بسیاری از اختلالات روانی صرفاً ارثی نیستند. اگر چنین بود، انسان‌ها ناچار بودند همان رنج‌های روانی نسل‌های قبل را بدون تغییر تجربه کنند.

اپی‌ژنتیک؛ علمی که نگاه ما به ذهن را تغییر داد

اپی‌ژنتیک بررسی می‌کند که چگونه عوامل محیطی می‌توانند ژن‌ها را «روشن» یا «خاموش» کنند. عواملی مانند استرس مزمن، تروما، تغذیه، سبک زندگی یا حتی روابط عاطفی می‌توانند روی نحوه فعالیت ژن‌ها اثر بگذارند.

در یکی از مطالعات بزرگ منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در نشریه Nature Human Behaviour، داده‌های بیش از ۲۱ هزار دوقلوی همسان بررسی شد. نتایج نشان داد تنها بخش کوچکی از تفاوت‌های مربوط به سلامت روان آن‌ها به ژنتیک مربوط بوده و بخش عمده تحت تأثیر تجربه‌های زندگی قرار داشته است.

چرا تجربه‌های کودکی اهمیت دارند؟

متخصصان تأکید می‌کنند بدون درنظر گرفتن گذشته افراد، نمی‌توان مشکلات روانی آن‌ها را به‌درستی درک کرد.

برای مثال، فردی که از اضطراب اجتماعی رنج می‌برد، ممکن است در کودکی با بی‌توجهی یا طردشدگی روبه‌رو بوده باشد. یا فردی که افسردگی شدید را تجربه می‌کند، شاید سابقه سوءاستفاده یا خشونت را پنهان کرده باشد.

تحقیقات نشان می‌دهد تروما و استرس مزمن می‌توانند تغییراتی در بیان ژن‌ها ایجاد کنند؛ تغییراتی که با افسردگی، اضطراب و حتی برخی اختلالات شدید روانی مرتبط هستند.

انسان؛ موجودی که می‌تواند تغییر کند

با وجود همه این یافته‌ها، دانشمندان یک پیام امیدوارکننده نیز دارند: انسان محکوم به گذشته یا ژن‌های خود نیست.

مفهومی به نام «انعطاف‌پذیری عصبی» یا نوروپلاستیسیته نشان می‌دهد مغز می‌تواند در طول زندگی مسیرهای عصبی جدید بسازد و خود را با شرایط تازه تطبیق دهد.

به گفته متخصصان، روان‌درمانی، تغییر سبک زندگی، روابط سالم و محیط حمایتی می‌توانند به بهبود سلامت روان کمک کنند و حتی آثار برخی تجربه‌های منفی گذشته را کاهش دهند.

پژوهشگران در نهایت بر این باورند که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسان، توانایی تغییر و سازگاری است. همان‌طور که یک گیاه پژمرده در شرایط مناسب دوباره جان می‌گیرد، انسان نیز می‌تواند با حمایت، آگاهی و تجربه‌های مثبت، سلامت روان خود را بازسازی کند.

منبع: psychologytoday