شعر جهان/ غیاث المدهون
علیرضا نجمی_«خبرجنوب»/ «غیاث المدهون» متولد ۱۹ ژوئیه ۱۹۷۹ در دمشق، شاعر فلسطینی- سوری- سوئدی است.
غیاث مدهون در دمشق سوریه متولد شد. از دوران رشد وی حال چه در سوریه یا فلسطین مانند برخی موارد که در بخش «شعرجهان» شاهد بودیم اطلاعات چندانی در دسترس نیست. این امر جای خالی تحقیق را نشان می دهد و حوزه هایی که هنوز جای کشف و بررسی دارد ولی... .
از شاعر معرفی شده این هفته مان غیاث المدهون چهار مجموعه شعر منتشر شده است که یکی از آنها «آدرنالین» است که سال ۲۰۱۷ در میلان منتشر شده است. آدرنالین، توسط کاترین کوبام به انگلیسی ترجمه شده و در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۷ توسط اکشن بوک، در ایالات متحده منتشر شده است. آدرنالین در لیست بلند بی تی بی ای ۲۰۱۸، جایزه بهترین کتاب ترجمه شده ایالات متحده و در لیست پرفروش ترین کتاب شعر در فهرست توزیع اسمال پرس به مدت چهارماه در دسامبر ۲۰۱۷، ژانویه ۲۰۱۸، فوریه ۲۰۱۸ و ژانویه ۲۰۱۹ قرار داشت. کتاب آدرنالین در کشورمان چاپ شده است و قبل از این کتاب، ۳ مجموعهشعر دیگر نیز از این شاعر به چاپ رسیده است. اشعار این مجموعه پس از وقوع جنگ سوریه، بحران پناهندگان و ترک سرزمین مادری خلق شدهاند و مفاهیمی چون تبعید، جنگ و بیعدالتی مضمون اصلی اشعارش است.
غیاث المدهون که خود را نیز همواره غریب و در تبعید حس میکند، میگوید: «من در سوئد یک فلسطینی اهل سوریهام، در فلسطین یک سوری پناهنده به سوئد و در سوریه هم که مرا یک شاعر فلسطینی سوئدی می دانند». شاعر مجموعه شعر آدرنالین از تبعیض و تناقض های آزاردهنده ای که هر روز آنها را در هر گوشه جهان میبینیم در شعرهایش سخن می گوید. او اتفاقات زیبا و زشت را در کنار هم قرار می دهد و این گونه از وقایع تکراری، تصویری بدیع و متفاوت را برای خواننده ترسیم می کند.
غیاث المدهون تجربه این احساسات را این چنین شرح می دهد: «وجود من مملو از احساسات و تناقضات است؛ شاعر مانند لرزه سنج است که لرزه های ناشی از احساسات و خاطرات انسان ها را اندازه می گیرد. این روزها، درد در حیاط خلوتِ شعرم شکوفه می دهد ــ جنگ در کشورم صبحانه ام شده و صلح در استکهلم شامِ من است، و من پارادوکسم».
بخشی از متن کتاب آدرنالین: «یک لحظه پیش از حرکت عقربه ثانیه شمار، وقتی بمب هنوز میان آسمان و زمین معلق است، مردگان دست از رقص می کشند، دیوار خانه دست از تکیه دادن به دیوار سیمانیِ خانه همسایه میکشد، فنجانهای قهوه دست از تجمع در گنجه آشپزخانه میکشند... یک لحظه پیش از رسیدن آمبولانس، پَرهایی روی اجسادِ بچه ها جوانه می زند تا بتوانند به دورها پرواز کنند. این همان صفت اکتسابی است که لامارک از آن سخن گفته بود و دانشمندان رد کردند، معجزهای الهی که هیچگاه رخ نخواهد داد...».
سرودههای وی به بیش از ۲۰ زبان دنیا از جمله: سوئدی، آلمانی، یونانی، اسلوونیایی، ایتالیایی، انگلیسی، هلندی، فرانسوی، اسپانیایی، چکی، کرواتی، آلبانیایی، لیتوانیایی، اندونزیایی، مقدونی، بنگالی و چینی ترجمه شده و آثار او اقبال ویژهای میان مخاطبان جهانی پیدا کرده است.
غیاث راسم المدهون شاعری است شوریده و آواره که در جستوجوی رهایی، سرزمینهای پرشماری را زیر پا گذاشته است. شعر برای او مهمترین دغدغه است و او علاوه بر نگارش، از ابزارهای جدید هم بهره میگیرد تا حرفهایش را و شعرهایش را به گوش دیگران برساند. فیلم شعر نیز از قالب های گزیده او برای برون ریزی زخم ها و رنج هاست. او با استفاده و ترکیب امکانات تازه برآن است تا برای مخاطب سردِ اروپایی چکامهها و زخمهای گرم خود را عرضه کند و بکوشد مخاطبان را متوجه دردها و رنجهای خویش نماید و نگاه وی را به این سوی جهان بکشاند.
علاوه بر این وی توانسته است با بهرهگیری از زبانهای مختلف حرفهای خود را به مخاطبان جهانی برساند. از این رو آثارش به زبانهای پرشماری برگردانده شده است. او شاعری چندفرهنگی است و توانسته به عنوان یک شاعر مطرح، انجمنهای ادبی و محافل فرهنگی سوئد را تحت تاثیر قرار دهد. یکی از دغدغههای غیاث مدهون مهاجرت و دربهدری است. او از قایقهای مهاجران سوری و فلسطینی میگوید که غرق میشوند و افراد بی پناه در دریاهای خروشان شناور شده و کمتر کسی از آنها نجات پیدا می کند. او در تلمیحی شاعرانه می گوید: «از قایقهای مهاجران تنها عیسی مسیح نجات یافته است زیرا او روی آب راه می رود».
غیاث مدهون شاعری از نسل جدید شاعران فلسطین است که با قلمی تاثیرگذار و جانکاه رنج کودکان، زنان و مردانی را باز میگوید که از میهن رانده شدهاند و زیر بمبارانها و گلولهها تکه تکه میشوند. او میکوشد از کلیشهها بگریزد، اگر چه گاه میگوید هرچه زمان میگذرد فلسطین از او دورتر می شود اما امیدش را اینگونه بازمیگوید: «همه کشورهای آزاد اشغال نخواهند شد اما همه کشورهای اشغال شده آزاد می شوند». او در شعر دنبالهرو محمود درویش شاعر نامدار فلسطینی است با این تفاوت که شعر او رگه های انفجاری و تصویرهای میخکوب کننده وگاه طنزی گزنده وجود دارد که مخاطبان مشکل پسند را شیفته خود می کند. محمود درویش در سال های واپسین زندگی به شعری گرایش پیدا کرد که آن را شعر «جستار» یا «نویسار» می توان گفت که مرکب از شعر و نثر است.
غیاث المدهون نیز در بسیاری از جاها بدین شیوه رفته است. درنده ای بهنام مدیترانه هم منتخبی از اشعار غیاث المدهون است که ۹ فوریه ۲۰۱۸ در زوریخ و هامبورگ منتشر شد. این کتاب در رتبه نخست لیست بهترینهای سال ۲۰۱۸، برای بهترین کتابهای ترجمه شده به زبان آلمانی قرار گرفت. مدهون در طول دوره از ژوئیه ۲۰۱۹ تا ژوئیه ۲۰۲۰، از بورسیه اهدای جایزه برای اقامت هنرمندان در برلین برخوردار بود. وی همچنین تیل داماسکوس (آلبرت بنینیز فارلاگ، 2014) را به همراه ماری سیلکبرگ شاعر سوئدی تألیف کرد. این کتاب در فهرست منتقدان ادبی داژنس نیچرز برای بهترین کتابهای جدید قرار داشت و همچنین در رادیو ملی سوئد به یک نمایشنامه رادیویی تبدیل شد. با ماری سیلکبرگ نیز فیلم های شعری متعددی ساخته است. اخیراً، او همراه با شاعر هلندی آن وگتر، مجموعه شعر «من اینجا، تو هستم» را منتشر کرده است. او اکنون در استکهلم سوئد زندگی میکند.
هنگامی که زاده شدیم
زندگی، رنگی بود
و تصاویر، سیاه سفید
امروز تصویرها رنگی هستند
و زندگی، سیاه و سفید!
***
جنگ تمام شده است
اما هنوز خمپارهها
در سرم سقوط میکنند!
***
آیا میدانی چرا مردم وقتی گلوله سوراخشان میکند میمیرند؟
چون هفتاد درصد بدن آدم از آب تشکیل شده است؛
درست مثل اینکه یک تانکرِ آب را سوراخ کنی!
***
خیلی غمگینم
شهری که من در آن زندگی میکنم
مانند شهری نیست که در من زندگی میکند
***
درست است که تو مُردهای
اما مرگِ تو هنوز زنده است
و هر روز
با من دیدار میکند!
***
من در تو غرق می شوم
آنچنان که سوری های مهاجر در دریا
لا اله الا ا... می بینی جنگ کار ما را به کجا کشانده؟
حتی در بدترین کابوس هایم هم
نمی دیدم روزی در میانه شعرم بنویسم
من در تو غرق می شوم
آنچنان که سوری ها در دریا

Admin 6 




