حافظان طبیعت نگران قانون
عضو هیات علمی بخش جامعه شناسی دانشگاه شیراز در گفت و گو با «خبرجنوب»:راه نجات محیطبان و طبیعت در بازنگری فوری قوانین است/ باید حق دفاع مشروع برای محیطبانان به رسمیت شناخته شود
مرجان دهقانی- «خبرجنوب »/ امروز مصادف است با «روز ملی محیطبان»، روزی برای تجلیل از دلاوران گمنامی که با جان و دل از میراث طبیعی ایران پاسداری میکنند. این مناسبت که از سال گذشته در تقویم ملی کشورمان جاودانه شده است، فرصتی است برای تأمل بر شرایط پیچیده و گاه خطرخیز این قشر ایثارگر.
محیطبانان، سربازان خط مقدم حفظ محیطزیست هستند؛ اما حفاظت از این گنجینهی ملی، در عمل با دشواریها و کمبودهای عدیدهای همراه است. آنان نه تنها در معرض تهدیدات جانی جدی، از جمله درگیری با شکارچیان غیرمجاز، قرار دارند، بلکه با چالشهای ساختاری مانند کمبود نیروی انسانی، امکانات ناکافی و توجه ناکامل به معیشت و حقوقشان نیز دست به گریبانند.
«مسئولیت سنگین در مقابل پشتیبانی محدود» پرسشهای بنیادینی را دربارهی نحوهی حمایت از محیطبا نان و ارتقای جایگاه حرفهای آنان پیش میکشد. برای واکاوی این موضوع و ارائهی راهکارهایی در جهت بهبود این شرایط، به سراغ دکتراصغر میرفردی ، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی بخش جامعه شناسی دانشگاه شیرازرفتهایم تا از نگاه کارشناسی به این مسائل بپردازیم.
این استاد دانشگاه با اشاره به خطری که به صورت یک سویه محیطبانان را تهدید میکند، به این محدودیت مهم اشاره کرد و گفت: محیطبانان اجازه شلیک ندارند و این موضوع با فلسفهٔ حفاظت از محیطزیست در تناقض است. متاسفانه در این شرایط، خطر یکطرفه است؛ اگر محیط بانی شلیک کند، ممکن است خودش به دادگاه کشیده شود و حتی نمونههایی بوده که به چوبه دار نیز رسیدهاند.
وی بر ضرورت بازنگری در سیاستهای حفاظتی تاکید کرد و افزود: این سیاست موجود نمیتواند ضامن حفظ محیط زیست باشد. هر سیاستی در هر حوزه ای، متناسب با میزان اهمیت و اولویتی که برای آن موضوع قائل هستیم، طراحی میشود. اگر محیط زیست برایمان اولویت دارد که قطعاً باید داشته باشد ، ابتدا باید جان و حیات کسانی که از آن محافظت میکنند، برای ما مهم باشد.
میرفردی در ادامه با اشاره به ضرورت ایجاد انگیزه در محیطبانان افزود: نباید از آنان برای حوزه کاریشان انگیزهزدایی شود. کسی که در معرض تیر شکارچیان غیرمجاز قرار میگیرد، با خشونت و تعدی کسانی روبروست که به محیط زیست آسیب میرسانند؛ این افراد به یک حاشیه امنیتی نیاز دارند. اگر محیطبان بخواهد فقط با دست خالی خود را در معرض مخاطرات قرار دهد، جانش به خطر میافتد.از سوی دیگر، حتی اگر محیط بان بخواهد از خود و محیط زیست دفاع کند، با کوچک ترین شلیک، مستوجب مجازات شده و مورد تعقیب قضایی قرار میگیرد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت حمایت همهجانبه تصریح کرد: یک محیطبان باید احساس امنیت جانی و شغلی داشته باشد تا انگیزه کاری خود را حفظ کند و با آرامش خاطر بتواند به مأموریت خطیر خود ادامه دهد. همچنین محیط بان باید باور کند که قانون و دستگاه قضایی، حامی اصلی او هستند. چرا که او از منبع حیاتی جامعه محافظت میکند.
میر فردی در ادامه با بیان این پرسش اساسی، تضاد موجود در وضعیت کنونی را اینگونه تشریح کرد: ما در عمل دست محیط بان را بستهایم؛ اگر شلیک کند، به اندازه یک شکارچی غیرمجاز مجرم شناخته میشود. اگر هر دو در صورت شلیک به یک اندازه مجرم هستند، پس تفاوت محیطبان و شکارچی غیرمجاز در چیست؟
وی در ادامه با هشدار درباره وارونه شدن منطق امنیت در عرصه حفاظت از محیط زیست افزود: خطر اصلی اینجاست که شکارچیان غیرمجاز، عمدتاً مجهز به اسلحه هستند و حتی ممکن است با شیوههای دیگر، فضای کار را برای محیطبان ناامن و عرصه را بر او تنگ کنند. این منطق، وارونه است. باید این معادله تغییر کند؛ فضای عملیاتی باید برای شکارچی متجاوز ناامن شود، نه برای محیطبان.
اگر شلیک یک محیطبان با شلیک یک شکارچی غیرمجاز، از یک منظر و تحت یک قانون واحد رسیدگی شود، آنگاه تفاوت ماهوی محیطبان و شکارچی غیرمجاز در چیست؟ با تداوم این وضعیت، ما نه تنها حاشیه امنی برای نیروهای فعلی ایجاد نمیکنیم، که هیچ انگیزهای برای جوانانی که ممکن است در آینده به این عرصه قدم بگذارند، باقی نمیگذاریم.
این استاد دانشگاه با تشریح لزوم تمایز قائل شدن بین دفاع مشروع و اقدام مجرمانه، تاکید کرد: ما نمیگوییم هر محیط بانی برای اولین برخورد باید سریع شلیک کند. قطعا باید پروتکلهای ایمنی و امنیتی کاملاً رعایت شود. اما اگر محیط بانی در موضع خطر جانی قرار گرفت و ناچار شد برای دفاع از خود و محیط زیست، به شکارچی غیرمجاز شلیک کند و حتی منجر به جراحت یا مرگ او شود، نباید با او مانند یک قاتل عمد که با قصد و نیت قبلی اقدام کرده، برخورد شود.
میر فردی در تشریح اثر روانی این تغییر افزود: شاید اگر این اختیار به محیطبان داده شود، کمتر کسی از شکارچیان غیرمجاز به خود جرات دهد که با تفنگ و خودروی آفرود به راحتی در محیطزیست تردد و شلیک کند. زیرا میداند که این بارقانون پشت محیطبان ایستاده است. در چنین شرایطی، اگر محیطبان در حین دفاع مشروع آسیب ببیند، این حادثه نباید مانند یک قتل عمد در خیابان مورد برخورد قرار گیرد. معادله حاضر باید تغییر کند؛ در وضعیت کنونی، به نظر میرسد کفه ترازو برای شکارچی غیرمجاز و محیطبان یکسان است و این، یک توازن شوم است.

ادمین ۵ 




