ناگفته هایی از پشت پرده اجرای ارکستر فیلارمونیک ارمنستان
توضیحات معاون هماهنگی امور گردشگری استانداری فارس در خصوص چالشها، جزئیات و پشت پرده ارکستر فیلارمونیک ارمنستان: دیپلماسی فرهنگی بدون نظم، آموزش و مقام میزبانی به سرانجام نمیرسد
زینب دانشور- «خبر جنوب»/ کنسرت ارکستر فیلارمونیک ارمنستان در تخت جمشید، رویدادی فراتر از یک اجرا بود؛ یک آزمون بزرگ برای ایران در میدان دیپلماسی فرهنگی. حضور بیست و سه هیئت دیپلماتیک از کشورهای مختلف آسیایی، اروپایی، آفریقایی و آمریکای جنوبی و نیز هیئت عالی رتبه کشور ارمنستان در سایه ستونهای هزارساله پارسه، تصویری به جهان مخابره کرد که نشان میدهد میراث ایران هنوز میتواند پل ارتباطی تمدنها باشد. استانداری فارس با حمایت مستقیم دکتر حسینعلی امیری، استاندار، و اجرای دکتر مهدی پارسایی، معاون هماهنگی امور گردشگری، گام در مسیری گذاشت که سالها فقط آرزویش وجود داشت. طبیعی بود که در نخستین تجربه، کمبودها و ناهماهنگیهایی به چشم بیاید؛ اما نباید فراموش کرد که این نخستین تجربه در تاریخ معاصر ایران بود. در جهانی که کشورها با کوچکترین داشته فرهنگی برای جذب گردشگر سرمایهگذاری میکنند، اجرای چنین برنامهای خود یک سرمایهگذاری تاریخی است. باید به جای آنکه تنها ضعفها را بزرگ کنیم، قدردان شجاعتی باشیم که این مسیر را گشود. چرا که سود نهایی چنین اقداماتی نه برای مدیران، بلکه برای مردم است؛ مردمی که صنعت گردشگری و جایگاه فرهنگیشان با این رویدادها جان تازه میگیرد. تخت جمشید بار دیگر یادآور شد که ایران تنها با نفت ثروتمند نیست، بلکه مهمترین سرمایهاش تاریخ و فرهنگ است. این تجربه نشان داد که دو رکن اصلی باید توأمان رعایت شود: استانداردهای حرفهای میزبانی و همراهی جامعه محلی. در غیر این صورت، هرچند بهترین ارکسترها و هنرمندان روی صحنه باشند، حاشیهها میتوانند اصل ماجرا را تحتالشعاع قرار دهند. در این گفتوگوی تفصیلی، دکتر مهدی پارسایی، معاون گردشگری استانداری فارس، با صراحت از چالشها، جزئیات پشت پرده، و درسهای این تجربه سخن میگوید.
*«بسیاری معتقدند که اجرای ارکستر در تخت جمشید هرچند درخشان بود، اما کاستیها و حاشیههایی هم داشت. ارزیابی شما چیست؟»
پارسایی: اجازه بدهید اول این را بگویم که ما با یک رویداد کمسابقه روبهرو بودیم و تجربهای هم برای رجوع وجود نداشت. بنابراین طبیعی بود که برخی کمبودها وجود داشته باشد. عملاً ما برای اولین بار باید همه چیز را از صفر طراحی میکردیم. نگرانی اصلی هم حفاظت از سایت جهانی بود. حتی محاسبه کردیم که شدت صدا چند دسیبل است و آیا میتواند خطری برای سنگها ایجاد کند یا نه. جای استیج را ۷۰ متر عقبتر از صفه اصلی گرفتیم، درست جایی که ۵۰ سال پیش خیابان بوده و ماشین رفتوآمد میکرد. این یعنی حتی در جزئیات هم فکر کردیم که آسیبی به میراث نرسد. اما مهمتر از نقصها این است که استانداری فارس نشان داد میتواند چنین ظرفیتی را بالفعل کند. باور کنید اجرای این برنامه در شرایطی که تنها دو هفته قبل همه کشور منتظر آغاز جنگ بود، کار آسانی نبود. اما ما تصمیم گرفتیم به جای توقف، حرکت کنیم و این جسارت بود که تصویر ایران را به جهان مخابره کرد.
*«در جریان برگزاری، مشکلاتی هم به وجود آمد؟»
پارسایی: بله، بخشی از مشکلات به فشار جامعه محلی برمیگشت. درک آنها هم قابل احترام است، اما واقعیت این است که نسبت جامعه محلی با یک سایت جهانی هنوز بهدرستی تعریف نشده است. تخت جمشید میراث ملی و جهانی است، نه یک ملک محلی. نتیجهاش این شد که مدیران محلی با کپی کردن بلیتها و افزودن تعدادی صندلی بدون هماهنگی در برنامه مداخله پیشبینی نشده داشتند که به حواشی دیگری منجر شد.
در کنسرتهای قبلی هم چنین فشاری وجود داشت؛ با این حال ما تلاش کردیم کار را جمع کنیم و اجازه ندهیم اصل ماجرا لطمه ببیند. باید با مردم گفتوگو کرد، آموزش داد، و تفهیم کرد که این امانتی در دست ماست.
*«ماجرای صندلیهای مهمانان خارجی و ورود افراد بدون دعوت هم حاشیهساز شد»
*پارسایی: بله، ما برای مهمانان خارجی ۹۰ صندلی مخملی آماده کرده بودیم. اما گفته شد که در دنیا رسم نیست برای بخشی از مهمانان صندلی متفاوت گذاشته شود. چون اگر تعدادشان بیشتر شود و عدهای بدون جایگاه بمانند حاشیه ایجاد خواهد شد. بنابراین آن صندلیها کنار گذاشته شد.
اما مشکل اصلی ورود بیبرنامه بود. نیم ساعت قبل از اجرا، تیمی آمد و خود را تشریفات وزارت میراث معرفی کرد و بدون هماهنگی شروع به تغییراتی کرد. تشریفات وزارت علوم نیز به آنها اضافه شد در نهایت تداخلاتی با برنامه تشریفات استانداری و مدیریت میدانی پیش آمد که منجر به ناهماهنگیهایی در اختصاص صندلیهای به مهمانان شد.
حتی برخی مقامات محلی بدون دعوت آمدند و صندلی میخواستند. در نهایت، عدهای از مدیران استانی حاضر شدند ایستاده بمانند تا سفرا بیاحترامی حس نکنند. این همان جایی است که باید منافع ملی را بالاتر از منفعت شخصی دید.
*«پذیرایی و تشریفات چگونه مدیریت شد؟»
پارسایی: در کنسرتهای اروپایی پذیرایی در حین اجرا اصلاً مرسوم نیست. سکوت باید رعایت شود. بنابراین هیچ میز پذیرایی نگذاشتیم. اما برای سفرا در تخت جمشید فالوده، بستنی و شربت در نظر گرفتیم.
*«ارکستر هم مشکلات خاصی داشت، مخصوصاً در بخش سازها».
پارسایی: بله، این هم از جزئیات پشت پرده است. سازهای بزرگ مثل کنترباس همراه ارکستر نیامده بود و تنها نمونه در ایران نزد ارکستر ملی بود که همان روز اجرا داشت. در نهایت خانمی را در شیراز پیدا کردیم که ساز را داشت و با طی ماجراهایی ساز را تحویل گرفتیم. ببینید ما تا چه جزئیاتی درگیر بودیم. اینها چیزهایی است که مردم نمیبینند.
*«شما بارها از «مقام میزبانی» سخن گفتهاید. منظورتان چیست؟»
پارسایی: ما ایرانیان به لحاظ تاریخی ملت میزبان بودهایم. شاه عباس با ساخت ۹۹۹ کاروانسرا نشان داد که مقام میزبانی یعنی چه. در تخت جمشید هم همین پیام در دیوارنگارهها حک شده است: «با لباس و آیین خود بیا، هدیهات را بیاور، فرهنگت را محترم میدارم.» امروز هم اگر بخواهیم میزبان جهان باشیم، باید این جایگاه را بازتعریف کنیم. یعنی منافع ملی را بر منفعت شخصی ترجیح بدهیم. به همین خاطر بود که وقتی صندلی کم آمد، مدیران بلند شدند و ایستاده برنامه را تماشا کردند تا سفرا و مهمانان خارجی در جایگاه بنشینند. این یعنی مقام میزبانی.
*«با وجود همه فشارها و سختیها، نتیجه نهایی چه بود؟»
پارسایی: من از همان شب اول فیدبک گرفتم. سفرا و دیپلماتها همه گفتند برنامه بینظیر بود و هیچ اعتراضی نداشتند. حتی وقتی ما بابت ناهماهنگیها عذرخواهی کردیم، آنها پاسخ دادند که بههیچوجه مشکلی ندیدند. چرا؟ چون اصل ماجرا برایشان مهم بود؛ اینکه ایران چنین فرصتی را فراهم کرده است. روز بعد تور شیرازگردی گذاشتیم باغ ارم، علیبنحمزه، حافظیه و کلیسای ارامنه. و در پایان به همه یک جاجیم هدیه دادیم. این جزئیات نشان میدهد که ما تلاش کردیم وجهه میزبانی را حفظ کنیم. با همه سختیها آنچه باقی ماند، تصویر درخشانی از ایران بود. به همین دلیل معتقدم باید به جای گلایه، ممنون باشیم که چنین تجربهای آغاز شد.
*«برای تکرار رویدادهایی از این دست در آینده چه باید کرد؟»
پارسایی: باید دبیرخانهای دائمی برای رویدادهای ملی و بینالمللی داشته باشیم، تیم تشریفات حرفهای آموزشدیده تشکیل شود، و استقلال سایت جهانی مرودشت تثبیت شود. اینها ضرورتهایی است که اگر رعایت کنیم، نه تنها میتوانیم بارها چنین برنامههایی برگزار کنیم، بلکه تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی ما به صحنه دیپلماسی فرهنگی جهان بدل خواهند شد. اما بالاتر از همه اینها، باید «مقام میزبانی» را بازتعریف کنیم. تخت جمشید به ما میگوید: میزبان باش، مهمان را گرامی بدار، حتی اگر خودت ایستاده بمانی. این فلسفه است که ایران را آماده میکند تا در دیپلماسی فرهنگی بدرخشد.
اجرای ارکستر فیلارمونیک ارمنستان در تخت جمشید، فارغ از تمام کاستیها، یک نقطه عطف تاریخی بود؛ نقطهای که نشان داد فارس و ایران میتوانند با تکیه بر میراث فرهنگی خود، در میدان دیپلماسی فرهنگی بدرخشند. اگرچه فشار جامعه محلی، کمبود امکانات، و نبود تجربههای پیشین حاشیههایی آفرید، اما نتیجه نهایی تصویری بود که جهان از ایران دید: کشوری میزبان، فرهنگی ریشهدار و آماده گفتوگو با ملتها.
باید اذعان داشت که بار اصلی این مسیر بر دوش دکتر مهدی پارسایی بود؛ مدیری که یکتنه سختیها را به جان خرید تا برنامه به زمین نماند. شاید به جای تمرکز بر نواقص، بهتر باشد این تلاش را بهعنوان آغاز راهی تازه ببینیم؛ راهی که اگر ادامه یابد و با تجربهاندوزی همراه شود، تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی ما به صحنهای دائمی برای دیپلماسی فرهنگی بدل خواهند شد.
به قول دکتر پارسایی، ما ایرانیان ملتی میزبانیم؛ میزبانانی که اگر مقام میزبانی خود را بهدرستی بازتعریف کنیم، جهان بار دیگر در خانه ما گرد خواهد آمد. این رویداد نشان داد که میتوان به آینده امیدوار بود، اگر هم تجربهها را ثبت کنیم و هم قدردان جسارت کسانی باشیم که چراغ نخستین را روشن کردند.
گفتنی است در این رویداد بزرگ هیئتهای دیپلماتیک از 23 کشور شامل سفیران کشورهای ارمنستان برزیل، سیرالئون، مکزیک، کنیا، ترکمنستان، ازبکستان، سوئد، فیلیپین، صربستان، دانمارک، لهستان، رئیس بخش فرهنگی سفارت هند، رئیس نمایندگی UN، کاردار سفارت سریلانکا، رایزن سفارت نیجریه، رئیس نمایندگی UNDP، کنسول اسپانیا، معاون و کنسول سفارت کره جنوبی، دیپلمات سفارت ایتالیا، معاون سفیر نروژ، دبیر اول سیاسی سفارت آلمان ونمایندگان سفارت اروگوئه در ایران حضور داشتند.

Admin 6 




