دگردیسی از زاویه فوتبال!
از کهکشانی ها تا عصر سیستم ها
علی جمشیدپور-«خبرجنوب»/ در فوتبال امروز، دیگر نام بازیکنان بزرگ به تنهایی تعیین کننده سرنوشت تیم ها نیست. اگر در دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ ستارگانی همچون زین الدین زیدان، رونالدو نازاریو، رونالدینیو یا دیوید بکهام قادر بودند نتیجه یک فصل را تغییر دهند، امروز ساختار تیمی، آنالیز داده و تاکتیک های سیستم محور، جای تصمیمات فردی را گرفته اند. این تغییر مسیر، نه تنها سبک بازی بلکه مفهوم «قدرت فوتبالی» را نیز دستخوش تحول قرارداده است.
فوتبال۳۰ سال پیش؛ عصرِ ستارگان بی رقیب
در دهه ۱۹۹۰، فوتبال جهان بیش از هر زمان دیگر وابسته به نبوغ بازیکنان بزرگ بود. تیم ها برای قهرمانی به دنبال جذب چهره هایی بودند که می توانستند به تنهایی تفاوت ایجاد کنند. باشگاه هایی مانند رئال مادرید با پروژه «کهکشانی ها» (Galácticos) در اوایل دهه ۲۰۰۰ نماد این رویکرد شدند. حضور بازیکنانی مانند زیدان، فیگو، رونالدو برزیلی، بکهام، روبرتو کارلوس، رائول و کاسیاس در یک ترکیب واحد، باعث شد رئال مادرید نه تنها در اسپانیا بلکه در کل دنیا به نماد فوتبال نمایشی و فرد محور تبدیل شود. فوتبالی که گذشته از جذابیت بالایی که داشت، نتایج درخشانی از هنر بازیکنان کسب می کرد.در فصل ۲۰۰۲–۲۰۰۳، میانگین مالکیت توپ رئال مادرید فقط ۵۴ درصد بود اما با میانگین ۲-۳ گل در هر بازی قهرمان اسپانیا شد. تفاوت در همین جاست؛ تیم کمتر صاحب توپ بود اما ستارگانش با جرقه ای بازی را تمام می کردند.امروز اما حتی تیم های متوسط اروپا، مانند برایتون یا لورکوزن، با ساختارهای آنالیز محور و الگوریتمی تمرین می کنند. در فصل ۲۰۲۳–۲۰۲۴، لورکوزنِ ژابی آلونسو با استفاده از «پرس موقعیتی» توانست بدون شکست قهرمان بوندس لیگا شود؛ در حالی که هیچ یک از بازیکنانش در فهرست ده بازیکن گران قیمت دنیا قرار نداشتند.
از ستاره سازی تا سیستم سازی
فوتبال مدرن شاهد تغییر الگو و نگرش از «بازیکن محوری» به «سیستم محوری» بوده است. در گذشته مربیانی مانند دل بوسکه یا فرگوسن بر اساس شخصیت بازیکنان تاکتیک می چیدند. امروز مربیانی همچون پپ گواردیولا، یورگن کلوپ و آرتتا تیم را به ساختارهای داده محور متکی کرده اند.
طبق پژوهش مؤسسه CIES Football Observatory در سال ۲۰۲4، سهم گل های ایجاد شده از ترکیب تیمی و پاس های زنجیره ای در لیگ های اروپایی نسبت به گل های ناشی از حرکات فردی، از 42 درصد در سال 1995 به 78 درصد افزایش یافته است. این آمار نشان می دهد فوتبال دیگر در دستان قهرمانان فردی نیست بلکه در ذهن سیستم های گروهی شکل می گیرد. برای اثبات این تحول کافیست نگاهی به عملکرد رئال مادرید امروزی بیندازیم. تیم فعلی ژابی آلونسو با وجود حضور ستاره های مطرحی همچون ام باپه، وینیسیوس و بلینگهام، بهجای وابستگی به فرد، از ساختاری منظم و تاکتیکی بهره میبرد. در فصل ۲۰۲۴–۲۰۲۵ لالیگا، بلینگهام تنها ۲۲ درصد از گلهای تیم را بهطور مستقیم ثبت کرده ولی در ۶۸ درصد از موقعیتهای گلساز نقش داشته است؛ که نشانهای از ترکیب نقش ستاره و سیستم است.
شیفت+دیلیت «بازیکن محوری»؛ راهکار افت فوتبال
البته سلطه بازیکنان بر تیم با توجه به ارقام نجومی که به آنان تعلق می گیرد، معضلی جدی برای سرمربیان تیم های مختلف شده است.به طور مثال در شرایط فعلی در حول و حواشی تیم ملی فوتبال ایران، می بینیم که تأثیر چند بازیکن حتی بر انتخاب سرمربی تیم، کیفیت فوتبال یکی از قدرت های قاره کهن را دچار افت کرده است. همینطور نیز شائبه های مشکلات ستاره های رئال مادرید با سرمربی این تیم نشان از اتفاقات ناخوشایندی در فوتبال می دهد که آینده این رشته پرمخاطب را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
البته این دگردیسی شاید در ابتدا به مزاج مخاطبین فوتبال خوش نیاید اما شکل گیری ساختارهای منظم در هر مسیری موجب رشد و تعالی آن می شود، لذا در حالی که قطار پیشرفت فوتبال در تمامی نقاط جهان با سرعت تمام در حرکت است بد نیست فوتبال ایران نیز تابوشکنی کرده و از «بازیکن محوری» به «سیستم محوری» شیفت کند تا نتیجه اش در دراز مدت، خسارت های ناشی از عدم توجه جدی به رشته پرطرفدار فوتبال را از بین ببرد.







