اهمیت فیلم‌هایی با هویت فرهنگی، ادبی ایران در جهان امروز

گفت . گوی خبرجنوب با مسئول انجمن سینمای جوانان فارس

اهمیت فیلم‌هایی با هویت فرهنگی، ادبی ایران در جهان امروز

هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ حبیب ضیایی متولد لامرد است. با هنر از دل تعزیه‌‌خوانی‌های خانوادگی آشنا شد و این علاقه او را تا رشته‌‌ی فیلم‌سازی دانشگاه وست مینستر لندن کشاند. با ضیایی که الان ریاست انجمن سینمای جوانان استان فارس را به عهده دارد در یک ظهر زمستانی از چالش‌های انجمن تا جایگاه امروزی سینمای ایران در جهان در دفتر روزنامه خبر جنوب گفتگو کردیم. حاصل این صحبت‌ها را با هم می‌خوانیم.

از لامرد تا لندن

من در خانواده ای هنری متولد شدم. خانواد‌ه‌ای که خیلی تعزیه را دوست داشتند، پدربزرگم، پدرم و دوتا برادرهام تغزیه‌خوان هستند و پدربزرگم از پیش‌کسوت‌های نامدار تعزیه‌ی منطقه ماست. از این جهت، همیشه با هنر به شکل آیینی ارتباطی تنگاتنگ داشتم. دلیل این‌که تعزیه‌خوان نشدم این است که صدای خوبی نداشتم ولی به خاطر علاقه‌ام به این حوزه، پژوهش‌های زیادی انجام داده‌ام و حتی پایان‌نامه‌ی دانشگاهم، ترجمه‌ی کتابی به اسم تعزیه و تلویزیون است. همیشه هنر همراه من بوده است و این همراهی باعث شد یواش‌یواش جذب تئاتر شوم. تحصیلات کارشناسی‌ام در شیراز در رشته‌ی ادبیات انگلیسی بود. در این رشته، لازم است اثرهای اقتباسی را بخوانی، فیلم‌ها و نمایش‌های اقتباسی را ببینی. در ادبیات انگلیسی، ما به شدت در بحث نمایش‌نامه کار ساخته شده داریم که باید ببینیم. من هم که در حوزه‌ی تئاتر کار کرده بودم و مستندسازی تعزیه انجام داده بودم، شروع به کار تئاتر کردم و دیدم دانشم در این حوزه نسبت به سایر دوستانم خیلی کم است، بنابراین تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل انگلستان بروم. سال 1398 برای مقطع ارشد وارد دانشگاه وست مینستر لندن در رشته‌ی فیلم و تلویزیون و تصاویر متحرک شدم. به محض برگشتن، شروع به کارهنری کردم.

 تا قبل آن، مستند تعزیه و در حوزه‌ی تئاتر طراحی صحنه و طراحی پوستر کار کرده بودم. اما کار کارگردانی و تولید نداشتم. اولین کارم «پاژیناتور» بود که قبلا در ایران با نامی دیگر کار شده بود. چون ما اجازه‌ی استفاده از متن را نداشتیم من از دوستانم در دانشگاه بیرمنگام متن انگلیسی را گرفتم و خودم ترجمه کردم. من تهیه‌کننده و مشاور، طراح صحنه و مترجم متن بودم. کار در لامرد خیلی موفق بود. بعد از آن چند فیلم کوتاه به صورت تجربی کار کردم و در شیراز هم با گروه‌های تئاتری مختلفی ارتباط گرفتم. همه‌ی این سال‌ها در حال کار کردن بوده‌ام. مثلا پروژه‌ی یک مستند تعزیه را دو سال است با دانشگاه کِلِرمون فرانسه برداشته‌ام، این دانشگاه در حال درست کردن اطلس تصویری بین‌المللی تعزیه است و دوره‌هایی را از تدوین مستند تعزیه تا تصویربرداری مستند تعزیه و ارائه مستند تعزیه به صورت آنلاین با اساتیدش برای تعدادی از دست‌اندرکاران ایرانی تعزیه برگزار کرد تا یاد بگیرند از تعزیه‌هایشان مستند دوازده دقیقه‌ای درست کنند با این هدف که تنوع تعزیه را در ایران نشان دهند. البته هنوز این آثار نهایی و ارسال نشده‌اند. همزمان با این اتفاق‌ها آقای رنجبر مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان به من ریاست انجمن سینمای جوانان را پیشنهاد دادند که، از فروردین امسال مشغول شدم. 

جشنواره‌ها و بازگشت به هویت اصیل ایرانی

طی این سال‌ها به عنوان دست‌اندرکار یا مشاور در جشنواره‌های بین‌المللی متعددی حضور داشته‌ام و آثارم را نیز شرکت داده‌ام. جشنواره‌هایی که درجه یک دنیا نبوده‌اند ولی اعتبار داشته‌اند. مثلا فیلمی به نام «آن سوی سکوت» را در لامرد ساختم که در پانزده جشنواره‌ی بین‌المللی نسبتا معتبر حضور یافت. فیلم‌هایی با ساختار کم‌هزینه به‌دلیل درجه‌بندی‌های هنری که وجود دارد مورد تایید بعضی جشنواره‌ها نیست. مثلا بعضی جشنواره‌ها می‌گویند باید فیلم4K  بسازی و ما با استانداردهایی که فیلمبرداری کرده‌ایم و تجهیزاتی که بابت کم هزینه بودن فیلم داشته‌ایم، نمی‌توانیم حضور پیدا کنیم.

در حوزه‌ی مستند هم با جشنواره‌های خوبی همکاری داشته‌ام. منبع جشنواره‌های مستند در هلند است و معروفترینش ایدفاست که در آمستردام اتفاق می‌افتد. یکی از دلایلی که فیلم‌های من به جشنواره‌های بین‌المللی تاپ راه پیدا نکرده ژانر فیلم‌هایم است. من علاقه‌ای به فیلم‌های اجتماعی ندارم و البته که اخیرا فیلم‌های اجتماعی ایران دیگر مورد پسند دنیا نیست. پخش‌کننده‌های معتبر بین‌المللی هم می‌گویند ما از فیلم‌های اجتماعی ایران خسته شده‌ایم و از ادبیات و تاریخ و فرهنگ و داستان‌های کهن و اسطوره‌های ایران فیلم بسازید. یک زمانی برای دنیا جذاب بود که استاد کیارستمی فیلمی از روستایی با بچه‌ای دغدغه‌مند می‌ساخت ولی این موضوعات انقدر دیده شد که جذابیتش را از دست داد.

بحث دیگر، بحث امنیتی‌سازی ایران در فیلم‌هاست. من علاقه‌ای ندارم فیلمی بسازم که ایران را امنیتی‌سازی کند. متأسفانه آن‌هایی که در جامعه‌ی غرب اثرگذارند، اینستاگرام و تیک‌تاک ما را نمی‌بینند که ایران در چه فضایی سیر می‌کند و جامعه چه شکلی است. آن‌ها فیلم‌هایمان را می‌بینند و مورد قضاوت واقع می‌شویم. من دوست دارم سبک فیلمسازی‌ام همیشه درباره‌‌ی هویت فرهنگی و ادبیات ایران باشد و سعی کرده‌ام به دوستانی هم که به انجمن می‌آیند این را توصیه کنم. چون الان این فیلم‌ها در سطح جهان دیده می‌شوند. مثل دانشگاه کلرمون که اطلس بین‌المللی تصویری تعزیه درست می‌کند چون تعزیه اصیل‌ترین هنر ایرانی است.

 اگر کتاب «تعزیه در ایران» از استاد صادق همایونی و کتاب‌های استاد جابر عناصری را بخوانید، متوجه می‌شوید ما در ایران چیزی به نام درام و نمایش نداشتیم و تعزیه به شکلی شروع نمایش در ایران است. دوم این‌که موسیقی ایرانی مدیون تعزیه است و اگر آوازهایی که درون تعزیه در دستگاه‌ها خوانده می‌شد نبود شاید آواز ایرانی از بین می‌رفت. دانشگاه کرلمون فرانسه متوجه این شده و برایش هزینه می‌کند، من هم سمت و سویم این است و با این‌که دوستان را در ژانر محدود نمی‌کنم آثاری را می‌پسندم که بیشتر در سمت هویت فرهنگی ادبی ایران هستند. خوشبختانه نسل جدید هم این مسئله را پذیرفته‌اند. کافه کتاب‌هایی که این سال‌ها در شهر رشد کرده‌اند ناخودآگاه روی کتابخوانی و آگاهی آن‌ها اثرداشته‌اند. سینما برخلاف تئاتر، علاوه بر این‌که خوراک فرهنگی ایران است، خوراک فرهنگی بین‌المللی هم هست و ما همیشه نگاه می‌کنیم دنیا چه می‌پسندد تا آن فرم را کار کنیم. بچه‌های فیلم‌ساز هم قبول می‌کنند به‌خصوص در حوزه‌ی فیلم کوتاه. در حوزه‌ی فیلم بلند آثار اجتماعی زیادی ساخته شده و سینمای ایران به واسطه‌ی آن‌ها دیده شده است. ما اکنون از این مقطع گذشته‌ایم و حالا کارشناس‌های هنرهای خارجی، فیلم‌های گزارش‌محوری را که مثل رپرتاژ است نمی‌خواهند. بچه‌های جدید انجمن هم این توصیه را قبول می‌کنند. باید دقت کنیم که لزوما قرار نیست مثلا از شاهنامه فیلم بسازند. پدرخوانده‌ی کاپولا نیز تأثیرپذیر از شاهنامه است ولی آن را در لایه‌های پنهان ارائه می‌دهد.

انجمن سینمای جوانان؛ چالش‌ها و رویکردها

رویکرد انجمن سینمای جوانان ایران به شکل ساخت یک فیلم عمل میکند و شامل مراحل پیش‌تولید، تولید و پس‌تولید است. در پیش‌تولید بحث آموزش را داریم و این‌که اگر بودجه‌ای باشد، به فیلم‌ها اختصاص دهیم. در مرحله‌ی تولید، انجمن حمایت و هدایت می‌کند و تجهیزات در اختیار قرار می‌دهد. در پس‌تولید هم بحث تدوین و ارسال به جشنواره‌ها مطرح است. طی این سال‌ها افت و خیزهای زیادی در انجمن داشته‌ایم. انجمنی که اعتبارش به دلیل عقبه‌ی تأسیس آن زیاد است و این‌که بزرگترین مدرسه‌ی فیلم‌سازی دنیا از حیث شعبه محسوب می‌شود. ما شصت شعبه در ایران داریم و شما هیچ مدرسه‌ای را در دنیا نمی‌بینید که این‌طور باشد. خروجی‌های انجمن در همه‌ی این سال‌ها آدم‌های مهمی بوده‌اند. مثل اصغر فرهادی، شهرام مکری، محمد کارت، هومن به‌منش، کریم لک‌زاده، احسان شادمانی، محمدرضا حق‌نگه‌دار و... الان بودجه برای ساخت فیلم خیلی کمتر شده چون هزینه‌های تولید بالاتر رفته است.

 از زمان تصدی من، چالش‌ در همه‌ی این موارد بوده است. اول این‌که ما ساختمان درستی برای آموزش نداشتیم و پنج، شش ماه درگیر بازسازی ساختمان بودیم که با کمک اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد، خود انجمن و دوستان خَیر به تعمیرات مناسب رسیدیم. چالش دوم، نبود تجهیزات حرفه‌ای است. تجهیزات ما به‌روزرسانی نشده است. هفت هشت سال قبل هم تجهیزاتی خریداری شد که الان همه از رده خارج است و باید تجهیزات حرفه‌ای‌تری بخریم. چالش سوم بحث حمایت مالی انجمن از هنرجویانش است. در دوره‌های انجمن، بچه‌ها باید حتما فیلم بسازند و اگر بودجه برای حمایت داشته باشیم شرایط خیلی فرق می‌کند. این‌ معضلات، تأثیرپذیر از شرایط کشور و تحریم‌ها نیز هست. در طول سال نشست‌های مختلفی توسط انجمن برگزار می‌شود و فیلم‌های خوب را به‌شکل بسته‌ی فیلم در قالب پاتوق فیلم کوتاه نمایش می‌دهیم. پاتوق‌های فیلم کوتاه دو هدف دارد. اول این‌که مردم را با انجمن آشنا کند، بحث تخصصی‌اش هم این است منتقدهایی دعوت کنیم تا جلسات برای هنرجوهایی که می‌آیند سودمند باشد. تنوع نشست‌های انجمن زیاد است، از فیلم‌نامه‌نویسی تا فیلم‌نامه‌خوانی، نقد فیلم، پاتوق فیلم کوتاه، هفته فیلم و عکس و... این نشست‌ها را می‌توانیم در خود انجمن، سینماها و گالری‌ها و دانشگاه بگذاریم.

 متأسفانه از اول امسال، شرایط بغرنجی که برای جامعه پیش آمد دائم این برنامه‌ها را به تعویق انداخت. وگرنه من استاد پرویز جاهد را از اسکاتلند برای کارگاه آموزشی فیلم‌نامه‌نویسی آوردم و برنامه این بود تا بزرگان سینمای ایران و جهان به انجمن بیایند. جمیع این اتفاقات باعث شد ما خیلی در پیش‌برد برنامه‌هایمان موفق نشویم. وگرنه من حتی نیرویی برای مدیریت فضای مجازی و تبلیغات گسترده گذاشته‌ام، چون معتقدم هنر تعطیل‌شدنی نیست. نه فقط شیراز، دوست دارم در شهرهای اطراف هم این نشست‌ها برگزار شود. خوشبختانه موفق شدیم در لامرد پاتوق فیلم را شروع کنیم که خیلی استقبال شد. یکی از مهم‌ترین برنامه‌های انجمن، هفته‌ی فیلم و عکس  است که به شیوه یک فستیوال هنری برگزار می شود. در این برنامه، بچه‌هایی که فیلم کوتاه ساخته‌اند، عکاسی کرده‌اند و... آثارشان را می‌فرستند و ما طی چند روز آن‌ها را نمایش می‌دهیم و در سینما و گالری‌ها با برگزاری نشست‌های خوب، ازشان تقدیر می‌کنیم. می‌خواستیم هفته‌ی فیلم و عکس را در بهمن ماه، اجرا کنیم که میسر نشد.

 فیلم‌سازان استان فارس، هنرمندان بزرگی هستند. ما امسال در جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران از استان فارس ده فیلم داشتیم. از مستند تا تجربی و داستانی و از بچه‌هایی که همه به نوعی با انجمن مرتبط بوده‌اند و این خیلی اتفاق مثبتی است. قبلا در انجمن دوره‌ی آموزش مستند نبود و در دوره‌ی جامع فیلم‌سازی کارگاه مستند و در دوره‌ی تعاملی فیلم‌سازی کارگاه مستند داشتیم. ولی الان، دوره‌ی جامع مستند و دوره‌ی تعاملی مستند داریم. دوره‌ها در راستای این است که اثر تولید بشود و با کسب تجربه هنرمندان وارد بازار مستند جهانی بشوند چون به‌طور کلی امروز حمایت‌های مالی بین‌المللی در حوزه‌ی مستند کوتاه بیشتر از فیلم کوتاه وجود دارد و صندوق‌هایی که به مستندساز بودجه می‌دهند زیادند.

جشنواره‌ی فجر تبدیل به جشنواره بین المللی فیلم شیراز شود

جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجر امسال، حرکتی عظیم بود. هنرمندان بین‌المللی زیادی آمدند و یکی از دستاوردهایش این است که خیلی‌ها با آن‌ها لینک شده‌اند و می‌خواهند فیلم مشترک بسازند. در جشنواره‌، مهمانان خارجی زیادی داشتیم که شیراز و فرهنگش را دیدند. این‌ها اگر بیایند فرهنگ ما از انزوا و تحریم خارج می‌شود و شاید لوکیشن بعدی فیلم‌شان بازار وکیل شود. خوشبختانه در دنیا یک‌سری جشنواره‌های مستقل وجود دارند که دیگر ژانرهای اجتماعی و امنیتی را نمی‌پسندند و حتی نمی‌پذیرند. ما هم باید تلاش کنیم تا از این انزوای فرهنگی خارج شویم. مثلا رویدادی مثل کنسرت ارمنستان کمک کرد تا فضای فرهنگی در شیراز بازتر شود و خودش زمینه‌ساز حضور فیلم‌ساز بزرگی مثل جیلان در جشنواره شد که اتفاقا در پاسخ به انتقاد دوستانش برای حضور در جشنواره، جوابیه‌‌ی قشنگی داد که «سینما تحریم‌پذیر نیست.» من هم اعتقادی به تحریم فرهنگ و هنر ندارم و خودتحریمی را کار درستی نمی‌دانم.

 شیراز شهری است که ایران را از حالت امنیتی‌سازی خارج می‌کند. شهر شعر و شاعری است و دنیا شیراز را خیلی دوست دارد و تحریم‌پذیر نیست. انجمن هم در جشنواره‌ی امسال کار بزرگی کرد. ما در بخش غیررقابتی فیلم‌های کوتاه بچه‌ها را در بخش فجرپلاس راه انداختیم و استقبال به‌قدری زیاد بود که بعضی شب‌ها سانس اضافه کردیم. این کار را شخصا پیگیری کردم و با لطف دکتر حسینی و دکتر رنجبر به سرانجام رسید. کارگردان‌های جهانی زیادی به این بخش توجه کردند. من برای این جشنواره چشم‌انداز روشنی می‌بینم. ضمن این‌که اعتقاد دارم جشنوراه فیلم فجر باید تبدیل به جشنواره بین المللی فیلم شیراز شود. چون این جشنواره طی سال‌های قبل، گاهی مستقل بوده، گاهی جنبی جشنواره و گاهی مختص غیررقابتی. حالا این‌جا تبدیل به جشنواره‌ای رقابتی شد که به نظر من اسمش هم باید عوض شود. این فجر بودن، دافعه ایجاد می‌کند و در صورت تغییر نام، هم استقبال بیشتری از جشنواره می‌شود هم به مستقل بودنش کمک می‌کند و حتما در نهایت نتیجه‌ی این جشنواره بر فیلمسازی شیراز تأثیرگذار خواهد بود. البته که در نهایت تصمیم با خود دکتر روح‌الله حسینی دبیر جشنواره است که فردی آگاه است.

خبر خوب برای فیلم‌سازان فارس

جشنواره‌ی منا مخفف Middle East and North Africa مربوط به حوزه‌ی خاورمیانه و شمال آفریقاست. این جشنواره‌ی مستقل هنری در لاهه‌ی هلند و در حوزه‌های فیلم کوتاه و بلند و مستند فعالیت می‌کند. ده دوره‌ی آن برگزار شده که یک دوره‌اش آنلاین بوده است. منا جشنواره‌ای بسیار معتبر است و به صورت کاملا مستقل اداره و برگزار می‌شود. دبیر و خالق جشنواره محمد الامین از عراق و داورهایش بین المللی از مراکش تا عراق و ایران هستند. منا چند مشاور هنری از کشورهای مختلف دارد که من هم از این دوره به عنوان مشاور هنری به آن پیوسته‌ام. خبر خوبی که برای سینماگران استان دارم این است که به شرط گذر از این شرایط حساس کشور، با جشنواره‌ی منا قول و قرارهایی گذاشته‌ام تا پنج فیلم‌ساز استان فارسی را که در جشنواره فیلم دارند به هلند ببرم تا در این دوره‌ با هزینه‌ی جشنواره حضور داشته باشند. هرچند الان شرایط طوری شده که معلوم نیست این وعده محقق شود. اما با وجود سفارت هلند، به عنوان کشوری که سیصد و خرده‌ای صندوق حمایت هنری دارد و همیشه با هنرمندان مهربان بوده است به تحقق این امر امیدوارم.

وقتی سینما منزوی می‌شود

به دلیل بزرگان سینمای ایران مثل عباس کیارستمی، اصغر فرهادی، بهرام بیضایی، امیر نادری، جعفر پناهی، محمد رسول‌اف و... سینمای ما به شدت در سطح جهان دیده می‌شود. هرچند همیشه بحث امنیتی‌سازی مطرح است. جشنواره ها از ایران چهره‌ای را نشان می‌دهند که این‌جا را کشوری بسیار امنیتی و خطرناک معرفی می‌کند و فیلم‌هایی که به امنیتی‌سازی کمک می‌کند بیشتر دیده می‌شود. بعضی جشنواره‌ها ژانرهایی را می‌پسندد که سیاست‌هایی پشتش است تا ایران را فارغ از حکومت، تحت فشار امنیتی بگذارد. کار جدیدی که در انجمن می‌کنم این است وقتی فیلم‌نامه‌ای می‌آید با پخش‌کننده‌های خوب مشورت می‌کنم و به من راهنمایی می‌دهند تا این آثار بهتر دیده شوند. ما دوتا اسکار و دوتا جایزه اصلی در کن داریم و اسکار انیمیشن کوتاه داریم که این‌ها داشته‌های کمی نیستند. در حال حاضر در دانشگاه‌های غربی  توجهی به سینمای ایران نمیشود هرچند از اهمیت سینمای ایران آکاه هستند. مثلا ما در دانشگاه وست مینستر لندن، بخشی به نام سینمای دنیا داشتیم و انقدر که آن‌جا درباره‌ی سینمای هند صحبت می‌شد، حرف از سینمای ایران نبود که من به این موضوع اعتراض کردم. شوربختانه وقتی سیاست و فرهنگ و اقتصاد ما از چرخه‌ی دنیا حذف می‌شود ناخودآگاه سینما هم حذف خواهد شد. وقتی منزوی شوی، سینما و فرهنگت هم منزوی می‌شود و از رشد باز می‌ماند.