پرسشهایی که مدیریت باشگاه باید به هواداران پاسخ دهد
برق شیراز؛ تغییر نیمکت یا تغییر تفکر؟
قاسم محمدی - «خبرجنوب»/ فوتبال حرفهای بر پایه نتیجه، برنامه و اعتماد هواداران بنا شده است. تغییر سرمربی نیز بخشی از ذات فوتبال است، اما هر تغییری زمانی ارزشمند خواهد بود که پشتوانهای روشن، منطقی و قابل دفاع داشته باشد.باشگاه برق شیراز با معرفی رضا مرتضیزاده به عنوان سرمربی جدید، فصل تازهای را آغاز کرده است. بدون تردید، برای این مربی آرزوی موفقیت داریم، چرا که موفقیت او، موفقیت برق شیراز و فوتبال فارس خواهد بود.اما در کنار این آرزو، پرسشی جدی نیز مطرح است؛ آیا این انتخاب، همان تصمیمی بود که هواداران برق انتظارش را داشتند؟
علی کلانتری؛ مربیای که برق را از صفر ساخت
نباید فراموش کرد که علی کلانتری در شرایطی هدایت برق شیراز را پذیرفت که این باشگاه پس از حدود یک دهه دوری از فوتبال کشور، دوباره احیا شده بود.تیمی که نه ساختاری آماده داشت، نه بازیکنی از گذشته و نه فرصت کافی برای شکلگیری.کلانتری با تکیه بر جوانان بومی، بازیکنان مستعد فارس و همراهی غلامحسین پیروانی، خلیل صالحی و دیگر اعضای کادر فنی، تیمی ساخت که هرچند به هدف صعود نرسید، اما در بسیاری از مسابقات فوتبال قابل قبولی ارائه داد و بار دیگر نام برق را بر سر زبانها انداخت.بیتردید، این پروژه خالی از اشکال نبود؛ اما آیا همه ضعفها را باید تنها در نیمکت جستوجو کرد؟
مالک باشگاه؛ نقطه قوت پروژه احیای برق
در این میان، انصاف حکم میکند از آفای غلامزاده نیز یاد شود.اگر امروز نام برق شیراز دوباره در فوتبال کشور شنیده میشود، بخش مهمی از آن حاصل جسارت، علاقه و سرمایهگذاری مالک باشگاه است.پرداخت بدهیهای داخلی و خارجی، بازگرداندن امتیاز باشگاه، تشکیل دوباره تیم، سرمایهگذاری در ردههای پایه و ایجاد امید در دل هزاران هوادار، اقداماتی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.این تلاشها شایسته احترام و قدردانی است.اما پرسش اصلی، مدیریت است؛ دقیقاً از همین نقطه، پرسشها آغاز میشود.اگر قرار بود پس از پایان فصل، علی کلانتری کنار گذاشته شود، آیا بهترین گزینه ممکن انتخاب شد؟آیا باشگاهی با قدمت نزدیک به هشت دهه، با میلیونها هوادار و آرزوی بازگشت به لیگهای بالاتر، نباید در انتخاب سرمربی، گزینهای را معرفی میکرد که بتواند شور و امید تازهای در میان هواداران ایجاد کند؟
بحث امروز، تواناییهای رضا مرتضیزاده نیست
او مربی است که یکی از استعدادها در این حوزه می تواند باشد و کارنامه وی نشان می دهد که با تلاش و ممارست در آینده جایگاهی درخور را به دست خواهد آورد، لذا برایش احترام قائلیم.اما سؤال اینجاست که چه شاخصهایی باعث شد مدیریت باشگاه به این جمعبندی برسد که او بهترین گزینه برای آینده برق است؟چه برنامهای پشت این انتخاب وجود دارد؟این تغییر قرار است چه تفاوت محسوسی با فصل گذشته ایجاد کند؟اینها پرسشهایی است که تنها مدیریت باشگاه می تواند با شفافیت به آنها پاسخ دهد.
مدیریت، فقط تصمیم گرفتن نیست
باشگاههای حرفهای، تنها با هزینه کردن ساخته نمیشوند.هزینه کردن، آغاز راه است؛ هنر اصلی، تصمیمگیری درست، انتخابهای دقیق و داشتن یک نقشه راه روشن است.مدیریت حرفهای، پیش از هر تصمیم مهم، افکار عمومی و هواداران را اقناع میکند؛ زیرا میداند بزرگترین سرمایه یک باشگاه، اعتماد هواداران است.
تغییر افراد کافی نیست؛ ساختار باید تغییر کند
فصل گذشته نیز نوشته بودیم که پروژه احیای برق، در کنار مالک دلسوز و کادر فنی توانمند، به مدیریتی حرفهای، فوتبالی و در شأن نام بزرگ برق نیاز دارد.امروز نیز همان دغدغه پابرجاست.در فوتبال، تغییر سرمربی سادهترین تصمیم مدیریتی است؛ هنر مدیریت آن است که پیش از تغییر افراد، پاسخ دهد چه چیزی در ساختار تصمیمگیری باشگاه قرار است تغییر کند. اگر ساختار همان باشد، تغییر نیمکت الزاماً به تغییر سرنوشت منجر نخواهد شد.
هواداران، پاسخ میخواهند
هواداران برق، سالها برای بازگشت تیم محبوبشان انتظار کشیدند.آنها امروز نه به دنبال حاشیه هستند و نه جنجال.تنها میخواهند بدانند برنامه باشگاه چیست، هدف این تغییر چیست و برق قرار است با این تصمیم، به کدام افق نزدیکتر شود.هواداران سرمایه این باشگاه هستند و احترام به آنان، با شفافیت در تصمیمها آغاز میشود.
سخن آخر
امروز، مسئله رضا مرتضیزاده نیست؛ مسئله نوع تصمیمگیری است.اگر این انتخاب بر پایه مطالعه، برنامه و چشمانداز مشخص انجام شده باشد، زمان بهترین قاضی خواهد بود.اما اگر صرفاً یک جابهجایی روی نیمکت باشد، بدون آنکه نگاه مدیریتی تغییر کند، بعید است نتیجهای متفاوت از گذشته حاصل شود.برق شیراز برای بازگشت به روزهای پرافتخار خود، بیش از هر چیز به مدیریت در اندازه نام بزرگش نیاز دارد؛ مدیریتی که بتواند هم اعتماد هواداران راحفظ کند وهم آینده باشگاه را با تصمیمهای بزرگ بسازد، نه فقط با تغییر چهرهها. برق، یک نام نیست؛ بخشی از هویت فوتبال فارس است.
Admin 6 



