شعر جهان| دانته آلیگیری

شعر جهان| دانته آلیگیری

علیرضا نجمی_ «خبرجنوب»/ «دانته آلیگیری» متولد 1265 در فلورانس و درگذشت 1321 در راونا، شاعر، فیلسوف و متفکر ایتالیایی بود.

دانته در شهر فلورانس ایتالیا، در خانواده‌ ای اشرافی اما نه چندان ثروتمند به دنیا آمد. تاریخ سال تولدش که به سبک و سیاق سابق همین ستون «شعرجهان» در ابتدای متن می آید چندان دقیق و مشخص نیست همانند بسیاری از شعرا و ادبای قدیم که حتی زندگیشان در هاله ای از ابهام فرورفته است اما چنان چه از نوشته او در «کمدی الهی» بر می آید در حدود ۳۵ سالگی (سال ۱۳۰۰) سفر خود را آغاز کرده است.

او تحصیلات اولیه را در فلورانس گذراند. در آن دوران، آموزش معمولاً شامل دستور زبان، بلاغت، منطق، حساب، هندسه و نجوم بود. به نظر می‌رسد او از محضر فیلسوف و شاعر برجسته، برونتو لاتینی بهره برده است که تأثیر زیادی بر اندیشه و سبک او گذاشت. همچنین مهم‌ترین رویداد دوران جوانی دانته، آشنایی او با بئاتریس پورتیناری بود. دانته در سن ۹ سالگی برای اولین بار بئاتریس را دید و از همان زمان شیفته او شد. این عشق، که بیشتر آرمانی و روحانی بود تا زمینی، تأثیر شگرفی بر آثار او به ویژه «زندگی نو» و «کمدی الهی»، گذاشت. بئاتریس بعدها در جوانی درگذشت اما در آثار دانته به نماد عشق الهی، هدایت ‌کننده و معشوقی آسمانی تبدیل شد. در دوران جوانی، دانته با دیگر شاعران فلورانسی، که به «شعر نو» معروف بودند، همکاری نزدیک داشت. این شاعران بر عشق، لطافت روح و مفاهیم فلسفی تمرکز داشتند. او در این دوره اثر «زندگی نو» را نوشت که مجموعه‌ای از اشعار عاشقانه در وصف بئاتریس است و با نثری زیبا، عشق خود را شرح می‌دهد. دانته حدود سال ۱۲۹۲ با گِمّا دوناتی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج چند فرزند بود اما رابطه او با گما هرگز به اندازه عشق آرمانی ‌اش به بئاتریس در اشعارش بازتاب نیافت. دانته درگیر سیاست‌های پرآشوب فلورانس نیز شد. در آن زمان، شهر بین دو جناح اصلی درگیر بود دو جناح سفیدها که استقلال عمل بیشتری برای فلورانس می‌ خواستند و سیاه‌ها که به پاپ و قدرت او وابسته بودند. دانته به جناح سفیدها تمایل داشت.

او در سال ۱۳۰۰ به عنوان یکی از مسئولان شهری فلورانس انتخاب شد و فعالیت‌های سیاسی مهمی انجام داد. در سال ۱۳۰۲، زمانی که دانته در سفارت فلورانس در رم به سر می‌برد، جناح سیاه‌ ها با حمایت پاپ، قدرت را در فلورانس به دست گرفتند. آن‌ها دانته و دیگر رهبران سفیدها را به فساد مالی و سیاسی متهم کردند ودانته به تبعید ابدی از فلورانس محکوم شد. او هرگز دوباره پا به زادگاهش نگذاشت.  این تبعید، نقطه عطفی تلخ و تعیین ‌کننده در زندگی او بود و تأثیر عمیقی بر آثارش گذاشت و  باقی ‌مانده زندگی دانته با سرگردانی در شهرهای مختلف ایتالیا از جمله ورونا، راونا، بولونیا و حتی خارج از ایتالیا پاریس سپری شد. او در این دوران برای تأمین معاش، به دربار اشراف و حاکمان محلی پناه می‌برد و به عنوان شاعر، نویسنده یا مشاور سیاسی فعالیت می‌کرد. در همین دوران تبعید و رنج بود که دانته شاهکار خود، «کمدی الهی» را خلق کرد.

این اثر حماسی، سفر خیالی شاعر از دوزخ، برزخ و بهشت را روایت می‌کند. در این سفر، او با شخصیت‌های تاریخی، اساطیری و مذهبی ملاقات می‌ کند و با راهنمایی شاعر بزرگ، ویرجیل (در دوزخ و برزخ) و سپس بئاتریس (در بهشت)، به درک عمیق ‌تری از معنای زندگی، گناه، رستگاری و عشق الهی می ‌رسد. این اثر نه تنها یک شاهکار ادبی بلکه یک دایره ‌المعارف جامع از دانش، فلسفه، الهیات و تاریخ دوران قرون وسطی است. دانته با انتخاب زبان توسکانی (گویش فلورانسی) برای اثر بزرگ خود، زبان ایتالیایی امروزی را پایه ‌گذاری کرد و به آن اعتبار ادبی بخشید. گفتنی است، «کمدی الهی» الهام‌ بخش بی‌ شمار اثر هنری، ادبی و موسیقی در طول قرن‌ها بوده است.

 بسیاری از محققان وحدت ساختاری اشعاراو  را مورد بررسی قرار داده‌اند و در باب رابطه‌ نمادگرایی قرون وسطایی و تمثیل در سه بخش کمدی الهی و بررسی استراتژی روایی دانته بحث کرده‌اند. او مفاهیم فلسفی، الهیاتی و سیاسی دوران خود را به شکلی عمیق و هنرمندانه در آثارش منعکس کرد و تأثیری ماندگار بر تفکر غربی گذاشت. دانته آلیگیری، چهره‌ای است که زندگی‌اش با عشق، سیاست و تبعید گره خورده بود و از دل این سختی‌ها، اثری جاودانه خلق کرد که تا ابد در ادبیات جهان می‌درخشد. دانته را «پدر زبان ایتالیایی» می‌ نامند، یکی از بزرگترین چهره‌ های ادبیات جهان و خالق اثر سترگ «کمدی الهی» است. دانته سرانجام در سپتامبر ۱۳۲۱ میلادی در شهر راونا ایتالیا، در سن حدود ۵۶ سالگی درگذشت. او در راونا دفن شد و سالها بعد، فلورانس تلاش کرد بقایای او را به زادگاهش بازگرداند اما این تلاش ها بی ثمر ماند.

***

گفتنی است چهره واقعی این هنرمند همواره در هاله ای از ابهام بوده و معروف ترین نقاشی ها از چهره و ظاهر او، مدتها پس از مرگش خلق شده است. با این حال یک مطالعه جدید با استفاده از جمجمه دانته، ظاهر این نماد ادبی را به صورت دیجیتالی بازسازی کرده است. «سیسرو مورائس» کارشناس گرافیک برزیلی، نویسنده اصلی این مطالعه درباره چهره واقعی دانته توضیح داد: «این تصویر با استفاده از جمجمه و تصویرهای متداول از این شاعر که بیشتر بر اساس اطلاعات موجود در زندگینامه دانته به قلم جووانی بوکاچیو به دست آمده است. یعنی فردی با قد بزرگ، تا حدودی خمیده، با صورت کشیده، بینی عقابی و چشمانی تقریبا بزرگ. با این حال بوکاچیو شخصا دانته را نمی شناخت و این تصویر را از گزارشهایی از افراد نقل کرده است». در این شماره از «نگاه پنجشنبه» این تصویر بازسازی شده را ملاحظه می فرمایید.

 

آه ای ویولِتا

که ناگاه به زیر سایه سار عشق

به روی دیدگان من آشکار می شوی

و زخم قلب شکسته ام را

به این رنج می افزایی

منی که دلم تمنّای تو می کند

و از اشتیاق تو خواهد مرد

آه تو ای ویولِتا

که سیمایی فراسوی انسان داری

آتشی که در جان من افروختی

از الطاف توست که در تجلی تو باز یافته ام

و در پس آن روح مرا نیز گداختی

و در ایمن ترین جای قلبم

چه امیدها که خلق نکردی

آن جا که به من لبخند می زدی

آه، امّا دیگر به من منگر

چون دیگر اعتمادی نخواهی یافت

وقتی چشمان من

خیره به خواسته های عظیم خویش است

که اطراف من زبانه می کشند

چرا که پیش از این

هزاران بانو جای مانده اند

برای لمس دردهایی

که دیگران بر دوش می کشند

 

 

 

در نیمه راه زندگی

پر فراز و نشیب خویش

خود را در جنگلی تاریک

و گمراه یافتم،

زیرا راه راست را گم کرده بودم.

آه، چقدر گفتنش دشوار است که چگونه بود

این جنگل وحشی، سخت و پرمخاطره،

که یادش در خاطرم، هراس را تازه می‌سازد!

 

 

 

بانوی من، چون به دیگران سلام می‌گوید،

چنان نجیب و چنان پاکیزه می‌نماید

که هر زبانی در برابرش خاموش می‌گردد

و فضیلت او، بیش از زنان دیگر، در او نهان است.