بازیگر، نقال و نوازندهی جوان: آرزو دارم تئاتر موزیکال شاهنامهای روی صحنه ببرم
هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ بهار دهبزرگی فقط بیست سال سن دارد. دختر هنرمند متولد تابستان که بازیگری تئاتر را از هفت سالگی شروع کرده و با نوازندگی، نقالی، عروسکگردانی و گریموری ادامه داده است. با این هنرمند جوان و فعالیتهایش بیشتر آشنا شویم.
سازهای من، نمایشهای من
در خانوادهای متولد شدم که چند نفر به هنر نوازندگی اشتغال دارند ولی کسی تا بهحال کار بازیگری نکرده است. نوازندهی دوازده ساز پیانو، نیانبان، فلوت ریکوردر، تنبک، ضرب زورخانه، کاخن، تمپو، دف، جیمبل، عتگدرام، تیمپانی و نقاره و نقال و بازیگر هستم. تئاتر را از ۷ سالگی با کلاسهای تئاتر موزیکال آقای مهران امین لاری شروع کردم. از نمایشهایی که در آنها فعالیت داشتهام میتوانم به دارقوزآبادیها(به عنوان نوازنده)، خاله سوسکه، سمندر و شهرکاغذی(به عنوان عروسکگردان و گریمور)، دروغ ممنوع(به عنوان گریمور)، شاید نجات یابیم، طربنامه شهرخیال(به عنوان نوازنده)، اشک و آب، مهمانی هیولا و… اشاره کنم.
بازیگری و هنر صداقت
طی این سالها استادان عزیزم در هنر تئاتر آقای مقدر، آقای زیبایینژاد، آقای امین لاری، آقای پارسویی و آقای نعمتی بودهاند. البته لازم است بگویم که آقای مقدر عزیز، هدایتکنندهی اصلی من برای ورود به این هنر بودند و من عضو گروه سروش هستم. در حین ورود به هنر تئاتر، به گریم هم علاقه پیدا کردم و در این مرحله با خانم فرزانه رادفر عزیز؛ یکی از بهترین استادان گریم شیراز آشنا شدم و این هنر را از ایشان آموختم. از بازیگری آموختم بازیگر واقعی کسی است که خودش را فراموش کند تا بتواند هر چیزی بشود و درس بزرگش این است که در بازیگری، هنر این است که با صداقت و بدون نقاب داخل شخصیت زندگی کنی نه با تقلید، بلکه با درکِ عمیقِ انسان بودن.
از یک سالگی شعر میخواندم
اما روایت اینکه من چطور وارد حوزهی نقالی شدم به مادرم مربوط است که منشاء وجود هنر در زندگی من او است. مادرم در خانوادهای بزرگ شده و رشد کرده که همه عاشق شعر بودند و او همیشه دوست داشته علاقه به شعر را در در زندگی من هم ایجاد کند. جالب است که طبق گفتههای او من از ۷ماهگی شروع به صحبت کردهام و از یک سالگی قادر بودهام شعر بخوانم. همین امر باعث شده مادرم بیشتر تمرکزش را روی رشد من در این هنر بگذارد. به همین دلیل، از چهار سالگی کلاسهای حافظخوانی آقای صابری و گلستانخوانی خانم هنرور میرفتم و در مسابقات بهعنوان کوچکترین فرد، شرکت میکردم. در هشت سالگی با کلاسهای شاهنامهخوانی خانم دکتر صادقی علاقهام به شاهنامه خیلی زیاد شد و همین باعث شد تمام تمرکزم را روی شاهنامه بگذارم. چون از چهار سالگی پیانو میزدم، با شروع نقالی، برای بهتر شدن اجراهایم به یادگرفتن سازهای کوبهای رو آوردم و میشود گفت من اولین دختر بودم که ضرب زورخانه را خودم میزدم و اجرای نقالی انجام میدادم.
نقالی و زنده نگه داشتن اسطورهها
اهمیت نقالی در زنده نگه داشتن فرهنگ و اسطورههای ایرانی و رابطهی مستقیم و انسانی با مخاطب است و از آنجا که من فقط داستانهای شاهنامه را نقالی میکنم، دوست دارم آن را تا جایی ادامه دهم که همهی مردم از این هنر فاخر باخبر شوند. چون متأسفانه هنوز خیلی از افراد هستند که آشنایی با شاهنامه ندارند. در نقالی برای جذب مخاطب امروز باید بیان و اجرا بهروز باشد و این خیلی اهمیت دارد. این یعنی استفاده از موسیقی، طنز، نور و فضاهای مدرن، در کنار حفظ روح قصه و زبان اصیل نقالی.
نبود سالن خوب و کمبود آموزش
اگر بخواهم از مشکلات تئاتر شیراز بگویم بهنظر من بزرگترین معضلات تئاتر شهر ما، نبود سالنهای خوب و مجهز و همچنین کمبود زمینههای آموزش و تجربهی عملیِ کافی در زمینهی تئاتر است. با وجود همهی این مشکلات، بزرگترین هدفم در این هنر این است که روزی بتوانم یک تئاتر موزیکال شاهنامهای روی صحنه ببرم. میتوانم بگویم این، الان بزرگترین خواستهی من است و امیدوارم یک روز بتوانم با تمام جزییاتی که در ذهنم هست انجامش دهم.
Admin 6 



