نقدی بر وضعیت ورزشی نویسان در ورزشگاه پارس

اصحاب رسانه در شیراز از دشواری‌های ورود و کمبود امکانات در ورزشگاه پارس طی برگزاری مسابقات لیگ برتر گلایه دارند و معتقدند با وجود پیشرفت‌های ظاهری، شرایط برای خبرنگاران نسبت به گذشته دشوارتر شده است.

نقدی بر وضعیت ورزشی نویسان در ورزشگاه پارس

علی جمشیدپور- «خبرجنوب»/ « هورا، هورا، ماشالا، بالاخره بعد از چند سال فجر به لیگ برتر اومد، دیگه فقط قراره از فوتبال و میزبانی تیم های بزرگ لیگ لذت ببریم!».

این صحبت های اصحاب رسانه در فصل گذشته لیگ دسته یک است که با شادی زایدالوصفی از حضور نماینده فارس در لیگ برتر فوتبال کشور بیان می کردند. حالا فکر نکنید که این شادی به غم تبدیل شده است، نه. البته می توانم بگویم که هنوز اتفاق بدی رخ نداده؛ با چشم پوشی از سقوط ورقه های فلزی از سقف ورزشگاه بر سر و روی مردم و ...!

اما تجربیاتی جدید برای همه در حال وقوع است. تا قبل از اینکه ورزشگاه پارس به بهره برداری درست و حسابی برسد (یعنی به شکلی دربیاید که آبرومند باشد)، ورزشگاه حافظیه جور تمامی مسابقات را به تنهایی می کشید. در حافظیه پیر، ساز و کار مشخص بود و به دلیل تعداد یک سومی گنجایش ورزشگاه به نسبت با ورزشگاه پارس، کنترل نیز ساده تر.

گرچه همه می دانیم که اگر طاووس یا حتی پرش را هم بخواهیم باید سختی رفتن به هندوستان را بکشیم. تاکنون هم چنین کرده ایم و برای پیشرفت مواردی را تحمل کرده ایم که باورش برای همه سخت است.

من از زبان خودم و تعدادی از اصحاب رسانه که تجربیاتی سخت برای حضور در مسابقات فوتبال در ورزشگاه پارس داشته ایم اینجا سخن می گویم. چراکه هرچه با مسئولان صحبت می کنیم ترتیب اثر داده نمی شود.

در ابتدا بگویم که نحوه ورود به ورزشگاه پارس برای اصحاب رسانه و عکاسان از ورود به سازمان انرژی اتمی سخت تر است! چرایش را خودمان هم نمی دانیم. با اینکه کارتی برای خبرنگاران و عکاسان صادر شده و دلیلش هم این بوده که برای حضور در ورزشگاه سهولت داشته باشند اما به نظر می رسد نشان دادن این کارت مشکلات بیشتری را برای خبرنگاران به وجود می آورد. این در حالی است که زیاد پیش آمده درهای ورزشگاه را باز کردند تا مردم با بلیت یا حتی بدون بلیت برای تماشای فوتبال به داخل مجموعه بیایند.

تازه وقتی از درِ ورودی با رنج ها و بی احترامی های مختلف گذر می کنیم تازه به یاد صفا و مروه باید مسیرهای طولانی و پر پیچ و خم را برای رسیدن به جایگاه مخصوص اصحاب رسانه طی کنیم. پیاده روی های طولانی که ما را به مسیری می برد که توسط هیات فوتبال فارس و مسئولین ورزشگاه برای رسانه ای ها در نظر گرفته شده. جالب است که در دیدار فجر و استقلال نیروهای حفاظتی اجازه ورود به من را از همان مسیر نمی دادند و می گفتند باید از جایی دیگر به جایگاه بروی؛ مسیری که قدغن شده بود. این همه ناهماهنگی و عدم ارتباط مسئولین با یکدیگر نوبر است.

حالا فرض کنید که با سختی فراوان به جایگاه خبرنگاران رسیده اید. تازه وقت دوری از امیال انسانی فرا می رسد. نه آبی نه خوراکی؛ هیچ چیزی برای زنده ماندن در آن نزدیکی پیدا نمی شود. حتی اگر پیدا هم بشود دیگر اجازه نمی دهند که به آن دسترسی داشته باشیم. به دلیل مسایل مختلف ورود آب و خوراکی نیز تنها برای اصحاب رسانه ممنوع است و همانطور که بارها دیده اید برای تماشاگران آزاد است. نمی دانم؛ شاید تمرین روزه داری در چند ساعت برای خبرنگاران در حال اجراست!

البته ممنوع الخوراک بودن سیاست خوبی است چرا که دسترسی به سرویس بهداشتی!! نیز برای اصحاب رسانه غیرممکن است.

مدت هاست چشم بر همه مشکلات بسته ایم و در راستای حمایت و همکاری لب به سخن نگشوده ایم. اما روز به روز شرایط بدتر می شود. تاکجا قرار است مسئولین توپ را در زمین یکدیگر بیاندازند و تنها اصحاب رسانه و عکاسان ورزشی با مشقت های فراوان برای رسالت رسانه ای خود در عذاب باشند، خدا می داند.

اینکه تمام این مشکلات را به گردن مسئولین سازمان لیگ و مامورین AFC بیاندازیم مسخره است. اگر مسئولین فارس در جلسات هماهنگی حضور ندارند که می بایست نماینده هایی برای رسیدگی به مشکلات این‌چنینی برای شرکت در جلسات معرفی کنند. اگر هم حضور دارند و وضع و اوضاع به این شکل است که وامصیبتا! دیگر جای حرف و حدیثی نمی ماند.

غیر از مدیرکل ورزش و جوانان فارس، با هرکسی که می خواهیم مصاحبه کنیم جوابگو نیست. قطعا خودشان از کم کاری هایشان خبر دارند که مصاحبه هم نمی کنند. البته ببینید وضعیت ورود و مشکلات پس از آن برای اصحاب رسانه در دیدار فجر و مس رفسنجان تا چه اندازه بوده که از هیات فوتبال و انجمن ورزشی نویسان هم بیانیه هایی صادر شده اما بعید می دانم افاقه کند. یادش بخیر روزگاری که در حافظیه بودیم حداقل برای زنده ماندن احتیاج به جنگیدن نداشتیم اما به اسم پیشرفت و در ورزشگاه پارس داستان به شکلی است که باید بگویم: « از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید »