ریشه بی فرهنگی در فوتبال کجاست؟

گذشته فرهنگی فوتبال ایران با ارزش‌هایی مانند پهلوانی و بزرگ‌منشی شناخته می‌شد؛ امروز رفتارهای ناشایست بازیکنان و کم‌توجهی رسانه ملی نشان‌دهنده تضعیف این ارزش‌هاست و ضرورت فرهنگ‌سازی در ورزش بیش از پیش احساس می‌شود

ریشه بی فرهنگی در فوتبال کجاست؟

علی جمشیدپور - «خبرجنوب»/ در طول زمان ورزش را به پهلوانی و پهلوانی را به اخلاق پیوند می دادند. هرجایی کسی بزرگی می کرد واژه «پهلوون» برای آن فرد استفاده می شد تا نشان دهد رسم ورزش قبل از هر مدال و مقامی، اهمیت به بعد فرهنگی و بزرگ منشی آن است. اما متأسفانه چندی است که این مهم، تیره و تار شده و رفتارهای ناشایست افراد ورزشی در رسانه ملی و شبکه های مجازی دست به دست می شود.

تقابل سرخابی های پایتخت با اینکه بسیار سرد و بی روح و بدون هیجان دنبال شد اما حاشیه ای داشت که در سردی این دیدار بسیار به آن پرداخته شد. در حالی که دروازه بان استقلال می خواست بازی را آغاز کند، سروش رفیعی کاپیتان تیم پرسپولیس الفاظ ناشایستی به کار برد که از دید دوربین های تلویزیونی مخفی نماند. البته خیلی ها معتقدند که صدا و سیما تصمیم گرفته کمی به این دربی حوصله سر بر، هیجان و حاشیه اضافه کند اما به نظر می آید که این مسیر کاملا اشتباه است.

فوتبال در ایران با گذشته ای که دارد نشان می دهد اخلاق و فرهنگ در آن جایگاه گرانبهایی داشته است. به طور مثال تیمسار پرویز خسروانی از مالکان اصلی باشگاه تاج (استقلال) وقتی که در آن بازی معروف در مقابل پرسپولیس با 6 گل شکست می خورند، فردای آن روز دسته گلی برای باشگاه پرسپولیس می فرستد. یا علی عبده بنیانگذار باشگاه پرسپولیس، صفر ایرانپاک را به خاطر عکس گرفتن با یک خواننده تنبیه می کند که حواشی بسیاری در پی داشته است. حتی می توان به شعار تیم شاهین تهران هم اشاره کرد: « اخلاق، درس، ورزش».

این ها مثال هایی بود تا نشان دهد که گذشته فرهنگی ورزشی ایران در چه سطحی بوده اما حالا شاهد این هستیم که خداداد عزیزی یا همان «غزال تیزپای فوتبال ایران» در برنامه های مختلف تلویزیونی حاضر می شود و با بی اهمیتی نسبت به فرهنگ، کلماتی ناشایست را به کار می برد. قطعا که خداداد هم الگوهایی مشابه داشته و استفاده از کلمات رکیک را از بزرگترهایش در فوتبال آموخته، اما این رنگ باختگی فرهنگی قرار است تا کجا به ارث برسد؟

 در ورزش امروز هرگاه می خواهند از باشگاهی نام ببرند به طور حتم از واژه «فرهنگی، ورزشی» قبل از نام باشگاه استفاده می کنند اما مشخص نیست این همه بی فرهنگی از کجا نشأت می گیرد و رسانه ملی به عنوان یکی از اصلی ترین مراجع ترویج فرهنگ، با چه نگرشی مجوز حضور افراد معلوم الحال در برنامه های پربیننده مانند قرعه کشی جام جهانی را می دهد.

البته نمی توان از نقشی که کمیته انضباطی می تواند در راستای جلوگیری از تخریب فرهنگی ایفا کند غافل شد اما به نظر می آید به بنگاه درآمدزایی تبدیل شده و جریمه های دریافتی از باشگاه ها به دلیل تخلف رفتاری اعضای باشگاه یا حتی تماشاگران را در جاهایی به غیر از مسیر رشد و تعالی فرهنگ ورزشی هزینه می کند.

اگر به همین منوال پیش رویم دیگر نمی توانیم از سروش رفیعی های نوعی ایراد بگیریم، چرا که الگوهای مناسبی برای آن ها فراهم نکردیم و همین می شود مصداق بارز « از کوزه همان برون تراود که در اوست».

پس بیایید اگر فرهنگ سازی نمی کنیم دیگر ژست روشن فکر با فرهنگ هم نگیریم. بگذاریم تماشاگران فحاشی کنند، بازیکنان در زمین به یکدیگر توهین کنند و مربیان الفاظ رکیک به کار ببرند. کمیته انضباطی هم شاید بتواند در کنار صدا و سیما، به وظیفه سانسور کردن و پاک کردن صورت مسئله کمک کند!

«شیخ اجل» به خوبی حال و هوای این روزهای ما را توصیف می کند: « ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی - این ره که تو می روی به ترکستان است».