اضطراب یا افسردگی؟ ۱۰ نشانه مهم برای تشخیص بهتر

اضطراب یا افسردگی؟ ۱۰ نشانه مهم برای تشخیص بهتر

سیما زعفرانچی _«خبرجنوب»/ در گفت‌وگوهای روزمره، واژه‌های «اضطراب» و «افسردگی» معمولاً در کنار هم به‌کار می‌روند و گاهی به اشتباه یک مشکل واحد تلقی می‌شوند. در حالی‌که این اختلالات، دو اختلال روانی متفاوت هستند؛ هرچند ممکن است در برخی افراد همزمان بروز کنند و بر شدت یکدیگر تأثیر بگذارند.

در بسیاری از موارد، رابطه این دو حالت دوطرفه است. اضطراب درمان‌نشده ممکن است به مرور باعث محدود شدن زندگی فرد، کاهش کیفیت فعالیت‌های روزمره و در نهایت ایجاد احساس ناامیدی و افسردگی شود. از سوی دیگر، افسردگی نیز می‌تواند فرد را از فعالیت‌های معمول مانند کار، ورزش یا روابط اجتماعی دور کند و همین انزوا به افزایش اضطراب منجر شود. به همین دلیل، بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی درجاتی از اضطراب را نیز تجربه می‌کنند و برعکس.

تفاوت احساس طبیعی با اختلال روانی

احساس اضطراب، نگرانی یا ناراحتی در موقعیت‌های دشوار زندگی کاملاً طبیعی است. این احساسات معمولاً موقتی هستند و با گذر زمان یا تغییر شرایط کاهش می‌یابند. اما زمانی که این حالات پایدار شوند، شدت بگیرند و عملکرد روزمره فرد را مختل کنند، ممکن است نشانه یک اختلال اضطرابی یا افسردگی باشند و نیاز به بررسی تخصصی وجود داشته باشد.

افسردگی چیست و چه نشانه‌هایی دارد؟

افسردگی یک اختلال خلقی است که می‌تواند در اثر عوامل مختلفی مانند استرس شدید، سوگ، تروما، بیماری‌های زمینه‌ای یا سایر اختلالات روانی ایجاد شود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افسردگی «بی‌لذتی» است؛ یعنی فرد توانایی لذت بردن از فعالیت‌هایی که قبلاً برایش خوشایند بوده‌اند را از دست می‌دهد. از دیگر نشانه‌های مهم می‌توان به اختلال خواب، تغییر اشتها، احساس گناه یا بی‌ارزشی، کاهش انرژی، خستگی مداوم، کاهش تمرکز و احساس ناامیدی اشاره کرد. در موارد شدیدتر، فرد ممکن است احساس کند زندگی بی‌معنا شده یا دچار افکار منفی عمیق نسبت به خود شود.

اضطراب چیست و چگونه بروز می‌کند؟

اضطراب بیشتر با نگرانی مداوم و پیش‌بینی اتفاقات منفی همراه است. افراد مبتلا به اضطراب معمولاً ذهنی درگیر دارند و سناریوهای احتمالی منفی را در ذهن خود مرور می‌کنند.

نشانه‌های رایج اضطراب شامل بی‌قراری، تنش عضلانی، مشکل در خواب به دلیل افکار مزاحم، افکار فاجعه‌ساز و در برخی موارد حملات پانیک است. نکته مهم این است که افراد مضطرب معمولاً در زمان‌هایی که درگیر نگرانی نیستند، می‌توانند عملکرد نسبتاً طبیعی داشته باشند و احساسات مثبت را نیز تجربه کنند.

بررسی نشانه‌ها از نگاه اضطراب و افسردگی

برای تشخیص بهتر تفاوت این دو وضعیت، می‌توان به مجموعه‌ای از نشانه‌های رفتاری و جسمی توجه کرد.

خواب: در الگوی خواب، در اضطراب معمولاً مشکل اصلی سخت به خواب رفتن به دلیل افکار نگران‌کننده است، در حالی‌که در افسردگی بیدار شدن زودهنگام و ناتوانی در بازگشت به خواب شایع‌تر دیده می‌شود. البته خواب سبک و مختل می‌تواند در هر دو حالت وجود داشته باشد.

اشتها: در اشتها نیز تفاوت‌هایی دیده می‌شود. افراد مبتلا به افسردگی ممکن است دچار کم‌اشتهایی یا پرخوری شوند و معمولاً از غذا لذت نمی‌برند. در مقابل، افراد مضطرب ممکن است در دوره‌های اوج اضطراب حتی نتوانند غذا بخورند، اما این وضعیت معمولاً وابسته به شدت لحظه‌ای اضطراب است.

میل جنسی: از نظر میل جنسی، کاهش قابل توجه بیشتر در افسردگی دیده می‌شود و در اضطراب معمولاً شدت کمتری دارد.

فالیت روزمره: در نحوه اجتناب از فعالیت‌ها نیز تفاوت مهمی وجود دارد. در اضطراب، فرد از انجام کارها اجتناب می‌کند زیرا انتظار دارد آن موقعیت باعث تشدید اضطراب شود؛ یعنی میل به انجام کار وجود دارد اما ترس مانع می‌شود. اما در افسردگی، اجتناب بیشتر به دلیل بی‌علاقگی و این احساس است که هیچ فعالیتی لذت‌بخش نخواهد بود.

سطح انرژی: از نظر انرژی، افراد افسرده معمولاً احساس خستگی، بی‌حالی و کاهش انرژی دارند، در حالی‌که افراد مضطرب ممکن است انرژی نسبتاً طبیعی داشته باشند اما درگیر تنش ذهنی و علائم جسمی مانند مشکلات گوارشی یا گرفتگی عضلات شوند.

تمرکز: توان تمرکز نیز متفاوت است. در افسردگی، کاهش تمرکز تقریباً مداوم است، اما در اضطراب این مشکل بیشتر در زمان اوج نگرانی یا حمله اضطرابی رخ می‌دهد و در حالت عادی عملکرد ذهنی می‌تواند طبیعی باشد.

زمان علائم: الگوی زمانی علائم نیز قابل توجه است. افسردگی اغلب در صبح‌ها شدیدتر است، اما اضطراب الگوی مشخصی ندارد و می‌تواند در طول روز نوسان داشته باشد و به‌ویژه در زمان‌های بی‌حواس‌پرتی یا هنگام شب تشدید شود.

افکار تکرار شونده: از نظر افکار تکرارشونده، در افسردگی تمرکز ذهنی معمولاً بر ناامیدی، احساس گناه، بی‌ارزشی یا شرم است. اما در اضطراب، افکار بیشتر حالت تحلیلی و نگرانی‌محور دارند و فرد مدام در حال بررسی سناریوهای احتمالی یا تلاش برای پیش‌بینی آینده است.

حملات پانیک: در مورد حملات پانیک نیز باید توجه داشت که حمله پانیک در اضطراب معمولاً ناگهانی، کوتاه‌مدت و همراه با علائم جسمی شدید است. اما اگر فرد به‌طور مداوم دچار حالت بی‌قراری شدید و ناتوان‌کننده باشد، ممکن است بیشتر به یک وضعیت خلقی یا افسردگی شدید مرتبط باشد.

افکار خودکشی: در نهایت، افکار مربوط به خودکشی نیز باید با دقت بررسی شوند. در اضطراب ممکن است افکار «چه می‌شود اگر…» یا نگرانی‌های ذهنی درباره خودکشی وجود داشته باشد، اما این افکار معمولاً مورد پذیرش فرد نیستند. در مقابل، اگر این افکار به شکل تمایل واقعی، برنامه‌ریزی یا احساس نیاز به پایان دادن زندگی ظاهر شوند، بیشتر به افسردگی مرتبط هستند و نیاز به مداخله فوری دارند.

چه زمانی باید به متخصص مراجعه کرد؟

اگر علائم اضطراب یا افسردگی طولانی‌مدت شوند، شدت پیدا کنند و زندگی روزمره فرد را مختل کنند، مراجعه به متخصص سلامت روان ضروری است. خوشبختانه هر دو اختلال قابل درمان هستند و با روش‌های علمی و تخصصی، در بسیاری از موارد می‌توان به بهبود قابل توجه یا کنترل کامل علائم رسید.