مصطفی رستم‌پور فیلم‌ساز موفق در عرصه‌های بین‌المللی:

سینما برای من راه بقاست

سینما برای من راه بقاست

هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ مصطفی(مهزیار) رستم‌پور نویسنده و فیلم‌ساز مستقلی است که مسیر حرفه‌ای‌اش را با تمرکز بر سینمای اجتماعی آغاز کرده. او که متولد فساست، اخیرا در چند جایزه‌ی معتبر بین‌المللی افتخارآفرینی کرده است. انتخاب فیلم «مارپله» در جشنواره‌ی ملی فیلم و تئاتر لوتوس و فیلم‌های «شب آشال» و «گالیا» در جشنواره بین‌المللی TACFF آمریکا، از جمله این موارد است. با این فیلم‌ساز جوان، به گفتگو نشستیم تا از خلال صحبت‌های او سینما را از دریچه‌ی نگاهش بیشتر و بهتر بشناسیم.

قدرت هم‌نشینی واقعیت و خیال

تجربه‌ی من در سینما بیشتر بر روایت‌های مینیمال استوار بوده است؛ روایت‌هایی که از دل زیست شخصی و مشاهدات اجتماعی شکل گرفته‌اند. آثاری مثل خواب سنگین پیرمرد، بازی بدون صفر، از اینجا تا ابدیت، گوسفندان ما را خواهند بلعید، مارپله، شب آشال و گالیا حاصل سال‌ها مواجهه با دغدغه‌های انسانی، اخلاقی و اجتماعی‌اند؛ فیلم‌هایی که بیشتر از آن‌که به دنبال پاسخ باشند، سؤال طرح و مخاطب را وارد گفت‌وگو می‌کنند. فیلم‌سازی من راهی بود برای گفتن حرف‌هایی که با زبان روزمره، نوشتن یا حتی شعر، کامل ادا نمی‌شدند. سینما این امکان منحصربه‌فرد را دارد که تصویر، صدا، سکوت، زمان و احساس را هم‌زمان به خدمت بگیرد. در سینما می‌شود «نگفتن» را هم روایت کرد؛ می‌شود با یک نگاه، یک کات یا حتی با حذف دیالوگ، مفهومی را منتقل کرد که در هنرهای دیگر نیاز به توضیح دارد. این قدرتِ هم‌نشینیِ واقعیت و خیال، چیزی است که مرا به سینما وفادار نگه داشته است.

انسان؛ دغدغه‌ی اصلی من در آثار سینمایی‌

در سال‌های اخیر، فیلمهای من در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی متعددی حضور داشته‌اند که در قالب یک خلاصه نمی‌گنجد. چرا که اگر تک به تک بخواهم حضور یا جوایز را نام ببرم بالای 300 جشنواره می‌شود. این حضورها در اصل برای من بیشتر از جایزه، نشانه‌ی شنیده شدن صدا و دغدغه‌ی فیلم‌هایم بوده است. دغدغه‌ی اصلی من در آثار سینمایی‌ام، انسان است؛ انسانی که میان باور، اجبار، سنت، اخلاق و خواست درونی‌اش گیر افتاده است. معمولاً به سراغ موضوع‌هایی می‌روم که مرز میان «درست» و «عرف»، یا «ایمان» و «ترس» را به چالش می‌کشند. حقوق کودک، موقعیت زن در ساختارهای سنتی، فشارهای ناپیدای اجتماعی و احساس ناکافی بودن انسان، از محورهای تکرارشونده در فیلم‌هایم هستند.

صداقت؛ راز اقبال مخاطب

فکر می‌کنم مخاطب، صداقت را تشخیص می‌دهد که این فیلم‌ها در سطح ملی و بین‌المللی مورد اقبال قرار می‌گیرند. فیلم‌هایی که ادعای قهرمان‌سازی یا شعار ندارند؛ بیشتر آینه‌اند تا بیانیه. وقتی فیلم از دل تجربه‌ی واقعی و درد زیسته ساخته می‌شود، حتی اگر ساده و کم‌هزینه باشد، می‌تواند با مخاطب جهانی ارتباط برقرار کند. اقبال جشنواره‌ها را بیشتر نتیجه‌ی همین صداقت و پرهیز از اغراق می‌دانم. در مسیر این فیلم‌سازی، مهم‌ترین مانع، محدودیت‌های مالی، فرسودگی روانی و گاهی بی‌اعتمادی سیستماتیک به سینمای مستقل بوده است. بارها به نقطه‌ای رسیده‌ام که احساس کرده‌ام هیچ‌چیز حالم را خوب نمی‌کند؛ نه عنوان، نه پول و نه حتی خودِ فیلم‌سازی. اما با همه‌ی این‌ها، هنوز ادامه می‌دهم. چون سینما برای من فقط حرفه نیست؛ راه بقاست. تا وقتی سوالی در ذهنم شکل می‌گیرد که پاسخش فقط با تصویر ممکن است، این مسیر را رها نخواهم کرد حتی اگر سخت، کُند و تنها باشد.