روایت پاکبان هرمزگانی در دل آتش و خون

در دل آتش و خون جنگ، جان برکفان بی ادعا بدون هراس از مرگ ساعت‌ها در خیابان‌ها و کوچه‌پس کوچه‌های شهرها بی وقفه مشغول کارند.

روایت پاکبان هرمزگانی در دل آتش و خون

وقتی بسیاری از مردم شهر هنوز در خواب هستند و نگرانی از حملات هوایی دشمن، خیابان‌ها را خلوت‌ تر از همیشه کرده، او بی وقفه مشغول کار در کوچه پس کوچه‌های شهر است. پاکبان ۴۸ ساله هرمزگانی که نزدیک دو دهه از عمرش را صرف نظافت بندرعباس کرده، این روزها هم مثل همیشه پیش از طلوع آفتاب، جارو به دست در خیابان‌ها حاضر می‌شود.

اسحاق سقفی تختی هر روز مسیر یک‌ساعته شهر تخت تا بندرعباس را طی می‌کند تا ساعت ۴ صبح کارش را در منطقه ۴ بندرعباس آغاز کند، کاری که تا حوالی ظهر ادامه دارد. او ۱۹ سال است که در شهرداری بندرعباس خدمت می‌کند و آنطور که می‌گوید با همه سختی‌های این شغل خو گرفته است.

در روزهایی که به‌دلیل شرایط خاص جنگی، بسیاری از مردم در خانه‌ها مانده‌اند، او و دیگر پاکبانان همچنان در خیابان‌ها حضور دارند.

سقفی تختی می‌گوید: «وظیفه من است که به مردم شهر و کشورم خدمت کنم. کاری است که از دست من برمی‌آید. کارم را دوست دارم و با سختی‌ هایش آشنا هستم، اما وقتی پای خدمت به مردم وسط می‌آید، سختی کار برایم آسان می‌شود.»

او تاکید می‌کند: «ممکن است حضور نیروهای خدمات شهری در این روزها کمتر دیده شود، اما شهر برای حفظ نظم و پاکیزگی به من و همکارانم نیاز دارد و باید شهر را برای حضور مردم آراسته کنیم. بخش مهمی از کار ما در ساعاتی انجام می‌شود که بیشتر مردم خواب‌ هستند.»

وقتی از او می‌پرسم آیا هنگام کار در خیابان نگران خطر حملات دشمن نیستی، با قاطعیت پاسخ می‌دهد: «هیچ ترسی ندارم. خیلی‌های دیگر هستند که کارشان از من به مراتب سخت‌تر است. مثل نظامیانی که در خط اول با حملات دشمن مقابله می‌کنند. آنها جانشان را کف دست گرفته‌اند. کار من در برابر این عزیزان چیزی نیست.»

صدای انفجارهای پی در پی برای او هم نگران‌کننده است. می‌گوید: «صدا و انفجار زیادی می‌شنوم. هر بار که بمب و یا موشکی به شهر برخورد می‌کند، اولین فکرم مردم است و نگرانشان می‌شوم.»

سقفی تختی از همراهی خانواده‌اش هم می‌گوید، خانواده‌ای که به گفته او با شرایط کاری‌ اش کنار آمده‌اند: «عادت کرده‌اند. یک پسر دارم که حالا مرد خانه است. ضمن اینکه همه هرمزگان و ایران خانواده من هستند.»

ثقفی تختی نگاه متفاوتی به خطرات این روزها دارد و می‌گوید: «اگر در جریان حملات جانم را از دست بدهم، برایم افتخار است. مرگ در بستر بیماری یا تصادف را دوست ندارم. شهادت افتخار بزرگی برای وطن است.»

روایت پاکبان هرمزگانی تصویری از صدها نیروی خدمات شهری در شهرها و روستاهای کشور است که در روزهای پراضطراب ایران در خیابان‌ها و کوچه‌های شهر، کارشان را زمین نگذاشته‌اند.