کشتی تلنگری به فوتبال

کشتی تلنگری به فوتبال

بردی با چاشنی ریشخند!

 بهمن پگاه راد_ خبرجنوب/ بازی پرسپولیس با سپاهان در اصفهان نصف جهان، مثل یک فیلم اکشن با چاشنی کمدی بود؛ پر از صحنه‌های هیجان‌انگیز، آه‌های بلند، و البته لحظاتی که فقط می‌شد به قول گزارشگر سیما گفت:  بچه های سپاهان بد جوری گل نزن شده اند! بازیکنان سپاهان، اما در ابتدا و سایر مواقع بازی با انرژی‌ به توپ ضربه می زدند ، اما انگار قرار بود تنها زمین را فتح کنند و کاری به بردن سرخ ها و زدن گل نداشتند!  توپ‌ها مثل موشک به سمت دروازه حریف پرتاب می‌شدند ، اما در این میان یا دروازه‌بان پرسپولیس با دست آن را به سویی دیگر پرتاب  می کرد،  یا توپ‌ها تصمیم می گرفتند خودشان  را محکم  به تیر دروازه بکوبند و  آوار بشوند به سر بازیکنان! هواداران سپاهان هم هر بار که توپ نزدیک دروازه می‌شد، از جا می‌پریدند، اما در نهایت فقط با حسرت و چند جمله‌  مثل: گل نزدن هم خودش یک هنر محسوب می شود، به همان پله اکتفای یک گل به ملوان زدن بر می گشتند! ودیگر هیچ!

  به سخن دیگر یعنی مهاجمان سپاهان هم انگار با دقت ضربه زدن قهر کرده بودند و شاید باید برایشان کلاس چگونه توپ را به داخل دروازه هل دهیم، برگزار کنیم! در آن‌سوی میدان، پرسپولیس با آرامش و تمرکز وارد شد و مثل کسی که می‌داند قرار است امتحان بدهد، ولی درسش را خوانده، در لحظه‌ای طلایی، علی علی‌پور به عنوان لشکر تک نفره سرخ ها، همچون بازی با فجر سپاسی با ضربه‌ای که بیشتر شبیه امضای هنری بود ، توپ  را فرستاد ته تور و  این گل نه‌ تنها بازی را از حالت بازی بی‌گل نجات داد، بلکه روحیه تیم را بالا برد و البته قبول کنیم که این بار شانس هم با پرسپولیس ها همراه بود و این حرکت نشان داد که قدم وحید هاشمیان برای تیم سوم لیگ برتر، خیر و نیک بوده و هنوز هم این تیم سرخ ها، یکی از مدعیان جدی قهرمانی است، البته با چاشنی اعتماد به‌ نفس و کمی نیشخند به رقبا! یعنی این روند ادامه خواهد داشت؟! به نظر می رسد پرسپولیس در هفته سوم که در خانه با فولاد، در این گرمای طاقت فرسا، مسابقه دارد، به  این پرسش پاسخ خواهد داد!

پرهیز از چاله به چاه افتادن!

بی‌تردید، اگر پرسپولیس را با همان صلابت و انسجامی ببینیم که برابر سپاهان به میدان آمد و استقلال را با همانند نو جسارت و سرعتی که مقابل تراکتور به نمایش گذاشت، باید گفت که بار دیگر دو قطب سنتی فوتبال ما، قرمز و آبی، به اوج بازگشته‌اند و هواداران را به روزهای طلایی امیدوار کرده‌اند. یعنی پرسپولیس با سبک بازی مبتنی بر مالکیت توپ، کنترل ریتم مسابقه و استفاده از تجربه بازیکنان کلیدی، نشان داد که همچنان تیمی است که می‌تواند در لحظات حساس، بازی را به سود خود بچرخاند. مربی این تیم، وحید هاشمیان با تأکید بر ساختار دفاعی منسجم و انتقال‌های حساب‌شده، تیمی ساخته که تا این جای کار کمتر اشتباه می‌کند و در بازی‌های بزرگ، شخصیت برنده  شدن را دارد.

 استقلال نیز اما با رویکردی تهاجمی‌تر و مبتنی بر سرعت، خلاقیت فردی و فشار بالا، نشان داده که می‌خواهد با فوتبال مدرن‌تری رقابت کند و همه مسائل لیک ٢۴ را فراموش کرده ! همچنان که مربی استقلال ریکاردو ساپینتو، با اعتماد به جوانان و استفاده از سیستم‌های انعطاف‌پذیر، تیمی روان و پرانرژی تشکیل داده که در ضدحملات  نسبتا خوب ظاهر می‌شود و از هر فرصتی برای ضربه زدن بهره می‌برد.

 در این میان، بازگشت قدرتمند این دو تیم نه‌تنها نوید رقابت‌های جذاب‌تر در لیگ را می‌دهد، بلکه می‌تواند سطح فنی فوتبالمان را نیز ارتقا دهد. سبک مربی‌گری متفاوت این دو تیم، یکی با تمرکز بر کنترل و تجربه، دیگری با تکیه بر سرعت و جسارت، تنوعی دل‌پذیر به لیگ خواهد بخشید و هواداران را به آینده‌ای پرهیجان امیدوار کرده است. البته به شرطی که این دو تیم، لیک گذشته را در نظر بگیرند و اشتباهات از چاله برون آمدن و به چاه افتادن را تکرار نکنند!

درس‌هایی که باید بیاموزیم!

در روزهایی که فوتبال با هیاهوی لیگ برتر، نقل‌وانتقالات پرزرق‌وبرق و رقابت‌های نفس‌گیر برای صدرنشینی های موقت و لرزان ، ذهن هواداران را تسخیر کرده، خبر درگذشت همزمان امامعلی حبیبی و رضا سوخته‌سرایی، دو اسطوره فراموش‌  ناشدنی کشتی ایران، ضربه‌ای سنگین بر دل ورزش کشور وارد کرد. این فقدان، نه فقط برای کشتی، بلکه برای تمام ورزش ایران، ضایعه‌ای فرهنگی و تاریخی است.

امامعلی حبیبی، ببر مازندران، نخستین طلایی ایران در المپیک ۱۹۵۶ با سه مدال جهانی و عضویت در تالار مشاهیر کشتی جهان، نماد قدرت، تکنیک و اخلاق بود. او کشتی را نه صرفاً برای پیروزی، بلکه برای خدمت به مردم معنا می‌کرد.

رضا سوخته‌سرایی  که به غول مهربان گلستان معروف شده، نیز با افتخارات در هر دو سبک آزاد و فرنگی و پرچمداری در سه دوره بازی‌های آسیایی، تجسمی از فداکاری و رفاقت بود. او حتی رشته‌اش را تغییر داد تا راه را برای علیرضا سلیمانی هموار کند؛ کاری که در دنیای رقابتی امروز کمتر دیده می‌شود.

اما چرا در ستونی که باید از فوتبال بنویسیم و از تیم ها و بازیکنان، از این دو، یاد می‌کنیم، خود داستانی دارد جداگانه. چون ورزش فارغ از نوع و رشته‌اش، در یک اصل مشترک است: رسیدن به مقام پهلوانی و پهلوانی یعنی دوستی با مردم، احترام، فداکاری، اخلاق و خیلی چیزهای دیگر. بنابراین در  زمانه ای که فوتبال گاه درگیر حواشی قراردادهای میلیاردی و رقابت‌های بی‌اخلاقی و دهها مسائل پنهان و نمایان می‌شود، یاد این دو پهلوان، تلنگری است برای بازگشت به ارزش‌هایی که ورزش را معنا می‌بخشند. شاید وقت آن رسیده که فوتبالیست‌های ما، در کنار تمرینات فنی و تاکتیکی، نگاهی هم به منش این بزرگان بیندازند و بیاموزیم این رفتن ها و خدا حافظی ها فرصتی است برای بازخوانی تاریخ ورزش ما، تاریخی که با عرق به میهن، اخلاق و عشق به مردم نوشته شده و شاید در میان هیاهوی فوتبال، صدای آرام، اما عمیق این دو پهلوان، هنوز بتواند راهی به دل نسل جدید باز کند!