نام نو، زاد چیست؟

نام نو، زاد چیست؟

پژمان ضیائیان/ مادر وقتی که دیگر سنگین راه می رفت، اطرافیان نگرانی شیرینی داشتند، هر لحظه گوش به زنگ بودند که مادر آه بکشد و آخ بگوید تا هرکسی برای کمک به سمتی بدود، مادربزرگ ها حرف های توصیه ای می زدند، یکی آمبولانس خبر می کرد، یکی استارت ماشین را می زد، یکی نگران به گوشه ای پناه می برد و احتمال هم داشت یکی دست نزدیک دهان کند و با تمام قوا کِل کشیده و ممتدی بزند و همه این ها، باز هم گوش به زنگ و چشم به درب دو لنگه بودند که صدای گریه ای بچه گانه و پر دلهره را بشنوند. چه آن هایی که در اتاق پهلوئی بودند و چه آنهائی که در سالن انتظار بیمارستان ناخن می جویدند. این زمان به سختی می گذشت، چند دقیقه بعد آرامش می آمد و لبخند و الی آخر... در قدیم وقتی که مادر، مدام ترشی طلب می کرد یا حلوا، بزرگترها حتی بدون کسب نظر صاحب مجلس!!! نام دخترانه ای و نام پسرانه ای در ذهن جا می انداختند و گاهی در مجالس به زبان می آورند و دلایل خود را متذکر می شدند و کمتر پدر و مادری بود که توانایی برگرداندن این نظریه را داشت و بالاجبار و با غیض و بغض این نام نهادن را می پذیرفتند و تنها کاری که از عهده شان بر می آمد، این بود که او را در خانه به نام مورد علاقه خود صدا می زدند. این رسم در همه خانواده ها مرسوم و جا افتاده بود. آقا پسر در شناسنامه عبدالرحمن نام داشت و اطرافیان به او سیروس می گفتند.

دخترها هم از این قاعده مستثنی نبودند. روزگار که به جلو می رفت و آداب و رسوم را تا حدی کنار می زد. پدر و مادر اختیاراتشان بیشتر شد و از این زمان بود که پسر و دختر خانواده اسم های با ردیف و قافیه!! همسان پیدا کردند، چه به لحاظ حروف، چه به لحاظ تشابه حروف و چه به لحاظ معنی. این دوره بود که اسم هائی عجیب و غریب از لابه لای هزاران سال تاریخ درآمد و بر بچه ها اطلاق شد. از یکی از پدرها معنای اسم پسرش را که پرسیدم گفت: به معنی قراول سمت چپ فلان پادشاه دادگر دوره قبل از تاریخ است!!! من هم پذیرفتم و خنده و افسوس خود را در دلم پنهان کردم. چون از حوصله و محتوای این مجموعــه مقالات به دور اسـت، نمی خواهـم از جشن تعیین جنسیت و مراسم نام گذاری این روزها بگویم زیرا رسم بی معنی، تفاخرانه و از نظر خیلی ها مسخره ایست که باید بر باعث و بانی آن هزاران چشم غره رفت و به حال پیروانش افسوس خورد، آن هم وقتی که می خوانیم، جاهائی هست که بچه تا چند سالگی هنوز شناسنامه ندارد، چه برسد به اسم. نام نهادن یک عرف برای آشنائی است ما در طول روز بسیار زیاد با نام هائی روبرو هستیم که به کارمان گره خورده است.

نام خیابان، نام کوچه، نام فروشگاه، نام همسایه، نام همکار، نام تیم، نام گل، نام فیلم، نام بازیگر و الی ماشاء ا... . در حوزه هنر و فرهنگ این نام گذاری ها برخی اوقات به قدری شناخته شده می شود که خیل بزرگی از انسان ها، می شناسندش و با شنیدن اسمش وجودش را به خاطر می آورند. نمونه می خواهید، تابلو لبخند ژوکوند، تابلو شام آخر، تابلو ظهر عاشورا، جام مارلیک، کتاب صد سال تنهایی، کتاب کوچه، همشهری کین، خانه دوست کجاست، سی آر سون و ژیان و ... . عکس هم از این عاقده مستثنی نیست، وقتی خانواده برای فرزند تازه متولد شده نام می گذارد عکاس هم برای کار تولیدی خود نامی  انتخاب می کند. عکاس برخی اوقات در یک موضوع مشخص تعدادی عکس می گیــرد و بر همــه آنها یک نام می گذارد مثلا مجموعــه ماسولــه، پروژه ها، بدون عنوان و... نام گذاری برای عکس چند دلیل می تواند داشته باشد که عمده آن به بیننده عکس کمک می کند تا حال و هوای فضای عکس را درک کند و نگاهش را روی خواسته عکاس متمرکز سازد.

وقتی نام عکس «پسر روزنامه فروش» است عکاس چندقدم تورا به جلو برده است تا بتوانی زوایای تصویر را با نام عکس درهم آمیخته و نتیجه گیری لازم را از مفهوم عکس  به دست آوری. داشتن نام برای هر عکس موضوع جذاب و جالبی است زیرا برخی اوقات نام هایی برای یک عکس انتخاب شده که هیچ تناسب ظاهری با عکس ندارد. آنگاه است که تو باید تلاش کنی تا دریابی که چرا عکاس این نام را برای عکـس خـود برگزیـده است. موضوع عکس ها و نام ها آنقدر کشش دارد که می توان در چند شماره به آن پرداخت. امیـد دارم بتوانـم این کار را انجام دهــم.