برگزاری یک جشنوارهی متفاوت به میزبانی سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری فارس
اینجا زندگی، «طعم امید» میدهد
هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ فاطیما اجازه میخواهد پای تریبون برود و از مادرش تشکر کند که در پختن غذا کمکش کرده است. این دختر هنرمند که بازیگر هم هست، با آن چشمهای بادامی و خندهی قشنگ میخواند: «مادر من مادر من تو یاری و یاور من» و بعد در آغوش مادر، گریهاش میگیرد. حالا نوبت حاضرین است که با بغض و خنده تشویقش کنند، فاطیما و 22 شرکتکنندهی دیگر را که فقط در جشنوارهی غذای «طعم امید» شرکت نکردهاند، آنها با وجود معلولیتهای حرکتی، بینایی و اختلال سندروم داون، قهرمانانه آمدهاند تا به جامعه اعلام کنند: «ما هم میتوانیم.»
در تالار هتل پارک سعدی، عطر قورمهسبزی پیچیده است و بوی شکرپلو با قیمه و برنجزعفرانزده. اما بیشتر از اینها عطر عشق، تلاش و امید است که در جایجای این محل به مشام میرسد. شرکتکنندههای گروه اول از صبح در آشپزخانه مشغول پختوپز بودهاند و گروه دوم مشغولاند. حالا نتیجهی ساعتها زحمتی که تنهایی یا با کمک مربیان کشیده شده به قشنگترین شکل روی میزها خودنمایی میکند.
حرکت قطار گردشگری
حیدرعلی زاهدیاننژاد معاون گردشگری ادارهی کل میراث فرهنگی مهربانانه دربارهی این برنامه برایم توضیح میدهد: «امروز در خدمتتان هستیم با مسابقهی طعم امید 6 با موضوعیت آشپزی و به میزبانی استان فارس و شهر شیراز برای جامعهی هدف معلولین که از سه قشر جسمی حرکتی، سندروم داون و نابینایان تشکیل میشود. هدف از اجرای برنامه، توجه به قشر خاص جامعهی معلولین با نگاه دسترسپذیر بودن تأسیسات گردشگری نسبت به این عزیزان و رویدادهای خاصی است که میتواند به گردشگری کمک کند. هدف از این رویدادها ایجاد مسیر دو طرفهای هست که از طرفی به تأسیسات و جامعهی گردشگری کمک کند و از طرفی به قشرهای خاصی که آنها را هم در این جامعهی هدف قرار دهیم.» طبق گفتههای این مقام مسئول، جشنواره با هدف ایجاد نشاط اجتماعی و شناسایی استعدادهای برتر در حوزههای گردشگری و هنرهای بومی برگزار شده و اختتامیهاش در سطح منطقه با حضور چهار استان در شهر صدرا، بستر مناسبی برای تقویت تعاملات فرهنگی و اشتراکگذاری الگوهای موفق در زنجیرهی ارزش گردشگری جنوب کشور فراهم خواهد کرد. وی ادامه میدهد: «حضور عزیزان در برنامههای اینچنینی باعث ترغیب و تشویق قشرهای خاص میشود و این رویدادها قطعا تأثیر بهسزایی در حرکت قطار گردشگری خواهد داشت تا انشاءالله این قطار، روی ریل بیفتد، سرعت بیشتری بگیرد و مسافران دیگری را هم در این مسیر سوار کند.» زاهدیان، خوشبینانه دربارهی استمرار چنین برنامههایی اظهار میکند: «قطعا نمونههای بیشتری از این برنامهها را در فارس و شیراز خواهیم داشت تا تأثیرگذار باشند.»
نیازسنجیهای فرد معلول
لیلا رحمانیفر مسئول دبیرخانهی مناسبسازی استان نیز دربارهی «طعم امید 6» میگوید: «از شرکتکنندگان امروز، 9 نفر دارای معلولیت جسمیحرکتی، 6 نفر روشندل و 8 نفر سندرومداون هستند. مرحلهی منطقهای جشنواره با حضور 3 برگزیده از هرکدام از استانهای بوشهر، کهگیلویهوبویراحمد، خوزستان و فارس برگزار خواهد شد که 25ام در فینال مسابقات به رقابت میپردازند.» وی ادامه میدهد: «از انگیزههای برگزاری این مسابقه، شناختن توانمندیها این افراد، استقلال و بحث گردشگریشان است. یعنی جامعه، توانمندی این افراد را در موضوعات استقلال و آشپزی ببیند که مثلا یک فرد نابینای مطلق چطور میتواند غذایی خوشمزه درست کند. این توانمندیها میتواند از طریق گردشگر دیده شود. سازمان میراثفرهنگی نیز بهخاطر پتانسیلش در بحث گردشگری برگزارکنندهی این برنامه شده است تا بتوان از طریق این کانال به جامعه نشان داد یک فرد معلول هم نیاز به تفریحاتی سفر و... دارد و باید بحث مناسبسازی در هتلها برایش جدی گرفته شود. از ورود با ویلچر به هتل تا استفاده از امکانات رفاهی آن. این جشنواره همتی است تا این قشر در زمینهی گردشگری بیشتر دیده شوند.»
امید، خوشترین طعم جهان است
بهزاد مریدی؛ مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان فارس با تیم همراه، بازدید از میز خوراکیها را از ابتدای سالن شروع میکند. یکبهیک با شرکتکنندهها خوشوبش کرده، از غذاها میچشد و تعریف میکند. او سپس در صحبتهایش در جمع حضار، ارادهی این توانیابان را بالاتر از هر محدودیتی میخواند و آنها را با اسطورهها مقایسه میکند. مریدی میگوید: «هر فضایی بویی و هر بویی خاطرهای دارد. اما امروز در این سالن، بویی میپیچد که از هر عطری خوشتر است؛ بوی اراده و عطر امید. ما اساطیر را میشناسیم، اما امروز با کسانی روبرو هستیم که با وجود کاستیهای جسمی، روح بلندشان از آنها اسطوره ساخته است.» وی شرکتکنندگان را خطاب قرار میدهد: «شما با دستان اراده، نمکِ صبر را به ادویهی امید پیوند زدید و در دیگِ این رقابت، عزت را پختید. مهم نیست دیوارها بلند یا راهها سخت بودند؛ شما با هنرتان، دیوارهای ناممکن را فرو ریختید.» مریدی ادامه میدهد: «ما انسان ناسوتی، لاهوتی و جبروتی را دیدهایم که توانسته لاهوت و جبروت را درک کند و با دیگران یکی نیست. حضور شما در اینجا یعنی پیروزی روح بر خاک و رقص شادی در قلب محدودیتها. طعم این مسابقه، نه در رقابت و چشایی و دستور پخت، بلکه در لبخندی است که از دل سختی جوانه زده است. شما امروز میراثی از جسارت و مهر ساختید و به دنیا نشان دادید امید، خوشترین طعم جهان است.»
مدیرکل میراثفرهنگی فارس در بخش دیگری از صحبتهایش با ابراز خرسندی از پایان موفقیتآمیز مرحلهی استانی این جشنواره، تقویت عوامل محیطی و انگیزشی را برای حضور فعالتر این قشر در جامعه ضروری میداند و میگوید: «در مواجهه با این عزیزان موظفیم سه حوزهی انگیزشی، محیطی و فیزیکی را تقویت کنیم و اولویت اصلیمان در مجموعه میراثفرهنگی، دسترسپذیر کردن تمامی اماکن تاریخی و گردشگری برای حضور بدون محدودیت است.» وی بیان میکند: «در این مسابقه، تمرکز اصلی بر غذاهای اصیل ایرانی و سنتی شیراز و فارس جالب بود و غذاهایی مثل شکرپلو و حلواهای سنتی نشان داد جشنوارههای غذا میتوانند در جذب گردشگر در استان فارس موثر باشند.» مدیرکل میراثفرهنگی فارس تأکید میکند: «در این جشنواره دیدیم چطور عشق و محبت ایرانی در پخت غذاها موج میزد و این میتواند مبنایی برای برگزاری جشنوارههای تخصصی و سراسری در آینده باشد.»
معلولیت، محدودیت نیست
حمید گودرزی؛ مدیرکل بهزیستی فارس هم در این جلسه بیان میکند: «بسیار افتخار میکنم علیرغم محدودیتهای ناخواستهای که ما مسئولین و جامعه برای افراد دارای معلولیت ایجاد کردهایم، این عزیزان چنین توانمندیهایی از خود نشان میدهند که من در مقابلش احساس حقارت میکنم. این حرکت، مصداق این شعار بارز است: معلولیت، محدودیت نیست.» وی رویکرد سالهای اخیر سازمان بهزیستی را توانمندسازی میخواند و بعضی شاخصههای آن را ورزشدرمانی، هنردرمانی و برگزاری چنین رویدادهایی بیان میکند که هم فرصت و هم تهدید است. فرصت برای کشف توانمندیها و کمک به اقتصاد جامعه و تهدید برای سنگین شدن این مسئولیت. عسگری بر ایجاد راهکارهایی برای کشف سایر ظرفیتهای جامعهی معلولین تأکید میکند.
23 قهرمان، 3 منتخب
بعد از داوریهایی که انجام میشود سراغ شرکتکنندگان میروم و میزی که هر گوشهی آن با سلیقهای عالی چیده شده است. بچهها غیر از غذای اصلی، سفرههای خود را با سلیقههای مختلف تزیین کردهاند. از پارچ دوغ با گل محمدی و سالاد شیرازی و ترشی بنه و کلم و ژله تا پارچهی ترمه و شمع و گلخشک و پیاز و جعفریهایی با طرح گل. با اشتیاق برایم از حسوحال خوبشان در مسابقه میگویند. یکیشان مدرک آشپزی دارد و آن یکی در رشتهی بسکتبال هم فعالیت میکند. فاطمه که معلولیتش از ناحیه چشم است غذایش را با سلیقه چیده و مربیاش از هنرهای این نوعروس میگوید که روانشناس و مربی زبان هم هست. بانویی مواد اولیهی شکرپلو را با حوصله توضیح میدهد و اصرار میکند از غذایش بچشم. برنجی که عطر و طعم هل و گلاب و زعفران و خلال پسته و بادام دارد. «برنج، خورش سبزی، ترشی و...» محمد یکییکی اسم غذاهای مقابلش را برایم میگوید. او و حسین و حمید کنار هم نشستهاند و هرسه سندروم داون دارند. حالا نوبت گروه دوم است که حاصل تلاششان را به داوری و تماشا بگذارند. از هر 23 نفر همراه با عوامل برگزارکننده با تابلوی کاشی هفترنگ شیراز و لوح تقدیر میشود و در نهایت بعد از ساعتها رقابت، در فضایی پر هیجان، سه هنرمند مرحلهی نهایی اعلام میشوند. سارا روستا، فاطمه همایونی و حسین زارعحقیقی با صدای تشویقهای بیامان جلوی سن میآیند و سکینه ایوبی و صغری دهقان هم برای تلاشهایشان جایزهی ویژهی هیأت داوران را میگیرند.
چشمهای روشن مهناز
مراسم به پایان میرسد. مهمانها میروند و هتل از هیاهوی دقایقی قبل، خالی میشود. جلوی محوطهی بیرونی در انتظار تاکسی ایستادهام. بانویی ویلچرنشین که از برگزیدگان جشنواره نیز هست، همراه خانوادهاش بهسختی سوار ماشین کوچکشان میشوند، ناگهان صدایم میزند و صمیمانه مسیرم را میپرسد و من فکر میکنم مهربانی، تبار این عزیزان است. مثل مریم باغشنی وقتی با آن قامت کوچک، برای حضار ترانهی محلی میخواند و فاطیما وقتی با لبخند شرمگینش میگفت دوستم دارد، هانیه و فاطمه وقتی پلوخورش سبزیشان را تعارفم کردند و مهناز پارسایی؛ بانویی با فوقلیسانس روانشناسی که برایم از تلاشهای بینتیجهاش جهت استخدام گفت و اینکه با وجود همهی ناامیدیها به دلش افتاده در مسابقه شرکت کند بلکه امروز چراغی در مسیر مشکلاتش روشن شود. آنوقت لبخند زد و من در ته چشمهای زیبای سبز کمسویش، انگار نوری دیدم. نور نه، روشنترین کهکشان جهان.

Admin 6 



