گزارش "خبرجنوب" به مناسبت ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر

آینده دخترانه؛ از خواستن تا ساختن

آینده دخترانه؛ از خواستن تا ساختن

مرجان دهقانی-« خبرجنوب» / یکم ذی‌القعده روز دخترنام گذاری شده است؛ روزی که نام حضرت معصومه (س) تداعی‌گر پاکی، ایستادگی و مهربانی زنانه‌ای است که در تاریخ تشیع چون چراغی روشن ماند. اما امسال، این روز در شرایطی تکرار می‌شود که نه صلح که «نفس‌گیری جنگ» را تجربه می‌کنیم. آتش‌بس، لحظه‌ای است برای نگاه به زخم‌ها، رویاهای برزمین‌مانده و سوالی که کمتر پرسیده می‌شود: دختران این سرزمین در این میان چه می‌خواهند؟

به بهانه ولادت بانوی کرامت، پای صحبت دخترانی نشسته‌ایم در کوچه‌های خاک‌گرفته، در کلاس‌های نیمه‌تعطیل و پشت پنجره‌هایی که هنوز نگران صدای بمباران‌اند. از آنها پرسیده‌ایم: «با این شرایط چه آرزویی داری؟»، «به چه چیزی دلخوشی؟»  پاسخ‌هایشان نه از سر سیاست، که از جنس نفس‌های صبحگاهی کودکی است که بزرگ شدن را در بحران تمرین کرده است.

دختران این سرزمین، لطیف‌ترین و پرامیدترین موجودات این روزهای سخت‌اند. آنها هنوز به فردای روشن باور دارند. هنوز از تغییر دنیا حرف می‌زنند. هنوز در چشمانشان ستاره‌هایی است که خاموش نشده. آرزوهایشان بزرگ است، دلشان پر از مهربانی، و توانمندی‌شان فراتر از آنچه ما تصور می‌کنیم.

اما در همین روزهای پر از امید، دل ما برای دخترانی می‌سوزد که دیگر نیستند. برای بیش از ۱۵۰ دانش‌آموز دختر شهر میناب که با هزار آرزو در دل، شهید شدند. آرزوهایی که هرگز به زمین نرسید، رویاهایی که نیمه‌کاره ماند، لبخندهایی که خاموش شد. آنها هم روزی پای صحبت خبرنگاری نشسته بودند، هم آرزو داشتند، هم به فردا امید بسته بودند. امروز، روز دختر، یادشان را با تمام وجود گرامی می‌داریم.این گزارش، فقط روایت نشستن و شنیدن نیست. این یک فریاد آرام است از طرف تمام دخترانی که هنوز نفس می‌کشند و آنهایی که نفس‌هایشان در میناب ماند، با هزار آرزوی ناتمام.

این دختران، لطیف و پرامید، از صلح گفتند، از مدرسه، از مهربانی، از برابری، از رویاهایی که هنوز زنده است. اما در همین روز، یاد ۱۵۰ دانش‌آموز میناب هم با ماست؛ آنهایی که آرزوهایشان نیمه‌کاره ماند.

ما بزرگ‌ترها، ما جامعه، مسئولیم. اگر دختری آرامش می‌خواهد، باید آرامش را برایش بسازیم. اگر به مدرسه عشق می‌ورزد، باید مدرسه را امن کنیم. اگر رویای قهرمانی در المپیک دارد، باید باورش کنیم. اگر می‌گوید «مرا با برادرم برابر بدانید»، باید درک  کنیم.