«پسر تالاب»؛ روایتی از پیوند انسان، طبیعت و بحران آب در فارس
در حالی که تغییرات اقلیمی و بحرانهای زیستمحیطی، نقشه طبیعت ایران را بازتعریف میکنند، استان فارس با یکی از حساسترین چالشهای تاریخی خود یعنی تهدید نابودی ذخیرهگاههای زیستکره روبرو است، وضعیتی که واکنشهای گستردهای را از سوی متخصصان، فعالان و هنرمندان برانگیخته است.
به گزارش خبرنگار ایرنا، از خاکهای تشنه گرفته تا تالابهایی که روزبهروز به خشکی نزدیکتر میشوند، همه چیز نشان میدهد که زیستبوم استان فارس تنها یک موضوع علمی نیست، بلکه یک بحران انسانی و فرهنگی است که با سرعت در حال پیشروی است.
امروز دیگر نمیتوان از کنار خشکسالیهای پیدرپی، کاهش سطح آب تالابها و تغییر سیمای زیستبوم با بیتفاوتی گذشت، چرا که هر قطره آب از دست رفته، تنها یک عدد در نمودارهای اقلیمی نیست، بلکه پایانی بر یک سبک زندگی و فرسایش میراثی است که هزاران سال با این سرزمین پیوند خورده است.
این وضعیت بحرانی، موجی از واکنشها را در لایههای مختلف جامعه ایجاد کرده است و از یک سو، دانشمندان و متخصصان با هشدارهای مداوم، بر ضرورت نگاه علمی به توسعه تاکید میکنند و از سوی دیگر، جوامع محلی و عشایر که نخستین قربانیان این تغییرات هستند، با تمام توان برای حفظ هویت و معیشت خود در برابر این طوفان طبیعت و تغییرات اقلیمی ایستادهاند.
در این میان، میانجیگری هنر و سینما نیز به عنوان ابزاری برای ثبت این لحظات تاریخی و بیدار کردن وجدان جمعی، جای خود را در میان این معادلات پیدا کرده است. روایتهایی که نه تنها از بحران، بلکه از امید و تلاش انسانها برای حفظ این گنجینه ملی حکایت میکنند.
زیستبومی که نفسهایش به شماره افتاده است
ذخیرهگاه زیستکره ارژن و پریشان، که در سال ۱۳۵۴ در فهرست ذخیرهگاههای زیستکره یونسکو ثبت شد، یکی از ارزشمندترین گنجینههای طبیعی کشور است. این منطقه با مساحتی افزون بر ۹۱ هزار هکتار، از ارتفاعات ۸۰۰ تا ۲۹۰۰ متری برخوردار است و همین تنوع ارتفاعی، زیستگاهی بیهمتا برای گونههای شاخصی چون خرس قهوهای، گربه جنگلی، سمورسنگی، گرگ، شغال و دهها گونه پرنده مهاجر و بومی فراهم کرده است.
تالاب ارژن با حدود ۲ هزار هکتار وسعت، در گذشته پناهگاه پرندگان مهاجری چون فلامینگو، درنا و عقاب ماهیگیر بوده است، پرندگانی که از دشتهای سیبری به این نقطه از زاگرس کوچ میکردند.
فریاد «پسر تالاب» از ذخیرهگاه زیستکره فارس
تهیهکننده مستند «پسر تالاب» در گفتوگو با خبرنگار ایرنا از پیوند عمیق میان بقای اکوسیستم دشت ارژن و تداوم سبک زندگی جوامع محلی سخن گفت و بر ضرورت ثبت حافظه تصویری این منطقه استراتژیک تاکید کرد.
محمد ناصریراد در خصوص مستند پسر تالاب اظهار کرد: آغاز این اثر به یک مواجهه واقعی با دشت ارژن بازمیگردد، وقتی مهدی فلامرزی، کارگردان اثر، سوژهای را در حاشیه تالاب دشت ارژن یافته و پیشنهاد حضور در منطقه را مطرح کرده بود.
وی با اشاره به تجربیات پیشین خود گفت: اگرچه سالها درباره شگفتانگیز بودن تالاب دشت ارژن شنیده و بارها از جادههای آن عبور کرده بودم، اما نخستین بار که وارد قلب ارژن شدم، چیزی فراتر از یک منظره طبیعی را تجربه کردم.
ناصری راد تاکید کرد که در آن جغرافیا، انرژی زنده و عجیبی جریان داشت که گویی سرزمین با انسان گفتوگو میکرد و در همان لحظه دریافتم که این مکان ظرفیت یک روایت سینمایی را دارد و باید پیش از آنکه دیر شود، حافظه تصویری آن ثبت شود.
وی در ادامه گفت: در آن سفر احساس کردم وارد فیلمی شدم که هنوز ادامه دارد و شخصیت اصلی آن خود طبیعت است. در هر سو، رد مداخله انسانی بر پیکر تالاب از جمله کاهش سطح آب، تغییر سیمای زیستبوم و فشار بر منابع طبیعی دیده میشد؛ چشماندازی که آینده این اکوسیستم را با نگرانی مواجه کرده است.
به گفته این تهیه کننده، بر این اساس تصمیم گرفتم دوربین را به حافظه این سرزمین تبدیل کنم و روایت را از دل زندگی مردم بیرون بکشم.
ناصری راد در پاسخ به این پرسش که آیا دغدغه اصلی محیطزیست بوده یا روایت زندگی عشایر، توضیح داد: این دو از هم جدا نیستند و در دشت ارژن، طبیعت و انسان یک موجودیت واحد را شکل میدهند؛ با آسیب دیدن تالاب، نخستین پیامد آن در معیشت عشایر عرب کوچرو دیده میشود و تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای پیدرپی و برهم خوردن چرخههای طبیعی، دامداری، کوچ، منابع آب و امنیت اقتصادی خانوادهها را تحت تاثیر قرار داده است.
وی تاکید کرد که «پسر تالاب» درباره پیوند عمیق میان اکولوژی و فرهنگ است؛ جایی که نابودی یک زیستبوم به معنای فرسایش یک شیوه زندگی و از دست رفتن میراث ناملموس یک جامعه محلی است.
ناصریراد با اشاره به اهمیت استراتژیک دشت ارژن برای سینمای مستند، گفت: دشت ارژن و پریشان تنها ذخیرهگاه زیستکره استان فارس است، منطقهای که در آن تنوع زیستی، گونههای گیاهی و جانوری، مسیرهای کوچ عشایر و فرهنگ بومی در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
وی افزود: این زیستبومی که تا سالها قبل محل زیست شیر یال کوتاه ارژن بوده، علاوه بر یک پهنه طبیعی، یک سند زنده از رابطه انسان و محیط است.
ناصری راد هشدار داد که هر تصمیم توسعهای که بدون نگاه علمی و اکولوژیک در این منطقه اجرا شود، آثارش تا سالها بر آب، خاک، حیات وحش و زندگی مردم باقی میماند و وظیفه سینمای مستند ثبت این لحظه تاریخی است.
موثرترین حافظان طبیعت، مردم همان سرزمین هستند
وی در خصوص تاکید بر جوامع محلی در این فیلم بیان کرد که باور دارد موثرترین حافظان طبیعت، مردم همان سرزمین هستند، جوامع محلی صرفا مخاطب پروژههای محیطزیستی نیستند، بلکه صاحبان دانش بومی و شریک اصلی حفاظت از زیستبوماند.
تهیه کننده مستند پسرتالاب خاطرنشان کرد: عشایر عرب و مردم بومی دشت ارژن نسلها با تالاب پریشان و ارژن زندگی کردهاند و شناخت آنها از اقلیم، آب، پوشش گیاهی و چرخه طبیعت، سرمایهای ارزشمند است و مسیر آینده منطقه از توانمندسازی این مردم میگذرد.
سینما زمانی اثرگذار است که انسان را دوباره با سرزمین آشتی دهد
ناصریراد تصریح کرد: «پسر تالاب» دعوتی برای تماشای یک بحران از فاصله نزدیک است؛ بحرانی که همیشه با آمار و نمودار شناخته نمیشود، بلکه گاهی در چهره یک کودک، حرکت گلهای در مسیر کوچ و سکوت یک تالاب خود را آشکار میکند و سینما زمانی اثرگذار است که انسان را دوباره با سرزمین آشتی دهد و مسئولیت جمعی ما را یادآوری کند.
مستند کوتاه «پسر تالاب» به کارگردانی مهدی فلامرزی و تهیهکنندگی محمد ناصریراد، به عنوان تنها نماینده شیراز در بخش مسابقه مستند چهلوسومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران انتخاب شد.
این اثر از تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران، دفتر شیراز است و با نگاهی انسانشناسانه، شاعرانه و محیطزیستی، زندگی عشایر عرب کوچرو و پیوند دیرینه آنان با تالاب بینالمللی دشت ارژن را روایت میکند.
نفسهای زیست بوم فارس به شماره افتاده است
این زیستبوم بینظیر درگیر مرگی تدریجی است؛ تالاب پریشان به دلیل خشکسالی و برداشت بیرویه آب، به طور کامل خشک شده و تالاب ارژن نیز به جز بخش کوچکی، از آب خالی شده است.
این بحران، نه تنها حیاتوحش و تنوع زیستی منطقه را تهدید میکند، بلکه زندگی جوامع عشایری و محلی را نیز با چالشهای عمیقی روبهرو ساخته است.
پسر تالاب بر پایه سینمای مشاهدهگر و ساختار تعاملی شکل گرفت
مهدی فلامرزی کارگردان اثر «پسرتالاب» درباره رویکرد روایی و ساختار این مستند گفت: پسر تالاب بر پایه سینمای مشاهدهگر و ساختار تعاملی شکل گرفت، دوربین در جایگاه ناظر خاموش باقی ماند تا زندگی روزمره، مناسبات انسانی و رابطه کودک با تالاب در جریان طبیعی خود آشکار شود، ریتم فیلم از زیست واقعی شخصیتها و حافظه اقلیم به وجود آمده و تلاش کردیم مخاطب را در متن تجربه زندگی قرار دهیم.
او بیان کرد: پسر تالاب تلاشی برای ثبت حافظه یک سرزمین و تبدیل دغدغه محیطزیست به زبان سینماست، روایتی از انسانهایی که سرنوشتشان با آب، تالاب و بقا گره خورده است.
این مستند پیشتر به عنوان فیلم افتتاحیه دومین جشنواره بینالمللی فیلم فضای باز ایران نیز به نمایش درآمده بود و اکنون حضور در چهلوسومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، ادامه مسیر جشنوارهای یکی از مهمترین آثار محیطزیستی سینمای مستند شیراز به شمار میآید.
فریاد پسر تالاب از ذخیرهگاه زیستکره فارس
«پسر تالاب» تنها یک مستند نیست؛ فریادی آرام از ذخیرهگاه زیستکره فارس است که در قاب جشنواره چهلوسوم تهران، به صدای وجدان محیطزیستی بدل میشود.
اگر آب هست، زندگی هست و اگر تالاب بماند، حافظه زمین نیز باقی میماند.
ادمین ۵ 







