آینده گردشگری کهگیلویه و بویراحمد؛ از ظرفیتهای خام تا مقصدی خلاق و هوشمند
وقتی صحبت از آینده گردشگری کهگیلویه و بویراحمد به میان میآید، نام رودخانه بشار، طبیعت کوهستانی، اردوگاههای گردشگری و جاذبههای فرهنگی استان بهتنهایی کافی نیست. مساله اصلی این است که چگونه میتوان این ظرفیتها را از مجموعهای از جاذبههای پراکنده به یک «محصول گردشگری» تبدیل کرد؛ محصولی که دیده شود، روایت داشته باشد و بتواند گردشگر را برای سفر متقاعد کند.
hین پرسش، محور سخنان محسن شجاعی، مدیرکل بازاریابی و توسعه گردشگری خارجی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در نشستی با فعالان حوزه گردشگری و فناوری استان بود؛ نشستی که در آن، آینده این صنعت بیش از گذشته با واژههایی مانند خلاقیت، هوش مصنوعی، برندینگ و مشارکت بخش خصوصی گره خورد.
یک هدف بزرگ و یک پرسش دشوار
شجاعی با اشاره به ضرورت تدوین برنامهای مشخص برای توسعه گردشگری، گفت هدفگذاری کشور باید دستیابی به ظرفیت ۶۰ میلیون گردشگر باشد؛ اما رسیدن به چنین هدفی بدون برنامهریزی استانی و تعیین اولویتهای روشن امکانپذیر نیست.
او تأکید کرد که هر استان باید متناسب با داشتههای خود مشخص کند در پنج سال آینده دقیقاً میخواهد در کدام بخش گردشگری سرمایهگذاری کند.
پشت این سخنان، یک پرسش ساده اما تعیینکننده قرار دارد: مزیت اصلی کهگیلویه و بویراحمد چیست؟
استانی که هم طبیعت، هم فرهنگ و هم ظرفیتهای گردشگری شهری و روستایی دارد، اگر بخواهد در همه حوزهها بهطور همزمان حرکت کند، ممکن است منابع محدود خود را پراکنده کند.
شجاعی بر همین اساس خواستار آن شد که شورای سیاستگذاری گردشگری استان، یک اولویت مشخص برای پنج سال آینده تعیین کند؛ اولویتی که بتواند سایر اقدامات را نیز حول خود سازمان دهد.
از نگاه او، توسعه گردشگری پیش از آنکه به بودجه و پروژه وابسته باشد، به اراده برای تغییر نیاز دارد؛ ارادهای که باید میان دستگاههای مختلف شکل بگیرد.
وقتی فناوری وارد روایت یک مقصد میشود
در سالهای گذشته، معرفی یک مقصد بیشتر به عکسهای زیبا، بروشورهای تبلیغاتی و گزارشهای رسانهای وابسته بود؛ اما امروز مسافر پیش از آنکه راهی جاده شود، ممکن است مقصد خود را در فضای دیجیتال جستوجو کند، تصاویر آن را ببیند، مسیر سفرش را با ابزارهای هوشمند طراحی کند و حتی پیش از ورود، تجربهای مجازی از مقصد داشته باشد.
شجاعی معتقد است آینده گردشگری به سمت گردشگری خلاق و مبتنی بر هوش مصنوعی حرکت میکند.
به گفته او، فناوریهای نوین میتوانند در معرفی مقصد، بازاریابی، برنامهریزی سفر و ارائه خدمات گردشگری نقش مؤثری داشته باشند.
این نگاه، یک تغییر مهم را به همراه دارد: دیگر کافی نیست جاذبهای وجود داشته باشد؛ آن جاذبه باید قابل روایت، قابل جستوجو، قابل تجربه و قابل فروش باشد.
شجاعی با اشاره به تغییر تصویر مقاصد گردشگری در جهان، گفت کشورها تلاش میکنند با ابزارهای نوین، روایت و تصویر تازهای از مقاصد خود ارائه دهند.
برای کهگیلویه و بویراحمد، این یعنی طبیعت و فرهنگ استان باید از قاب عکس فراتر برود و به تجربهای تبدیل شود که بتوان آن را در قالب تور، رویداد، محتوای دیجیتال، محصول محلی یا یک کسبوکار گردشگری عرضه کرد.
بشار، اردوگاهها و ظرفیتهایی که هنوز منتظرند
در سوی دیگر این معادله، مساله زیرساخت قرار دارد؛ جایی که عیسی شهامت، معاون عمرانی استاندار کهگیلویه و بویراحمد، بر نیاز استان به حمایت بیشتر دولت تأکید کرد.
شهامت گفت ظرفیتهای مناسبی برای توسعه گردشگری در استان وجود دارد، اما استفاده از آنها به زیرساخت، حمایت دستگاههای اجرایی و تقویت سرمایهگذاری نیازمند است.
او از ۱۴ اردوگاه گردشگری استان بهعنوان یکی از ظرفیتهایی یاد کرد که باید هرچه سریعتر تعیین تکلیف شوند.
برای یک سرمایهگذار، یک اردوگاه نیمهفعال فقط یک پروژه ناتمام نیست؛ فرصتی است که هنوز به کسبوکار تبدیل نشده است. برای گردشگری که وارد استان میشود نیز، زیرساخت مناسب میتواند تفاوت میان یک سفر چندساعته و اقامتی چندروزه باشد.
شهامت همچنین خواستار نهایی شدن طرح جامع گردشگری استان تا پایان شهریورماه شد؛ طرحی که به گفته او باید ظرفیتها، اولویتهای توسعه و نیازهای زیرساختی را بهطور دقیق مشخص کند.
در همین چارچوب، رودخانه بشار در یاسوج نیز بهعنوان یکی از ظرفیتهای مهم گردشگری شهری مطرح شد؛ ظرفیتی که میتواند با برنامهریزی مناسب به بخشی از هویت گردشگری مرکز استان تبدیل شود.
از جاذبه تا برند
اما حتی بهترین زیرساختها نیز اگر هویت مشخصی نداشته باشند، لزوماً مقصدی قدرتمند نمیسازند.
شهامت بر ضرورت ایجاد برند گردشگری برای کهگیلویه و بویراحمد تأکید کرد؛ اینکه استان باید بداند با چه هویت و تصویری میخواهد در بازار گردشگری کشور معرفی شود.
این موضوع، مکمل سخنان شجاعی درباره گردشگری خلاق است. یک برند موفق تنها یک شعار یا نشان تجاری نیست؛ روایتی منسجم است که به گردشگر پاسخ میدهد چرا باید این مقصد را انتخاب کند.
در چنین روایتی، طبیعت میتواند بخشی از داستان باشد، فرهنگ و زندگی مردم بخش دیگری و غذا، صنایعدستی، روستاها، رودخانهها و تجربههای محلی حلقههای تکمیلکننده آن.
گردشگری از پشت میز دولت بیرون میآید
هر دو مسئول بر نقش بخش خصوصی و کسبوکارهای نوآور تأکید کردند.
شجاعی اتاق بازرگانی را یکی از ظرفیتهای مهم برای ورود سرمایه و شکلگیری کسبوکارهای جدید دانست و شهامت نیز بر حمایت از استارتآپهای گردشگری و حضور بیشتر شرکتهای فناور تأکید کرد.
در این نگاه، دولت قرار نیست بهتنهایی صنعت گردشگری را بسازد. نقش دولت بیشتر فراهم کردن بستر، رفع موانع و ایجاد هماهنگی است و بخش خصوصی باید ایده را به محصول و محصول را به بازار تبدیل کند.
حتی پیشنهاد افزایش تفویض اختیار به استان نیز از همین زاویه مطرح شد؛ اینکه بخشی از مسائل با تصمیمگیری سریعتر در داخل استان حل شود و پروژهها در چرخه طولانی تصمیمگیری گرفتار نمانند.
در پایان نشست، مدیران گردشگری، فعالان اقتصادی و شرکتهای فناوری درباره گردشگری خلاق، فناوریهای نوین و افزایش مشارکت بخش خصوصی گفتوگو کردند.
اما شاید مهمترین پیام این نشست، نه در یک پروژه مشخص، بلکه در تغییر زاویه نگاه به آینده گردشگری استان نهفته باشد: کهگیلویه و بویراحمد برای دیده شدن، فقط به جاذبههای بیشتر نیاز ندارد؛ به روایت بهتر، برنامه مشخصتر، فناوری هوشمندتر و کسبوکارهایی نیاز دارد که بتوانند ظرفیتهای موجود را به تجربهای واقعی برای گردشگر تبدیل کنند.
و شاید از همینجا بتوان پاسخ پرسش اصلی را پیدا کرد؛ اینکه آینده گردشگری استان نه صرفاً در داشتههایی که امروز دارد، بلکه در توانایی آن برای تبدیل این داشتهها به تجربهای خلاق، هوشمند و قابل عرضه رقم خواهد خورد.
ادمین ۵ 




