وقتی هوش مصنوعی زمام امور را در دست میگیرد
نگاهی به «چبپست» تنها نمایندهی تئاتر صحنهای خوزستان در جشنوارهی فجر
هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ دومینیوس مالک سوئیت غیبش زده است. ماکرو، فیلیپس و جنرال رباتهای خدمتکار(بیگار) سوئیت هستند. پِیک، یک بیگار جایگزین را بنا به سفارش قبلی دومینیوس بهجای جنرال؛ سرپیشخدمت سوئیت میآورد و خبر میدهد همهی آدمها رفتهاند. ورود سرپیشخدمت جدید سونیا، سرآغاز اتفاقاتی جدید است. «چیپست» نمایشی اجتماعی تخیلی که از تسلط رباتها به زندگی انسان میگوید، به عنوان تنها نمایندهی استان خوزستان به جشنوارهی بینالمللی فجر راه یافت. همین موضوع، بهانهای شد تا سراغ نویسنده و کارگردانش برویم و بیشتر با این اثر نمایشی آشنا شویم.
تقابل رشد تکنولوژی و زوال انسان
شهرام پورعسکر نویسنده، کارگردان و طراح نمایش چیپست اهل آبادان است. او که از سال ۱۳۹۵ سرپرستی گروه «دیگر» را بر عهده دارد، مدرس تئاتر و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی است. پورعسکر کارگردانی آثار مختلفی را انجام داده و بهعنوان بازیگر، کارگردان و نویسنده در جشنوارههای متعددی برگزیده شده و فعالیت سینمایی نیز دارد. وی که امسال همراه با علی عباسیه، نویسندگی و کارگردانی نمایش چیپست را بر عهده داشتهاند، دربارهی ایده اثر میگوید. «امروزه هوش مصنوعی به جایی رسیده که در تکتک گوشیها نصب است. این ذهنیت برای من و علی عباسیه ایجاد شد که اگر روزی هوش مصنوعی امور زندگیمان را به دست بگیرد چه پیش میآید؟ ریشهی دوم شکلگیری طرح از داستانی کوتاه آمد دربارهی مکانی که اشیا زندگی میکنند و هیچ انسانی نیست. این اشیا در ذهنمان تبدیل شدند به ربات و بعد به تراشههایی فکر کردیم که میتواند در ذهن انسان کاشته شود. رشد تکنولوژی و زوال انسان در تقابل هم، ایدهی اصلی نمایش است. امروزه میگویند انسان، سابجکت جهان و بقیه آبجکت و برنهاد آن هستند. ولی ما فکر کردیم اگر روزی هوش مصنوعی بهعنوان سابجکت و سوژه عمل کند و انسان و جهان آبجکت آن شوند چه اتفاقاتی میافتد؟ قصهی ما دربارهی آیندهی زمین است، وقتی که هوش مصنوعی زمام امور را در دست بگیرد و انسان نباشد. چیپست بُرد و تراشهی اصلی و زمینه و مغز متفکر هر وسیلهی برقی است.»
تمرین در سالن اجتماعات مدرسه
این هنرمند تئاتر دربارهی کمبود امکانات نمایشی در مسیر تولید اثر توضیح میدهد: «کار را زیر نظر انجمن هنرهای نمایشی آبادان شروع و ابتدا در سالن بخش خصوصی تمرین کردیم. متأسفانه انجمن، سالن اختصاصی ندارد و چون تئاتر شهر در بخش خصوصی سالنش را برای اجراها نیاز داشت، مجبور شدیم بقیهی تمرینات را در سالن اجتماعات مدرسهی نیکان که معلمش هستم انجام دهیم. اگر لطف مدیر مدرسه آقای علی خوشنظر نبود به مشکل میخوردیم. ما برای نمایش تهیهکننده نداشتیم، من معلمم و علی عباسیه در پالایشگاه کار میکند و حمایت مالی از هیچ ارگانی وجود نداشت. انجمن هم دارای بضاعت مالی نیست. فقط میتواند در بخش اداری کمکمان باشد. این، از مشکلات بزرگ تئاتر آبادان است و ده سال میشود در حضور مسئولین و حتی وزیر برای حل این مشکل پیگیری و نامهنگاری کردیم ولی هنوز صدایمان به جایی نرسیده است. انجمن هنرهای نمایشی آبادان، پلاتوی غیرخصوصی میخواهد، یکی برای تمرین و یکی برای اجرا. تئاتر آبادان بیشتر از همهی شهرهای استان، نویسنده و کارگردان و بازیگر دارد و اگر مشکلاتمان حل شود چه بسا بتوانیم تولیداتی به جشنوارههای جهانی داشته باشیم. خوشحالم که با وجود همهی دشواریها، بعد سالها تئاتری از آبادان به جشنوارهی فجر راه پیدا کرده است. این افتخار برای کل بچهها و استان است و امیدوارم تداوم داشته باشد. عوامل گروه از گریم تا نور و صدا و لباس و موسیقی و بازیگران زحمت کشیدند. رییس انجمن نمایش مهدی پرویش و همهی اعضای انجمن با حسن نیت همراهیمان کردند. در بخش خصوصی، تئاتر شهر همکاری داشت و آموزشگاه چنگ خرمشهر بخشی از تهیه کار را به عهده گرفت. احسان مرعشیپور از خرمشهر بهعنوان نوازنده همکاری داشت و همهی اینها کنار هم باعث این افتخارآفرینی شد.»
پیشرفت جامعه مشروط به ارتقاء فرهنگ و هنر است
علی عباسیه متولد بهمن ۱۳۶۳ در شیراز، تئاتر را سال ۱۳۸۰ آغاز کرد. او که از جشنوارههای استانی، منطقهای و ملی بهعنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر جوایزی دریافت کرده است میگوید: «اگر بخواهم بین نویسندگی و کارگردانی یکی را انتخاب کنم قطعا نویسندگی برایم بیشتر حائز اهمیت است. چون تألیف برای انتقال اندیشه، مفاهیم و زاویهی دید من به جهان مهمتر است.» او دربارهی ذائقهی مخاطب امروز در جهان تئاتر عقیده دارد: «مخاطب در عرصهی هنر چون در جهان انتخاب است و میتواند با تشخیص و سلیقهی خودش در مکان هنری حضور پیدا کند، جایی را انتخاب میکند که ابتدا سرگرمکننده و دور از کسالتهای زندگی روزمره باشد. در نتیجه، اولین گام هنر بهویژه تئاتر، سرگرمی و ایجاد جاذبه برای اوست تا بتواند با مؤلف همراه شود، جهان را از زوایهی دیدش ببیند و به اندیشهی او نزدیک شود.» این هنرمند تأکید میکند: «بزرگترین چالش تولید نمایش در آبادان معطوف به بخش سختافزاری و نبود حتی یک سالن تئاتر استاندارد است. همچنین نگاه بیتفاوت بخشهای دولتی و خصوصی به این هنر ارزشمند، عدم شناخت این هنر بین مردم به سبب عدم توجه رسانهها و متولیان فرهنگ و هنر مثل ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری، منطقه آزاد اروند و عدم اختصاص هزینه به منظور شکلگیری یک تئاتر مناسب در جهانی که تئاتر و هنر برای تولید، نیازمند هزینههای فراوانی است.» او کلامش را اینطور به پایان میرساند: «جامعه و کشوری پیشرفت نخواهد کرد مگر با ارتقا فرهنگ و هنر.»


Admin 6 








