صدای جنگ، سکوت گردشگری
تبعات جنگ بر صنعت گردشگری و آسیب آن بر فارس گردشگرپذیر
سحرگاه جمعه بیست و سوم خرداد ماه، تاریخی شوم در تقویم امسال ایران بود. فرودگاهها خالی از مسافر، هواپیماها پارک شده در آشیانه ها، تمامی پروازها از ساعات نخست لغو و آسمان کشور جهت امنیت جان مسافران کلیر شد. درست در همان روزهایی که فرودگاهها باید شلوغ تر از همیشه باشند، آژانسها در حال برنامه ریزی تورهای تابستانه و هتلها در تکاپوی میزبانی گردشگران، سایهای سنگینتر از هر تهدیدی بر سر کشور گسترده و اینبار، گردشگری قربانی خاموش تجاوزگری رژیم صهیونیستی شد؛ صنعتی لطیف، حساس و صلحمحور که بهسادگی زیر فشار بحران های سیاسی و امنیتی در هم میشکند. این صنعت ذاتاً با آرامش، صلح، امنیت و کشف زیباییها گره خورده در نقطه مقابل جنگ قرار گرفت واقعیتی مرکب از ترس، ناامنی، تخریب و اضطراب. گردشگری همواره نخستین صنعتی بوده که در شرایط جنگی زمینگیر می شود و آخرین صنعتی که به چرخه بازمی گردد.
گردشگری فارس در رکود
گردشگری در استان فارس یکی از بزرگترین و غنیترین مناطق گردشگری ایران است. آثاری چون تخت جمشید، پاسارگاد، حافظیه، سعدیه و بسیاری از اماکن گردشگری و جاذبه های طبیعی دیگر این خطه از خاک ایران را مستنثنی می کند. حالا پس از این رویدادهای تلخی که سایه آسیب آن بر سر این منطقه افتاده، می بایست تا مدت های زیادی فکر پذیرش گردشگران خارجی و حتی داخلی را از سر خود بیرون کند. در این زمینه تمامی امور گردشگری همچون پروژه های مرمتی و تورها متوقف و درآمدهای حاصل از آن سیر تنزلی پیش گرفته است. موضوعی که ضرورت ورود مدیران تصمیم گیر و حتی تزریق اعتباراتی برای رونق دوباره فعالان این صنعت را گوشزد می کند.
جنگ چگونه آثار تاریخی و بناهای گردشگری را تهدید میکند؟
در نگاه اول ممکن است تصور شود آثار تاریخی در معرض تهدید مستقیم موشک ها نباشند، اما واقعیت این است که تهدید اصلی، خاموش و تدریجی است و شامل عواملی می باشند که حتی پس از جنگ، صنعت گردشگری را تحت تاثیر قرار می دهند. حقیقت آن است که با توجه به هزینه هایی که جنگ بر یک کشور تحمیل می کند که اعم است از هزینه های نظامی برای دفاع در برابر بیگانگان، هزینه بازسازی زیرساخت ها و مناطق آسیب دیده، کاهش درآمد و تولید ناخالص داخلی کشور در زمان جنگ و عواملی از این دست، منجر می شود بودجه بندی برای حفاظت و مرمت آثار کاهش یابد. همچنین ممکن است باعث محدود شدن پروژههای علمی و پژوهشی گردشگری، از کار افتادن و آسیب به زیرساختهای گردشگری و زیبایی های شهر، افزایش خطر سرقت و تخریب، کاهش نظارت فنی و مدیریتی بهعلت محدودیت تردد و کاهش حضور گردشگر از جمله تهدیدات جنگ بر صنعت گردشگری باشد. در چنین شرایطی، فرسایش بیصدا، اما واقعی است.
علاوه بر موارد ذکر شده جنگ بر گردشگری اثرات طولانی مدتی نیز دارد. حتی حالا که ظاهرا جنگ تمام شده، صنعت گردشگری به این زودیها به مسیر قبل بازنمیگردد. زیرا برند یک کشور در بازار جهانی پس از جنگ مخدوش می شود. همچنین آژانسها و ایرلاینهای بین المللی تا مدتها این کشورها را بهعنوان مقصد پرریسک در نظر خواهند گرفت. علاوه بر آن، زیرساختهای آسیب دیده نیاز به بازسازی، تبلیغات و احیای اعتماد دارند. تحقیقات نشان می دهد که گردشگر خارجی برای تصمیمگیری مجدد جهت سفر به کشورهایی که در معرض جنگ قرار گرفته اند، بهطور میانگین ۳ تا ۵ سال زمان نیاز دارد تا مجدد اعتمادسازی انجام شود زیرا که آسیب روانی جنگ، از اخبار و رسانهها به ذهن گردشگر نفوذ میکند. در نتیجه، زیان اقتصادی وارده به توریسم فقط به ماههای جنگ محدود نمیشود؛ بلکه آینده ۵ تا ۱۰ ساله آن را تهدید میکند.
برای عبور از بحران چه باید کرد؟
یکی از راهکار هایی که می توان به کار گرفت، تقویت گردشگری داخلی است که این امر با حمایت از سفرهای امن و مقرون به صرفه برای گردشگران داخلی، میتواند بخشی از آسیب را جبران کند. تبلیغات صلحمحور بینالمللی از دیگر راهکارهایی است که می توان استفاده کرد که از طریق مستندسازی و اشتراک گذاری آن در رسانه ها و شبکههای اجتماعی قابل اجرا می باشد. حفظ بودجه مرتبط با امور گردشگری و حفاظتی از آثار تاریخی را می توان از دیگر راه حل ها پنداشت. همچنین احیای دیپلماسی گردشگری با دعوت از کشورهایی که هنوز تعامل دیپلماتیک دارند و اجرای برنامههای حمایتی مشترک بین المللی می تواند تاثیر مثبتی بر این صنعت داشته باشد. حمایت از شاغلان گردشگری نیز باید در دستور کار قرار گیرد تا با همکاری و بکارگیری مهارت و دانش فعالان این صنعت همچون راهنمایان، آژانسهای مسافرتی و هتلداران، هر چه زودتر از بحران ایجاد شده در این صنعت گذر کرد. علاوه بر موارد ذکر شده، در سال های گذشته پروژه ای با محوریت استان فارس انجام شد که نتایج مثبتی داشت و آن هم پلیس امنیت گردشگری بود که با القای حس امنیت و اعتماد تاثیر مثبتی بر ذهن گردشگر گذاشت لذا بکارگیری مجدد این روش می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد.
متاسفانه گردشگری، یکی از صنعت هایی است که همیشه قربانی جنگ بوده و خواهد بود زیرا که سفر و گردش با واژه امنیت و آرامش گره خورده که جنگ این عوامل را مستقیما تحت تاثیر خود قرار می دهد. استان فارس نیز با میراثی که متعلق به تاریخ جهان است، در دوران پس از جنگ به برنامهریزی دقیق، سیاستگذاری فوری و اتحاد ملی برای احیا و حفظ صنعت گردشگری خود نیاز دارد. حالا که دوباره آسمان امن، مرزها باز شده و پروازها از سر گرفته شده باید راهکارهایی پیش گرفته شود که مجدد ایران و در قلب آن استان فارس و شهر شیراز به مقصدی امن و جذاب برای گردشگران داخلی و خارجی بدل شود که این نتیجه بسته به تصمیمات امروز ماست.
پردیس کوثری

Admin 6 




