رو در رو با خاطره سازان ورزش/ این قسمت: شاغلام
دیگر جایی برای پیرمردها نیست!
احد کشاورز- «خبرجنوب»/ پیشکسوتان ورزش گنجینههای ارزشمند جامعه هستند و نسل امروز باید بداند که آنها چه زحماتی برای زنده نگه داشتن ورزش كشور خصوصا زادگاه خود کشیدهاند. احترام به پیشکسوت در ورزش پهلوانی و قهرمانی یکی از سنتهای خوب ایرانیان بوده که امروزه، اين سنت به فراموشي سپرده شده است و متاسفانه حالا ورزشكاران و خصوصا قهرمانان تا زمانی که در ميادين درخشش دارند مورد توجه هستند و پس از پایان دوران ورزشی به تیم «فراموششدگان» میپیوندند. امروز از پیشکسوتان رشتههای مختلف ورزش استان چه کسی خبر دارد؟ وضع معیشتیشان چگونه است؟ در کجا هستند و به چه کاری مشغولاند؟
سرویس ورزشی «خبرجنوب» همواره با تهیه گزارش از پیشکسوتان رشتههای مختلف ورزشی به دنبال فرصتی است تا از نسل گذشته به نوعی قدردانی نماید، تا آنها بدانند به دست فراموشی سپرده نشدهاند. فرصتی دست داد تا با استاد «غلامحسین پیروانی»، پیشکسوت خوشنام و حال حاضر ورزش فارس ديداري داشته باشد و علاوه بر احوالپرسی، گفتوگویی مفصل با فوتبالیست و مربی پرافتخار سالهاي گذشته كشور و شهرمان انجام دهد. ماحصل اين گفتوگو را در زير ميخوانيد:
* آقای پیروانی؛ زندگی ورزشی تان از کجا آغاز شد؟
در یک خانواده کاملا ورزشی رشد كردم، بهطوریکه پدرم سالها در ورزش زورخانهای فعالیت داشت، حاج عزیز برادر بزرگم عضو تیم هندبال شیراز، امین قهرمان کشتی (مقیم کشور کانادا است)، هاشم گوش راست تیم تاج، رضا (جانباز جنگ تحمیلی) گوش راست تیم جم، امیرحسین فوتبالیست، مربی خوب فوتبال و استاد دانشگاه و افشین دیگر برادر من سالها کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان و پرسپولیس و مدیر کنونی این تیم و همچنین یکی از خواهران من که هم اکنون در آمریکا زندگی میکند عضو تیم والیبال شیراز و دیگر خواهرم نیز قهرمان دوهای سرعت بودند و در میان اقوام هم اغلب ورزشی بودند. اولین رشتهای که در آن فعالیت کردم کشتی آزاد بود که از طریق زندهیاد حاج جواد علیزاده قهرمان اسبق کشتی و داور ممتاز بینالمللی کشتی وارد این عرصه و در سالن علیبنحمزه نزد استاد کرامت زرنگ مشغول به تمرین و در مسابقات مختلف از جمله قهرمانی شیراز و مسابقات آموزشگاهها، عناوین خوبی بهدست آوردم. در فینال یکی از مسابقات با زندهیاد اصغر برنجی، قهرمان خوب وقت کشتی به نتیجه مساوی دست پیدا كردم و بعد از اتمام مسابقات، شادروان محمدعلی فرخیان دارنده مدال نقره مسابقات جهانی بزرگسالان ۱۹۶۵ منچستر به من گفت که اگر در این رشته به تمریناتم ادامه دهم، شایستگی کسب افتخار در سطوح بالای قهرمانی را دارم، ولی من تصمیم خودم را از قبل گرفته بودم و به دلیل علاقه زیاد و البته از طریق پیگیری برادرم (شادروان عزیز پیروانی) فعالیت خودم را از سن ۱۵ سالگی و از زمین خاکی بدون امکانات فخرآباد نزد شادروان اکبر کیا در این رشته شروع کردم و در ادامه هم نزد شادروانان رحیم عجمپور، ابراهیم عباسی و حسینزاده مشغول تمرین شدم. بعد از گذشت یک سال به تیم ملی فوتبال نوجوانان کشورمان دعوت شدم و با پیشرفت بیشتر توانستم عضويت اين تیم را بهدست آورم و بعد از مدتي هم به عنوان کاپیتان تیم برگزیده شدم و در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا ۱۹۷۴ در کشور بانکوک عنوان قهرمانی را بهدست آوردیم. در ادامه هم به اتفاق سایر اعضای تیم ملی در مسابقات بینالمللی کویت، عنوان قهرمانی را کسب کردیم و در همین سال مسابقات بینالمللی با حضور تیمهای سرشناس در کشورمان برگزار شدكه گروه الف در شیراز مسابقات خود را انجام دادند و ما با تحمل یک شکست مقابل تیم شوروی سابق با حضور همه بزرگانش از جمله داسایف به عنوان تیم دوم به مرحله نیمه نهایی راه پیدا كردیم و با پیروزی مقابل تیم ملی مجارستان این مرحله را نیز با موفقیت پشت سر گذاشتیم و به پیکار نهایی رسيديم و با هدایت و آنالیز خوب اوفارل و استاد مهاجرانی توانستیم با گل دقایق پایانی بهتاش فریبا، جام قهرمانی را در استادیوم ارتش برای کشورمان به ارمغان آوریم. همزمان با حضور در تیم ملی، عضو تیم برق شیراز شدم و تا سن چهل سالگی فقط در همین تیم بازی کردم.
* از افتخاراتی که در تیم فوتبال برق شیراز کسب کردید بگویید.
افتخار میکنم که در تمامی این سال ها در مسابقات مختلف ارائهگر فوتبال باکیفیتی بودیم، علاوه بر این یکبار به عنوان بهترین تیم شهرستانی به مسابقات جام دیوار چین اعزام شدیم و آنجا هم با انجام فوتبال زیبا، نظر کارشناسان را به خودمان جلب نمودیم.
* چه شد که به سمت مربیگری رفتید؟
پس از اتمام دوران بازیگری، فعالیت در عرصه مربيگري را از سال ۱۳۶۸ و با تیم برق شیراز در دوران مدیریت خلیل صالحی شروع كردم (هرچند که در دوران بازیگری هم به دلیل احترامی که سایر همتیمیها برای من قائل بودند به عنوان بزرگتر، نقش مربی را در داخل زمین ایفا میکردم ) و در مسابقات جام حذفی سال ۱۳۷۶ عنوان قهرمانی را در میان همه مدعیان کشور با شایستگی بهدست آوردیم. پس از چند سال فعالیت و بنابه صلاحدید مدیریت از این تیم کنار گذاشته شدم. سال ۱۳۷۹ به عنوان مربی در کادر تیم ملی فوتبال جوانان جهت حضور در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا انتخاب شدم (با سرمربیگری مهدی مناجاتی) و بعد از اتمام مسابقات در سال 1379 به تیم فجر رفتم و به عنوان دستیار زندهیاد استاد محمود یاوری مشغول فعالیت شدم. بعد از گذشت زمان و با انصراف وی از حضور در این تیم و البته با رخصت گرفتن از ایشان، سرمربیگری تیم فجرسپاسي را پذیرفتم و طی سالیان متمادی توانستیم علاوه بر کسب عنوان قهرمانی در جام حذفی و حضور در آسیا، همواره در مسابقات لیگ، فوتبالی باکیفیت ارائه دهیم و بارها تیمهای مدعی کشور از جمله پرسپولیس، استقلال و... را شکست دهیم. یک بار هم با این تیم در مسابقات جام پادشاهی عربستان سعودی شرکت کردیم و آنجا هم توانستیم فوتبال باکیفیتی به نمايش بگذاريم.
* عواملی که باعث موفقیت شما در تیم فجر شهیدسپاسی شد، چه بود؟
صداقت در گفتار و رفتار کادر فنی و زحمات مربیان و تلاش بازیکنان تيم.
* پس از فجر، هدایت تیم ملی امید را قبول کردید، از آن دوره صحبت کنید.
پس از ۱۱ سال فعالیت در فجر با پیگیری کفاشیان رئیس وقت فدراسیون فوتبال و تاج نایب رئیس فدراسیون به عنوان سرمربی تیم ملی امید برای حضور در مسابقات بازیهای آسيایی انتخاب شدم و عليرغم وجود مشكلات از جمله عدم حمایت کافی مسئولان، کارشکنی باشگاهها و... به مسابقات اعزام شدیم و با تحمل دو شکست مقابل ژاپن و کرهجنوبی، عنوان چهارم را بهدست آوردیم و این در حالی بود که تیمهای فوق در مسابقات المپیک هم به ترتیب عناوین سوم و چهارم را با شایستگی کسب کردند. بعد از اتمام مسابقات و طی انجام مصاحبهای اعلام کردم دور از کرم خداوند متعال بود که ما قهرمان مسابقات شویم. تیمی که زمین را خوب شخم بزند و بذر بکارد و آبیاری کند، شایسته درو محصولی خوب میتواند باشد، خدا عادل است. در ادامه و علیرغم اصرار مسئولان وقت از جمله سعیدلو وزیر ورزش، از مسئولیت خود استعفا دادم، چون علاوه بر اینکه باشگاهها تعامل خوبی با تیم امید نداشتند، متاسفانه عدهای از فوتبالنویسان هم به ناحق این تیم را مورد کارشناسی قرار دادند. یادم هست که وزیر ورزش به من گفت «نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است» و من هم در جواب به ایشان گفتم نیش دوست از عقرب بدتر است. در ادامه هم با وجود اصرار مسئولان و پیگیری آیتاللهی برای حضور در تیم فجر، بهدلیل دلخوری صلاح ندیدم که در این تیم باشم.
* چه شد که به صنعت نفت آبادان رفتید؟
با درخواست مسئولان این تیم به اتفاق بهنام زارع مربی ارزنده و موثری که همیشه به عنوان یار در کنار من بوده، از طریق هژبرافکن عازم آبادان شدیم. این در حالی بود که برزیلیهای ایران از لحاظ کسب امتیاز در وضعیت خوبی به سر نمیبردند و با ۳۱ امتیاز به اتفاق ۵ تیم دیگر در قعر جدول قرار داشتند و طی چهار هفته قبل از حضور ما ۱۷ گل دریافت كرده بودند. در یک جو وحشتناک، فعالیت خودمان را در این تیم شروع كردیم و در اولین مسابقه هم روبهروی تیم پرمهره استیل آذین با هدایت محمود یاوری قرار گرفتیم و درحالیکه باید با اختلاف چهار گل نتیجه را واگذار میکردیم در نهایت با دو گل این تیم را شکست دادیم و در ادامه هم تیمهای مدعی از جمله استقلال، نفت تهران و... را شکست دادیم و مقابل تیم مدعي و پرمهره تراکتور با مربیگری امیر قلعهنوعی در تبریز با نتیجه ۳ بر ۳ مساوی کردیم و در حالی که برای سقوط نکردن نیاز به ۶ امتیاز داشتیم در نهایت عنوان هفتم را کسب نمودیم و در یکی از مسابقات پایانی بهخاطر توهین یکی دو تماشاگرنما، عطای حضور در این تیم را به لقایش بخشیدیم و شبانه به اتفاق زارع به شیراز بازگشتیم و اصرار مسئولان این تیم هم برای حضور مجدد ما راه به جایی نبرد.
* در تیم ملی فوتبال ناشنوایان هم بودید ...
در سال ۱۳۹۳ برابر ابلاغ مسئولان به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ناشنوایان انتخاب شدم. در این مقطع هم با وجود مشکلات عدیدهای از جمله مسایل مالی و کمبود بازیکن، کار هدایت این تیم را عهدهدار شدم. به حدی بازیکن کم داشتیم که بچهها بهصورت مشترک عضو دو تیم چمنی و سالنی بودند و صبح در تمرین تیم فوتسال و عصر در تمرین تیم چمنی شرکت میکردند و با این وضعیت در مسابقات آسيایی کره جنوبی ۱۹۹۴ شرکت کرده و در نهایت هم به لطف خداوند متعال و زحمات کادر فنی و تلاش بازیکنان در مسابقات سالنی عنوان قهرمانی و در مسابقات چمنی هم عنوان نایب قهرمانی را بهدست آوردیم.
* برای کمک به ابومسلم هم به مشهد رفتید؛ چه اتفاقی افتاد؟
تیم خوبی داشتیم و نتایج مطلوبی هم در مسابقات لیگ ۱۳۹۴ کسب نمودیم، ولی با کمکاری مسئولان و حمایت نکردن، رفتهرفته برای کار در این تیم با مشکلات عدیدهای روبهرو شدیم، به نحوی که بچهها در موارد پیش پا افتادهای نظیر غذا خوردن هم مشکل داشتند و به همین خاطر با استاد حشمت مهاجرانی مدیر فنی جلسهای برگزار کردیم و بهخاطر وضعیت بسيار بدی که طی مدت زمان حضور در این تیم با آن روبهرو بودیم تصمیم به ترک ابومسلم گرفتیم و در پایان فصل هم تیم ریشهدار و پرطرفدار دیار خراسان از سطح اول فوتبال کشور سقوط کرد و در ادامه هم این تیم برای همیشه از ادامه فعالیت در فوتبال باز ماند.
* چه شد مجددا به تیم فوتبال فجر شهید سپاسی برگشتید؟
سال ۱۳۹۵ این تیم در مسابقات دور رفت با کسب حداقل امتیاز در قعر جدول بهسر میبرد و به همین خاطر مسئولان استان ازجمله افشانی استاندار و سایر دستاندرکاران با اصرار، من را برای قبول مسئولیت در تیم فجر متقاعد کردند و طی مدت کم و با زحمات کادر فنی بهخصوص بهنام زارع، تیم را از حالت قبلی بیرون آوردیم و با ارائه فوتبالی زیبا توانستیم با کسب حداکثر امتیاز عنوان قهرمانی مسابقات دسته اول را بهدست آوریم و قاطعانه به لیگ برتر صعود نماييم و درحالیکه انصاف حکم میکرد در مسابقات لیگ هم به فعالیت خودمان ادامه دهیم علیرغم زحمات زیادی که برای این تیم طی نیمفصل حضور کشیده بودیم، مورد بیمهری مدیریت تیم قرار گرفتیم (بهخصوص فلاح) و با دلخوری بیشتر از ادامه کار در این تیم سر باز زدیم و تیم فجر هم سال بعد و در پایان مسابقات در قعر جدول قرار گرفت و مجددا به مسابقات دسته اول سقوط کرد.
* نظرتان در مورد تفاوت فوتبال کشورمان در گذشته و حال چيست؟
از لحاظ استعداد و حضور چهرههای شاخص در گذشته، وضعیت بسیار بهتری داشتیم و طی چندسال اخیر پولهای بیحساب و کتاب بدجور به فوتبال ما ضربه زده و به نوعی تقریبا زیبایی این رشته را گرفته است.
* در مورد تیم فوتبال برق بیشتر صحبت کنید؟
این تیم را میتوانیم به نهالی تشبیه کنیم که خوب کاشته شد و با رسیدگی مناسب و پس از گذشت زمان، تبدیل به درختی نیرومند شد. برق همواره با ارائه فوتبالی با کیفیت طی سالها حضور در مسابقات مختلف توانست در سطح کشورمان و بهخصوص استان فارس و شهر شیراز طرفداران بیشماری داشته باشد و همواره جزء مدعیان باشد. کسب عنوان قهرمانی در مسابقات جام حذفی و کسب عنوان برترین تیم شهرستانی گویای بسیاری از مسايل میباشد. به هرحال در نتیجه عوامل متعدد از جمله عدم مدیریت صحیح، نداشتن اسپانسر، عدم توجه کافی مسئولان ردهبالای استان و... همزمان درخت تنومند برق را قطع کردیم و علاوه بر آن اسید قوی ریختیم بر روي آن تا کار را یکسره نماییم! هر وقت اسم تیم برق را میآورند و یاد گذشتهها می افتم ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه میزند و بغض گلویم را میگیرد. در شیراز کسی محرم اسرار کسی نیست، ما با که نشستیم کسی یار کسی نیست.
* چه توصیهای به ورزشکاران جوان دارید؟
ورزشکاران باید صداقت در رفتار، گفتار و کردار داشته باشند و در راه راست قدم بردارند. راستی موجب رضای خداست؛ «کس ندیدم که گم شود از راه راست». احترام به پدر و مادر، مربی و بزرگتر و پاک بودن را همواره در دستور کار خودشان قرار دهند. در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است، ورنه هر گبری ز پیری میشود دوستدار ما. ورزشکاران با رفتار و کردار خوب و دستگیری از مستمندان به دنبال پهلوان شدن باشند تا در دل مردم ماندگار شوند و این نکته را مدنظر قرار دهند که عناوین قهرمانی بدون اخلاق، ماندگار نیست. تختی آن مرد بیادعا، گوهر پاک قهرمانان بود.
* خاطره خوب ورزشی شما از سالها حضور در ورزش چيست؟
کسب عنوان قهرمانی به اتفاق تیم ملی فوتبال جوانان در مسابقات بینالمللی شیراز (۱۳۵۵) و در همین سال نيز در مسابقات لیگ تختجمشید با تیم برق مقابل تیم ابومسلم خراسان قرار گرفتیم و در حالی که با نتیجه دو بر صفر از این تیم عقب بودیم با دو گلی که در دقایق پایانی به ثمر رساندم، بقای تیم برق در مسابقات را رقم زدم.
* خاطره بد زندگی ورزشی شما چیست؟
درگذشت برادرم حاج عزیز پیروانی، همچنین سقوط تیم برق.
* نقش حمایت خانواده در پیشرفت شما در ورزش چه بود؟
پدرم چون خودش در دوران جوانی ورزش زورخانهای انجام میداد همواره حامی ما بود و ضمن اینکه عشق زیادی هم به تیم برق داشت. سال ۱۳۵۳ و بعد از کسب عنوان قهرمانی با تیم ملی فوتبال در مسابقات قهرمانی آسیا 1974 تايلند (كاپیتان تیم بودم)زندهیاد همایون بهزادی و ایرج سلیمانی پیگیر حضور من در تیم پرسپولیس شدند و در ادامه هم قرار شد برای دو فصل مبلغ ۴۵ هزار تومان دریافتی داشته باشم. در ادامه و هنگامی که جریان حضور در تیم پرطرفدار تهرانی را در منزل بازگو کردم، پدرم مخالفت کرد و با پرداخت ۱۰۰ هزار تومان کلا من را از حضور در پرسپولیس منصرف نمود. مادرم نیز ۳۰ سال لباسهای تیم برق را در منزل شست. روح هردو بزرگوار شاد که عشق زیادی به تیم برق داشتند.
* در صحبت هایتان زیاد از شعر استفاده می کنید. دلیل علاقه شما به شعر چیست؟
از دوران ابتدایی به حفظ شعر علاقهمند بودم و با مطالعه کتاب شعرای مختلف همواره سعی در افزایش معلومات خود داشتم.
* راجع به اهمیت اخلاق و مرام نیک در ورزش هم توضیح دهید؟
چندسالی است که این امر مهم کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مربیان در کنار آموزش باید به ورزشکاران، اخلاق و مرام پهلوانی را توصيه كنند. هرچه که در ذهن و رفتار دارم را همواره مديون مربیان و بزرگان خود ميدانم. پوریای ولی گفت صیدم به کمند است، از همت داوود نبی بخت بلند است، افتادگی آموز اگر طالب فیضی، هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.
* نقش مطبوعات در پیشرفت ورزش استان فارس و بهخصوص خودتان را چگونه ارزیابی میکنید؟
مطبوعات و بهخصوص روزنامه «خبرجنوب» با مدیریت خوب آقای واحدیپور، نقش بسیار پررنگی در رشد و پیشرفت ورزش استان و بهخصوص بنده داشته است و رسالت خودشان را بهخوبی انجام دادهاند. به نوبه خودم از ایشان که انسان پاکی هستند و حق زيادی هم گردن ورزش استان دارند صمیمانه تشکر میکنم.
* آيا به تمام اهداف خودتان در ورزش دست یافتهاید؟
به لطف خداوند متعال و در سایه زندگی سالم ورزشی که داشتهام تاکنون به آنچه که در ذهنم بوده رسیدهام و خدا را شاکرم که در طول زندگی همیشه برای افراد مختلف زبان خیر گذاشتهام.
* چه انتظاری از مسئولان استان فارس دارید؟
جای بسی تاسف است که با وجود حضور كارخانجات و صنایع بزرگ و مهم از جمله پالایشگاه نفت، پتروشیمی، شرکت گاز و سایر شرکتها، رشتههای مختلف ورزشی ما از حمایت آنها برخوردار نیستند و به همین دلیل هم اغلب ورزشکاران شاخص ما در تیمهای خارج از استان فعالیت می کنند که این دور از انصاف است. چرا ما مثل استانهای همسایه نمیتوانیم از حمایتهای مناسب دولت برای پیشرفت و رونق بیشتر ورزش استفاده کنیم؟ خوشا دینار جهان که پوشش عیب کهن است، من بیچاره ندارم همه عیبی به من است. جای تاسف است که در تیم فوتبال فجر و شهر راز برای حضور در مسابقات سال جاری به ترتیب دو و چهار بازیکن فقط از استان پهناور فارس حضور داشتهاند. به دلیل عدم حضور اسپانسر قوی اغلب فوتبالیستهای ما از رده سنی امید جذب تیمهای دیگر از جمله سپاهان، ذوب آهن و... میشوند. نمایندگان محترم فارس در مجلس، استاندار محترم، شهرداران و سایر دستاندرکاران باید پیگیری بیشتری انجام دهند تا علاوه بر رفع کمبودهای ورزش استان، زمینه حمایتهای همهجانبه از رشتههای موفق نظیر کشتی، فوتبال، وزنهبرداری و... فراهم گردد.
* وضعيت جسماني خودتان چگونه است؟
سلامتی خودم را ابتدا مديون خداوند متعال هستم و در وهله بعدی هم مرهون زحمات زیاد کادر پزشکی بیمارستان پیوند اعضا بهخصوص دکتر ملکحسینی، دکتر بهمنی، دکتر تواضع و صدالبته دعای خیر هماستانیهای عزیز که مراتب تقدیر و تشکرم را از آنها به عمل می آورم. همچنين جا دارد از حمایتهای همه جانبه اعضای خانواده که همیشه یار و یاور من بودهاند، از مربیان موثری که همواره در کنار من بودهاند از جمله بهنام زارع (مربی بسیار خوب و کارنامهدار رشته دوومیدانی)، داریوش صبوری و... و از میان مدیران هم خلیل صالحی و جعفری، همچنین سرویس ورزشی «خبرجنوب» بهخاطر پوشش بسیار خوب اخبار و رویدادهای ورزش استان و به ویژه توجه به پیشکسوتان تشکر نمایم.
Admin 6 




