چرا عصبانی می‌شویم و با فرد عصبانی چگونه رفتار کنیم؟

چرا عصبانی می‌شویم و با فرد عصبانی چگونه رفتار کنیم؟
ما معمولاً بر این باوریم که خشم ما از وقایع اطرافمان ناشی می‌شود

مترجم: سیما زعفرانچی – «خبرجنوب»/ همه ما تجربه هایی از مواجهه با افراد عصبانی در فروشگاه‌ها، خیابان‌ها، محل‌ کار، بیمارستان‌ها، فرودگاه‌ها و جلسات داریم. گزارش جدید موسسه احساسات جهانی "گالوپ" نشان می دهد که تا 23% از شرکت کنندگان در یک مطالعه هر روز احساس خشم می‌کردند. اگر شما هم جزو این دسته هستید، بدانید که تنها نیستید.

ما معمولاً بر این باوریم که خشم ما از وقایع اطرافمان ناشی می‌شود؛ مثلا رانندگان بد و مشتریان هر روز ما را عصبانی می‌کنند. این در حالی است که دلیل واقعی خشم ما به باورهایی که درباره خود و دیگران داریم برمی‌گردد. ما احساس می‌کنیم که دنیا باید همانطور که می‌خواهیم باشد و مردم باید با ما عادلانه رفتار کنند. طبق اصول رفتار درمانی عقلانی-عاطفی (REBT)، خشم ناسالم ما نه توسط وقایع زندگی و محیط اطراف، بلکه توسط باورهای سخت‌گیرانه و غیرمنعطف خودمان شعله ور می‌شود.

چگونه خشم را کنترل کنیم؟

مدیریت مؤثر خشم با شناخت تفاوت بین احساسات منفی سالم و ناسالم شروع می‌شود.

خشم، در واقع پاسخ ما به بی‌عدالتی ها و عبور از حد و مرزها است. اگر داستانی در مورد آزار یک کودک بشنوید، احتمالاً خشمگین خواهید شد. در این مورد خشم شما، پاسخ سالمی به بی‌عدالتی و بدرفتاری در قبال کودک است و این احساس خشم، انگیزه‌ای برای محافظت از کودک بی گناه و بی دفاع به وجود می‌آورد.

در مقابل، احساسات منفی ناسالم در مواجهه با مشکلات نه تنها کمکی به ما نمی‌کنند بلکه ما را در رفتارهای خود تخریبی گیر می‌اندازند، توانایی ما را برای رسیدن به اهدافمان مختل می‌کنند، واقعیت را تحریف می‌کنند و ما را به انسانهایی ناراحت و فرسوده تبدیل می کنند. برخلاف خشم سالم، خشم ناسالم درباره اهداف شخصی برآورده نشده ما است. ما چیزی را می‌خواهیم و وقتی آن را به دست نمی آوریم، عصبانی می‌شویم.

طبق گفته آلبرت الیس، بنیانگذار REBT، سه باور اصلی غیرمنطقی وجود دارد که هر یک اصرار دارند زندگی ما باید بر اساس یک الگوی خاص باشد:

  • کمال گرایی شخصی: من باید خوب عمل کنم و تأیید دیگران را به دست بیاورم و اگر به خوبی عمل نکنم، ناکافی و نالایق هستم.

  • پذیرش اجتماعی: دیگران باید با من عادلانه و مهربانانه رفتار کنند. اگر این کار را نکنند، آن‌ها انسانهایی بد و سزاوار مجازات هستند.

  • راحتی و خوشبختی شرطی: من باید آنچه را که در زندگی می‌خواهم بدست بیاورم و اگر این اتفاق نیفتد، شرایط وحشتناکی پیش خواهد آمد و من بیچاره خواهم شد.

وقتی این افکار را در سر داریم و با مشکلی مواجه می‌شویم، از خود عصبانی خواهیم شد. وقتی که به استانداردهایی که داریم نمی‌رسیم، از دیگران عصبانی خواهیم شد چرا که فکر می‌کنیم آنها به ما احترام و شناختی را که احساس می‌کنیم شایسته آن هستیم، نمی‌دهند.

چه چیزی یک باور را غیرمنطقی می‌کند؟

 یک باور غیرمنطقی با واقعیت زندگی ما مطابقت ندارد. با توجه به اینکه همه افراد اشتباه می‌کنند و زندگی غیرقابل پیش‌بینی است، هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید ما یا دیگران باید به یک روش خاص رفتار کنیم. ما گاهی اوقات عملکرد خوبی داریم و گاهی اوقات ضعیف عمل می کنیم. درواقع، باورهای سالم و منطقی ما نشان می‌دهند که ما ترجیح می‌دهیم هم خودمان عملکرد خوبی داشته باشیم و هم دیگران با ما خوب رفتار کنند اما نباید اصرار داشته باشیم که زندگی طبق مدل مدنظر ما پیش برود.

چگونه با افراد عصبانی برخورد کنیم؟

ما معمولا به دوستی که از انجام وظیفه کاری اخیر خود کلافه و عصبانی شده، کمک می‌کنیم، اما با غریبه‌ای که از نظر ما بی دلیل عصبانی شده، مقابله کنیم.

فردی که زیاد عصبانی می‌شود، ممکن است تجربیات ناخوشایندی در دوران کودکی داشته که در آن احساس امنیت، پذیرش یا محبت را تجربه نکرده است. احساس تعلق و امنیت از اساسی‌ترین تجربیات دوران کودکی هستند که زیربنای احساسات شخصی و نحوه تعامل با دیگران در بزرگسالی را به وجود می‌آورند. کمبود احساس امنیت و تعلق می‌تواند فرد را از لحاظ فیزیکی و عاطفی آسیب پذیر کند.

احساس مداوم آسیب‌پذیری، دیدگاه فرد نسبت به جهان اطرافش را متفاوت می‌کند. مثلا در واکنش به یک اتفاق کاملا معمولی مثل بی توجهی مسئول پذیرش به حضور فرد جدید در صف، رفتاری پرخاشگرانه از خود نشان می‌دهد چرا که تصور می کند، مسئول پذیرش حضور او را نادیده گرفته است. باور غیرمنطقی او می‌گوید که دیگران باید به او احترام بگذارند و اگر این اتفاق نیفتد، شرایط بسیار وحشتناک خواهد شد. وقتی خشم این فرد افزایش یابد، به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که اوضاع را بدتر می‌کند، نه بهتر.   در نتیجه، این رفتار تدافعی مستقیماً منجر به بازخورد منفی از سوی مسئول پذیرش شده که رفتار پرخاشگرانه و تدافعی فرد را تقویت می‌کند.

اگر در این وضعیت چالش‌برانگیز حضور داشتید، بیل ادی، متخصص رفتار با شخصیت های پرخاشگر، سه ابزار برای ارتباط با فرد مضطرب و عصبانی پیشنهاد می‌کند:

  • همدلی: با اضطرابی که فرد عصبانی تجربه می‌کند، همدلی کنید. می توانید با این جمله شروع کنید: "من می‌ببینم چقدر ناراحت هستید. می‌خواهم کمک کنم."

  • توجه: به فرد مضطرب با برقراری ارتباط چشمی، چرخیدن به سمت او، کنار گذاشتن هر چیزی که در دست دارید و سر تکان دادن هنگام صحبت‌های او، توجه کنید. از او بخواهید که با شما حرف بزند مثلا بپرسید: "می‌توانید بیشتر درباره اتفاقی که افتاده است توضیح دهید؟"

  • احترام: به فرد پرخاشگر به عنوان شخصی با نگرانی‌های متعدد احترام بگذارید چرا که در عمق اضطراب این افراد، تمایل به احترام دیده می‌شود. نقاط قوت آن‌ها را ببینید و بیان کنید: "من دیدم که شما چقدر تلاش کردید تا این مشکل را حل کنید"

در پایان چنین مکالمه چالش‌برانگیزی، نفس عمیقی بکشید و به خود یادآوری کنید که هرچند دوست دارید با احترام با شما رفتار شود، اما هیچ قاعده‌ و اطمینانی وجود ندارد که دیگران با شما خوب رفتار کنند. به خاطر داشته باشید که رفتار خالی از احترام دیگران با شما آنچنان وحشتناک نیست، اما واقعا ناامید کننده است.

 

منبع: psychologytoday